تبليغاتX
دل‌نوازها

دل‌نوازها

به هر پرده رازی بود دل‌نواز - که آن‌را ندانند جز اهل راز

آلبوم دانه‌های مروارید، جلال ذوالفنون

دانه‌های مروارید، جلال ذوالفنون

«دانه‌های مروارید Pearl Beads» آلبوم تک‌نوازیِ سه‌تار «جلال ذوالفنون» است که نخستین بار در تابستان ۱۳۸۴ پس از بازسازی، به‌دست «چهار باغ بانگ» در ۲۲ تراک و به‌مدت ۶۰ دقیقه و ۴۶ ثانیه منتشر شد. آلبوم «دانه‌های مروارید» نتیجه‌ی اجرای «جلال ذوالفنون» به‌تاریخ بهمن‌ ۱۳۵۷ در خانه‌ی پدریِ «شهریار عبدصالح» در «آواز افشاری»، «آواز بیات ترک»، «دستگاه شور» و «دستگاه ماهور» است که دربردارنده‌ی گفتار «جلال ذوالفنون» پیرامون «مضراب‌های راست و چپ» و نیز گفتار «شهریار عبدصالح» پیرامون چگونگیِ ضبط و انتشار آلبوم نیز هست.

فهرست:
۱. مقدمه و کرشمه
۲. پیش‌ درآمد از «رضا محجوبی»
۳. حاجیانی
۴. چهارمضراب
۵. صدری
۶. عراق
۷. چهارمضراب عراق (پُرمضراب)
۸. آواز قرایی
۹. تغییر مقام به «آواز بیات تُرک» و کرشمه‌ی تُرک
۱۰. شکسته‌ی تُرک
۱۱. چهارمضراب شکسته و تغییر مقام به دستگاه شور
۱۲. رضوی
۱۳. ترانه‌ی محلی در حجازِ ابوعطا
۱۴. بسته نگار
۱۵. ضربیِ حجاز
۱۶. عشاق و چهارمضراب عشاق
۱۷. فرود به آواز افشاری
۱۸. ترانه‌ی محلیِ کُردی
۱۹. گفتار «جلال ذوالفنون» درباره‌ی مضراب‌های راست و چپ
۲۰. درآمد دستگاه ماهور
۲۱. چهارمضراب ماهور از «درویش‌خان» به روایت «ابوالحسن صبا»
۲۲.  گفتار «شهریار عبدصالح» درباره‌ی پدید آمدن آلبوم

جلد و متن آلبوم


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در سه شنبه یکم فروردین 1391 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

جلال ذوالفنون درگذشت

جلال ذوالفنون درگذشت

«جلال ذوالفنون» نوازنده و آهنگ‌ساز، بر اثر بیماریِ قلبی جان سپرد. او ۷۴ سال داشت. به گزارش «خبرگزاری مهر»، «جلال ذوالفنون» که دو هفته پیش تحت عمل جراحی قرار گرفته بود، به دلیل خون‌ریزی در بیمارستانی در کرج درگذشت.

«جلال ذوالفنون» در سال ۱۳۱۶ در «آباده» زاده شد. در کودکی همراهِ خانواده‌ به تهران آمد و فراگیری موسیقی را از ۱۰ سالگی آغاز کرد. برای ادامه‌ی تحصیل به «هنرستان موسیقی ملی» رفت و آن‌جا با سازهای تار و ویولن آشنا شد. هم‌زمان با تاسیس رشته‌ی موسیقی در «دانشکده‌ی هنرهای زیبا» به آن‌جا رفت. آشنایی با شخصیت‌های «موسیقی ملی ایران» چون «نورعلی برومند» و «داریوش صفوت» برای او شناخت تازه‌ای از «موسیقی اصیل ایران» به هم‌راه داشت. «جلال ذوالفنون» از آثار و نحوه‌ی نوازندگیِ بزرگانی چون «ابوالحسن صبا»، «ارسلان درگاهی» و «احمد عبادی» درس فراوان گرفت و در نهایت خود به بیان مستقلی در نوازندگی «سه‌تار» رسید. «جلال ذوالفنون» آثار متعدد مکتوب و صوتی در زمینه‌ی «موسیقی ملی ایران» از خود بر جای نهاده است که آلبوم‌های «گل صدبرگ» و «آتش در نیستان» از بارزترینِ آن‌هااست. او در «بیست و هفتمین جشنواره‌ی موسیقیِ فجر» به عنوان «هنرمند برجسته‌ی موسیقی سنتی» مورد تقدیر قرار گرفت.

خبرگزاریِ مهر


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 21:30 به‌دست دل‌نواز  | 

Frontera, Strunz & Farah

Frontera, Strunz & Farah

«Frontera»، به فارسی «مرز» نام دومین آلبوم گروهِ «Strunz & Farah» است که نخستین بار به‌سال ۱۹۸۴ در ۸ تراک و مدت ۴۳ دقیقه به‌دست «Milestone» در آمریکا منتشر شد. گروهِ «Strunz & Farah» از دو نوازنده‌ی گیتار، «اردشیر فرح» از ایران و «Jorge Strunz» از کاستاریکا در سال ۱۹۷۹ شکل گرفت و تا مارس ۲۰۱۲ علاوه بر کنسرت‌های بسیار ۱۹ آلبوم نیز منتشر کرده است. آخرین آلبوم این گروه به‌نام «Journey Around the Sun» نامزد کسب جایزه‌ی گرمی شد.

List:
01. Quetzal
02. Zona Liberada
03. Reng
04. Cassiopeia
05. Rio Nuevo
06. Abrazo (Embrace)
07. Amristar
08. The Dervish

جلد آلبوم، Strunz & Farah و WikiPedia


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 8:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم راز و نیاز، علیرضا افتخاری

آلبوم راز و نیاز، علیرضا افتخاری

«راز و نیاز» آلبوم موسیقی سنتی ایران با آواز «علیرضا افتخاری» به آهنگ‌سازیِ «حسین علیزاده» و نوازندگی «گروه‌ شیدا و عارف» در دو بخشِ «دستگاه راست‌پنجگاه» و «گوشه‌ی شوشتری» بر سروده‌های «حافظ»، «مولوی» و «باباطاهر» است که نخستین بار زمستان ۱۳۶۷ به‌دست «ماهور» در ۱۳ تراک به مدت ۵۷ دقیقه و ۴۷ ثانیه منتشر شد. نام آلبوم از قطعه‌ی گروه‌نوازیِ سه‌تار به همین نام در «گوشه‌ی شوشتری» گرفته شده است. «راز و نیاز» پنجمین آلبوم منتشر شده‌ی «علیرضا افتخاری» است.

بیا تا گُل برافشانیم و مِی در ساغر اندازیم       فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم
اگر غم لشکر انگیزد که خونِ عاشقان ریزد       من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم
شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم       نسیم عطرگَردان را شِکَر در مجمر اندازیم
چو در دست است رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش       که دست‌افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم
صبا خاک وجود ما بدان عالی‌جناب انداز       بود که‌آن شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم
یکی از عقل می‌لافد یکی طامات می‌بافد       بیا که‌این داوری‌ها را به پیشِ داور اندازیم
بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به مِی‌خانه       که از پای خُمَت روزی به حوض کوثر اندازیم
سخن‌دانی و خوش‌خوانی نمی‌ورزند در شیراز       بیا حافظ که تا خود را به مُلکی دیگر اندازیم

فهرست:
- بخش نخست، راست‌پنجگاه
۱. چهارمضراب
۲. درآمد، ساز و آواز، سمن بویان (حافظ)
۳. سماع آسمان، گروه نوازی و آواز، غزلِ «آمد بهار ای دوستان» (مولوی)
۴. عشاق، سه‌تار و آواز
۵. فرود، کمانچه و آواز
۶. تصنیفِ «آهوی وحشی» (حافظ)

- بخش دوم، گوشه‌ی شوشتری
۷. راز و نیاز، گروه نوازیِ سه‌تار
۸. شوشتری، سه‌تار و آواز (باباطاهر)
۹. بختیاری، سه‌تار و آواز (باباطاهر)
۱۰. مثنوی، دونوازیِ سه‌تار
۱۱. بیات راجه، دونوازیِ سه‌تار
۱۲. چهارمضراب، فرود، دونوازیِ سه‌تار
۱۳. تصنیفِ «بیا تا گل بر افشانیم» (حافظ)

جلد و متن آلبوم، ماهور


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در شنبه بیستم اسفند 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم موسیقی سنتی ایران، حسین عمومی و مجید خلج

آلبوم موسیقی سنتی ایران، حسین عمومی و مجید خلج «Musique Classique Persane - Persian Classical Music»

«Musique Classique Persane»، به فارسی «موسیقی سنتی ایران (Persian Classical Music)» آلبوم بدیهه‌سازیِ نِی‌ و آواز «حسین عمومی» و تنبک‌نوازیِ «مجید خلج» در «دستگاه ماهور»، «دستگاه نوا»، «دستگاه شور» و «آواز اصفهان» بر سروده‌ی «اسماعیل خویی» است که نخستین بار به‌سال ۱۹۹۶ به‌دست «Al Sur» در فرانسه به مدت ۵۹ دقیقه و ۱ ثانیه منتشر شد. آلبوم «موسیقی سنتی ایران (Persian Classical Music)» در «سایت حسین عمومی»، «نیِ هزار آوای عشق» خوانده شده است.

هم‌چنان دارم دلی شیدای عشق       جاودان سودای او، سودای عشق
صدهزار آوا نهان در نای او       نای او نای هزار آوای عشق
تو به توی‌اش، تو به توی‌اش، تو به تو       جای عشق و جای عشق و جای عشق
واله‌ی والاییِ والای خویش       عاشقِ زیباییِ زیبای عشق
گر بمیرد این دل شیدای من       وای عشق و وای عشق و وای عشق (اسماعیل خویی)

فهرست:
۱. طوسی
۲. درآمد
۳. چهارمضراب
۴. دادِ گشایش
۵. ضربیِ گشایش
۶. حصار
۷. ضربیِ حصار
۸. فعلی، شکسته
۹. ضربیِ شکسته
۱۰. دل‌کَش، حزین، خسروانی
۱۱. عراق
۱۲. ضربیِ عراق
۱۳. راکِ هندی، راکِ کشمیر، سفیرِ راک
۱۴. بیاتِ راجه و اوج
۱۵. تصنیف، سروده‌ی اسماعیل خویی
۱۶. رِنگ

جلد و متن اثر


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه نوزدهم اسفند 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

مستند احمد شاملو، بزرگ شاعر آزادی

مستند احمد شاملو، شاعر بزرگ آزادی

«احمد شاملو، بزرگ شاعرِ آزادی Ahmad Shamlou, Master Poet of Liberty» نام مستندی به تهیه‌کنندگیِ «بهمن مقصودلو» و کارگردانیِ «مسلم منصوری» بر مدارِ زندگیِ و اندیشه‌های «احمد شاملو» است که میان سال‌های ۱۹۹۸ تا ۱۹۹۹ ساخته و در سال ۱۹۹۹ برنده‌ی جایزه‌ی «استیگ داگرمن Stig Dagerman» گشت. «احمد شاملو، بزرگ شاعرِ آزادی» نخستین بار روز دوم ماه جون سال ۲۰۰۰ به مدت يک هفته در سينما «Laemmle» در «سنتامونيکا» به نمايش در آمد. در این مستند «آیدا سرکیسیان»، «سیمین بهبهانی»، «بهرام بیضایی»، «ایران درودی»، «محمود دولت‌آبادی»، «محمد قاضی»، «محمد حقوقی»، «عباس کیارستمی»، «جواد مجابی»، «ضیا موحد»، «اسماعیل نوری‌علاء»، «محمدعلی سپانلو»، «پوران سلطانی (همسر مرتضی کیوان)» و «ناصر تقوایی» به بازگوییِ دیدگاه‌های خود از «احمد شاملو» و کارهایش می‌پردازند.

موسیقی متن این فیلم گزیده‌ای از «کنسرتو برای فلوت و چلو از یوهان سباستیان باخ»، «کوارتت شماره‌ی ۱۳ برای سازهای زهی از لودویگ وان بتهوون»، «کنسرتو شماره‌ی ۱ برای ویولن و ارکستر از دمیتری شوستاکوویچ» و قطعه‌هایی از «فریدون شهبازیان» و «اسفندیار منفردزاده» است.

«احمد شاملو، بزرگ شاعرِ آزادی» فیلم‌نامه نداشت و کار با نسخه‌ای آغاز شده بود که پسندِ «احمد شاملو» نشد. تهیه‌کننده در دو تدوین تازه در «تهران» و «نیویورک» به فیلم ساختاری نو بخشید و فیلم‌نامه‌ی این مستند دیرتر، از روی «نسخه‌ی تدوینِ نیویورک» پیاده‌سازی شد.

درباره‌ی کارگردان:
«مسلم منصوری»، فیلم‌سازِ مقیم آمریکا تا سال ۱۳۷۹ در ايران زندگی کرد و چند فیلم ساخت. از این میان «کلوزآپ، نمای دور» و «مستند زندگیِ حسین سبزیان، یک شیفته‌ی سینما» را می‌توان نام برد. «مسلم منصوری» هم‌چنین ۳ مستند دیگر به نام‌های «جنگ زده‌گان»، «محاکمه» و «زنان تن‌فروش» را نیز از راه‌های زیرمینی در ایران ساخته است.

تهيه کننده: بهمن مقصودلو
کارگردان: مسلم منصوری
مدير مالی: اکبر قهاری، بهروز مقصودلو
فيلم‌بردار: محمود کلانتری، نظام کيایی، فرامرز سرمدی، نصرالله شيبانی
صدابردار: بهرام حیدری، نظام کيایی، محمود سماک باشی
تدوين: ژيلا ايپکچی
سپاس از: قاسم ابراهيميان
تدوین بر دستگاه آويد: بيل باکندورف، شرکت «ماگنو ساوند»، نیویورک
ترجمه‌ی سروده‌ها به انگلیسی: اسماعیل نوری‌علاء
مشاور ادبی: روث سيگل
عکس: بهروز مقصودلو
زيرنويس انگليسی: بهنام ناطقی

نگاه «احمد شاملو» با «مدرنیسم غربی» و «دگردیسی شعر کلاسیک فارسی» هم‌خوانی دارد. او یک انسان‌مدار و روشن‌فکر اجتماعی بود که با مهارت عشق و عاطفه‌ی شخصی‌اش را با عقاید اجتماعی‌اش در هم آمیخت و همواره با شور و آرزو زیست. «احمد شاملو»، روزنامه‌نگار، نمایشنامه‌نویس، مترجم و برنامه‌گذاری رسانه‌ای بود که در همه‌ی این‌ها حکمِ رهبری نوآور را برای دست‌کم سه‌نسل از روشن‌فکران ایران بازی کرد. «احمد شاملو» نماد بهترین خلاقیت‌های روشن‌فکران ایرانی در نیمه‌ی دوم قرن بیستم است.

«احمد شاملو» در پایان عمر پیرمردی بیمار و یک پا بریده بود که در انزوای خانه‌، به‌دور از هیاهوی تهران زندگی کرد. اما همه‌کَس‌ می‌دانست که تپشِ روشن‌فکری و آزاداندیشیِ ایرانی در همین خانه است. او در زندگی خویش تبدیل به اسطوره‌ای شد که کلام‌اش افسون سخن پیامبران را با خود دارد. «احمد شاملو» با «بخش‌نامه» و «دستور» مانا نشد، بلکه زیستن و کلام‌اش در دل و جانِ انسانِ آزادی‌خواه گسترش یافت و الهام‌بخش گشت.

دختران دشت
دختران انتظار
دختران امیدِ تَنگ در دَشت بی‌كران،
و آرزوهای بی‌كران در خُلق‌های تَنگ
دختران خیالِ آلاچیقِ نو در آلاچیق‌هایی كه صد سال!
از زره جامه‌تان اگر بشكوفید
باد دیوانه
یالِ بلندِ اسب تمنّا را آشفته كرد خواهد!
دختران رود گِل‌آلود
دختران هزار ستون شعله به طاق بلند دود!
دختران عشق‌های دور
روز، سكوت و كار
شب‌های خستگی!
دختران روز بی‌خستگی دویدن،
شب
سر شكستگی!
********************
سكوتِ آب می‌تواند خشكی باشد
و فریادِ عطش...
سكوت گندم می‌تواند گرسنگی باشد
و غریو پیروزمندِ قحط...
هم‌چنان كه سكوت آفتاب ظلمات است...
اما سكوت آدمی فقدان جهان و خدا است...
غریو را تصویر كن
عصر مرا در منحنیِ تازیانه به نیش‌خط رنج
همسایه‌ی مرا بیگانه با امید و خدا
و حُرمت را كه به دینار و دِرَم
بركشیده‌اند و فروخته
تمامیِ الفاظ جهان را دراختیار داشتیم و
آن نگفتیم كه به كار آید
چرا كه تنها یک سخن، «یک سخن» در میانه نبود
«آزادی»
ما نگفتیم
تو تصویرش كن

متن مستند، فیلم‌نامه‌ و بی‌بی‌سی فارسی


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه پنجم اسفند 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم درویش‌خان، محمدرضا لطفی و ناصر فرهنگ‌فر

آلبوم درویش خان، محمدرضا لطفی و ناصر فرهنگ‌فر

آلبوم «درویش‌خان In Memory of Darvish Khan» نوازندگیِ سه‌تار «محمدرضا لطفی» و تنبک «ناصر فرهنگ‌فر» با آواز «نصرالله ناصح‌پور» بر آثار «غلام‌حسین درویش»، هنرمندِ نامیِ دوران قاجار است که به‌دست «آوای شیدا» در ۵ تراک به مدت ۵۶ دقیقه و ۴۰ ثانیه منتشر شد.

«غلام‌حسین درویش» پسر «حاجی بشیر، اهل طالقان» به‌سال ۱۲۵۱ در تهران زاده شد. پدرش که در موسیقی دستی داشت در ۱۱ سالگی‌اش او رابه «شعبه‌ی موسیقیِ نظام»، وابسته به «دارالفنون» سپرد تا آن‌جا با نُت‌خوانی، نوازندگیِ «شیپور» و «طبل» آشنا شود. «غلام‌حسین درویش» زمانی را به نوازندگیِ «Snare Drum» در گروهی وابسته به «عزیزالسلطان یا ملیجک» و زمانی را نیز به نوازندگی در گروهی وابسته به «کامران میرزا یا نایب‌السلطنه» گذراند.

«غلام‌حسین درویش» بعد به آموزش سازهای کهن ایرانیِ «تار» و «سه‌تار» نزد «آقا حسین‌قلی فراهانی» روی آورد و هم‌او درهایِ دربارِ «شعاع‌السلطنه»، فرزندِ والیِ فارس را به روی او گشود و «غلام‌حسین درویش» به همراه «شعاع‌السلطنه» راهیِ شیراز شد، ساکن گشت و ازدواج کرد.

هنگامی که دستور قطعِ انگشتان «غلام‌حسین درویش» به‌دست «شعاع‌السلطنه» خشمگین داده شد، با دخالتِ «ابوالقاسم کمال‌السلطنه (پدرِ ابوالحسن صبا)»، «غلام‌حسین درویش» از شیراز به‌سوی تهران گریخت. جایی که ماندگار شد و به استخدام مدرسه‌ی موسیقی درآمد. «شعاع‌السلطنه» که از گریز او آگاه شده بود خواستار بازگرداندن بی‌درنگ او به شیراز شد. «درویش‌خان» به خانه‌ی یکی از دوستانش که سرایدار سفارت بریتانیا در تهران بود پناه برد. هنگامی که او به سفیر بریتانیا معرفی شد و سپس با همسر سفیر به دونوازیِ تار و پیانو پرداخت سفیر نامه‌ای به «شعاع‌السلطنه» نوشت و خواستار بخشودگیِ او شد.

پس از این‌ها «غلام‌حسین درویش» بیشتر وقت خود را صرف تدریس موسیقی و آهنگ‌سازی کرد و به ارکستر «برادران صفایی» راه یافت. قطعه‌های متریک در آن‌زمان، مانند بیشترِ ضربی‌ها، رِنگ‌ها و هم‌چنین برخی از چهارمضراب‌ها بر ریتم شش و هشت استوار بود. «درویش‌خان» «پیش درآمد» را بنا نهاد و آن‌را به‌عنوان ابتدای آثار ارکسترال شناساند.

پیش از «درویش‌خان» گروه‌های موسیقی قطعه‌های کوتاهی را به‌عنوان مقدمه از «محمدصادق‌خان» یا «آقا حسین‌قلی» می‌نواختند، اما این «غلام‌حسین درویش» بود که به «پیش‌درآمد و درآمدهای رایجِ امروزی» مفهومی تازه بخشید. برخی آثارِ «درویش‌خان» نتیجه‌ی گسترش آثار کهن‌ترِ زمانه‌اش و برخی دیگر همه نوآوری‌های خود او است.

برگفته از AvaxHome، جلد و متن آلبوم


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در پنجشنبه چهارم اسفند 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم شب جدایی، همایون شجریان

آلبوم شب جدایی، همایون شجریان

«شب جدایی» با آواز «همایون شجریان»، بازتنظیمِ گزیده‌ای از آهنگ‌سازی‌های «مرتضی محجوبی»، «روح‌الله خالقی»، «مجید وفادار»، «منوچهر همایون‌پور» و «مرتضی نی‌داود» بر سروده‌های «رهی معیری» و «پژمان بختیاری» به‌دست «مزدا انصاری» و نوازندگی ارکستر است که نخستین بار در بهمن‌ماه ۱۳۸۹ به‌دست «دل‌آواز» در ۷ تراک به‌مدت ۴۹ دقیقه و ۱۵ ثانیه منتشر شد. نام آلبوم برگرفته از سروده‌ی «رهی معیری» است.

همایون شجریان در دفترچه‌ی آلبوم آورده است (ویرایش شده):
«شب جدایی»، اجرای دوباره‌ی تصنیف‌های شناخته شده‌ای از پیشکسوت‌ها است که به‌دست «مزدا انصاری» با وفاداری به همان شیوه بازتنظیم شده است. آلبوم «شب جدایی» با احترام و کُرنش به هنر والای بزرگان و آفرینندگانِ شعر و موسیقی‌مان «مرتضی محجوبی»، «روح‌الله خالقی»، «رهی معیری»، «مجید وفادار»، «منوچهر همایون‌پور»، «قمرالملوک وزیری» و همه‌ی آن‌ها که همواره یادشان در دل و جانِ ما زنده‌ است تقدیم می‌شود.

متن تصنیفِ شب جدایی، رهی معیری:
ای شبِ جدایی که چون روزم سیاهی اِی شب
کن شتابی آخر، ز جان من چه خواهی اِی شب؟
نشانِ زلفِ دل‌بری، ز بختِ من سیه‌تری
بلا و غم سراسری، تیره هم‌چون آهی اِی شب
کنی به هجرِ یارِ من حدیثِ روزگارِ من
بَری ز کَف قرار من، جانم از غم کاهی اِی شب
تا که از آن گل دور افتادم
خنده و شادی رفت از یادم
سیه شد روزم
بی مَهِ روی‌اش دَمی نیاسودم
به سیلِ اشکم گواهی اِی شب
او شب چون گل نهد ز مستی بر بالین سر
من دور از او کنم ز اشک خود بالین را تَر
خون دل از بس خوردم بی او
محنت و خواری بُردم بی او
مُردم بی او!
بی رُخِ آن گل دلم به جان آمد
دگر از جانم چه خواهی اِی شب؟

متن تصنیفِ آتش جاودانی، پژمان بختیاری:
آتشی در سینه دارم جاودانی
عمر من مرگی‌ است نامش زندگانی!
رحمتی کن که از غم‌اَت جان می‌سپارم
بیش از این من طاقتِ هجران ندارم
کِی نَهی بر سرم پای اِی پَری، از وفاداری؟
شد تمام اشک من، بس در غمت کرده‌ام زاری
نوگلی زیبا بُوَد حُسن و جوانی
عطر آن گل رحمت است و مِهربانی
ناپسندیده بُوَد دل شکستن
رشته‌ی اُلفت و یاری گسستن
کِی کنی اِی پَری، تَرکِ ستم‌گری
می‌فکنی نظری آخر به چشمِ ژاله‌ بارم
گر چه نازِ دل‌بران دل تازه دارد
ناز هم بر دل من اندازه دارد!
هیچ‌گه ترحمی نمی‌کنی بر حال زارم
جز دَمی که بگذرد از چاره کارم
دانم‌ات که بر سرم گذر کنی به رحمت اما
آن زمان که بَرکِشد گیاهِ غم سر از مزارم

فهرست:
۱. تصنیفِ جانا به نگاهی، رهی معیری، آهنگ‌ساز مرتضی محجوبی
۲. ساز و آوازِ شب فراق، رهی معیری
۳. تصنیفِ بهار عاشق، رهی معیری، آهنگ‌ساز روح‌الله خالقی
۴. تصنیف ناز و فتنه‌گری «نام عاشق»، رهی معیری، آهنگ‌ساز مرتضی محجوبی
۵. تصنیفِ شب جدایی، رهی معیری، آهنگ‌ساز مجید وفادار (اجرای نخست: حسین قوامی)
۶. تصنیفِ افسانه‌ی عشق، پژمان بختیاری، آهنگ‌ساز پرویز یاحقی
۷. تصنیفِ آتش جاودان، پژمان بختیاری، آهنگ‌ساز مرتضی نی‌داود

هنرمندان:
ارسلان کامکار، میثم مروستی: ویولن و ویولا
خاچیک بابایان، علی جعفری‌پویان: ویولن
کریم قربانی: ویلونسل
علی‌رضا خورشیدفر: کنترباس
ناصر رحیمی: فلوت
فرشید حفظی‌فرد: ابوا
ایمان جعفری‌پویان و علی‌رضا شیبانی: کلارینت
بهرنگ بقایی: تار
همایون شجریان: تمبک
مزدا انصاری: پیانو

برداشت از جلد و متن آلبوم


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در چهارشنبه سوم اسفند 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

نظرسنجی

+ نگاشته شد در یکشنبه سی ام بهمن 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز 

آلبوم پیک سروش، سرودهای خاطره انگیز روزهای انقلاب

آلبوم پیک سروش، سرودهای خاطره انگیز روزهای انقلاب

«پیک سروش» گزیده‌ای از «سرودهای حماسیِ پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران» است که در ۱۵ تراک به‌دست انتشارات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران «سروش» منتشر شده است.

۱. سرود جمهوری اسلامی، شعر ساعد باقری، آهنگ‌ساز منوچهر ریاحی، آواز گروه کُر
۲. پیروزی خجسته باد، آواز محمد گلپایگانی (گل‌ریز)
۴. بوی گل و سوسن و یاسمن آمد
۵. بهاران خجسته باد، شعر عبدالله بهزادی، سرود کرامت‌الله دانشیان، نُتِ سرود اسفندیار منفردزاده
۶. وطنم، آواز محمد گلپایگانی (گل‌ریز)
۷. طلیعه‌ی سحر
۸. ملت فدایِ ارتش، اجرای گروه کُر
۹. طراحِ حرم، اجرای گروه کُر
۱۰. شهیدِ راهِ تو افتخار، آواز شهرام ناظری
۱۱. قبله‌ی شهادت
۱۲. گُلِ انسان، آواز بهرام گودرزی
۱۳. اِی سرفرازان، آواز محمد گلپایگانی (گل‌ریز)
۱۴. من ایرانی‌ام آرمانم شهادت، سروده‌ی سپیده کاشانی، آواز محمد گلپایگانی (گل‌ریز)
۱۵. ایران ایران، آواز رضا رویگری، آهنگ‌ساز فریدون خشنود

همین چند سطر که شاید خواندید آن‌هم منهای آنچه به‌رنگ «بنفش» دیدید، تمام آن چیزی‌ست که با در دست گرفتن آلبوم «پیک سروش» دست‌گیرتان می‌شود! هنگام خرید آلبوم در شگفت از گزینش نامِ رندانه‌ و زیبای «پیک سروش» برای آلبوم بودم. خوب، ولی به گفته‌ی «مهراندیش» «هر چیزی از دور زیباست، نزدیک که می‌شوی می‌بینی چقدر کم و کاست دارد»، چه کم است مگر؟

متن سرود؟
شاعر؟
آهنگ‌ساز؟
خواننده؟
نوازنده؟
کِی؟
کجا؟

- می‌گویید: ای آقا... هیچ چیزِ ما تا «همین امروز» چندان مدون و مکتوب نیست.
- می‌گویم: به‌راستی اما «بزرگ‌ترین ناشر رسمیِ جمهوری اسلامی ایران «سروش» که حقوق بگیرانش از موهای سر من بیشتر است نمی‌داند کتابچه‌ی آلبوم موسیقی باید بیشتر شبیه «شناسنامه» باشد با یک عکس، تا شبیه ژورنال؟! اگر «سروش» نمی‌داند و نمی‌تواند درباره‌ی این‌ها که گفتم سرنخی پیدا کند و شاید «از اساس به وظیفه‌ی خویش آگاه نیست» پس نباید امید داشت که منِ وبلاگ‌نویس (دور از جانِ وبلاگ‌نویس‌ها) بتوانم ته و توی این‌ها که عرض شد را در بیاورم. هر کدام از این‌سرودها که نام‌آورترین‌هاشان در زیرزمین‌ها با امکاناتی ابتدایی تولید شده‌اند داستانی دارد برای خودش، به سایت «راویِ حکایتِ باقی» راهنمایی‌تان می‌کنم، ببینید تنها یکی از این سرودها چه سرگذشتی دارد: سرودِ بهاران خجسته باد.

بدتر این‌که «سروش» حتی از «آوردن درستِ» نام سرودها بر روی جلد آلبوم ناتوان بوده و بر اساس فهرست، باید جایِ تراک‌های ۱۰و ۱۱ با هم عوض شود!

عجب نیست که «سروش»، رسانه‌ای دولتی، وابسته به «صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران» «بودجه» دریافت می‌کند و به‌جای زنده‌نگه‌داشتن این یادها و گسترشِ آگاهیِ جمعی نسبت به‌شان، با آن‌ها به مثابه «اسمش‌ رو نبر» برخورد می‌کند. دو برگ از دفترچه‌ی آلبوم «پیک سروش» لابُد برای نُت‌برداری و شب‌نامه‌نویسیِ به یادِ «روزهای انقلاب» سفید است!  شاید قرار بوده «چیزی» باشد، که اگر «قرار بوده» و «از قرار نیست»، عذر بدتر از گناه است. الله اعلم...

«انقلاب» در همه‌جای دنیا پدیده‌ای است که با نمودِ برق‌آسایش اما ریشه در جریان‌هایی کِش‌دار و متوالی دارد. خُمِ رنگ‌رزی نیست انگار، که اگر بود بعد از گذشت این‌همه سال از همین انقلاب هر روزِ یک دکترین تازه برای شکست آن و پیروزیِ این نمی‌شنیدیم. این سرودها که دارم درباره‌شان تک‌گویی می‌کنم «زاییده‌ی یکی از همان انقلاب‌‌هااست»‌ و یک‌صدا شاید، اما یک‌‌رای نیستند. نماینده‌ی شایسته‌ی اندیشه‌ی سراینده‌شان هستند. سراینده‌گانی که در «پیک سروش» از اساس «نیست شده‌اند»، که «نیست ناشدنی‌اند اما»، کلام‌شان چون جاری است... «پیک سروش» سروشِ بی‌طرفی هم نیست. یکی نیست بگوید همین امروز و فرداست که سال‌گرد ۳۳‌اُمین سال‌گرد «انقلاب ۱۳۵۷ ایران» را آغاز کنیم، پس «سرود جمهوری اسلامی ایران» که اکنون سرودِ ملی رسمی است و گمان کنم ۲۰ سالش هم نیست در این «هاگیر-واگیر» چه می‌کند آن‌هم ابتدای فهرست؟! اگر بخواهم سرود ملی بشنوم که نمی‌خواهم، راهش را بلدم! سرود ملی این‌قدر بی‌ارزش است که قاطیِ سرودهای انقلابی به خورد من می‌دهندش؟ یا سرود ملی انقلابی‌ست و من بی‌خبرم؟ حسِ خوبی ندارد که وقتی می‌خواهم پاهایم را روی میز بگذارم و از آن‌سوی وهم‌آلودیِ دود سیگار «سرودهای انقلابی بشنوم» ناگهان باید به احترام «سرود ملی میهن» سرپا شوم!

«پیک سروش» گزیده‌ای «جهت‌نادار» نیست. به‌جای شنیدن تعدادی از سرودهایِ «نامی‌ترِ» روزهای انقلاب چون «برپاخیز» در آن با سرودهای کم‌تر شنیده شده‌ای روبرو هستید که بیش از «انقلاب ۱۳۵۷» به «جنگ ایران و عراق» و «جهت‌گیری‌های سیاسی-اعتقادیِ دوآتشه‌ی سال‌های نزدیک‌تر از انقلاب» می‌خورند. از من می‌پرسید؟ خوب، فقط پنج-شش تراک آلبوم راستی راستی «نوستالوژیِ روزهای انقلاب» است، از همان‌ها که یادآورِ «طبل بزرگ زیر پای چپ» همراهِ شیپور و همه «شور» و «شرر» است.

«آسان‌سَری» و «خود شیرینیِ» انداختنِ سرود ملی به خریدار از یک‌سوی، کیفیتِ «بگیر-نگیر و ناهمگون» ترمیم‌ها از سویی، به همراه حذفِ سرودهایِ دل‌چسب‌تری که محتوای آن‌ها امروز چندان «دولت پسند» نیست آلبوم «پیک سروش» را به «چیزی» شبیه می‌کند. در سرودهای انقلاب ۱۳۵۷ دست‌کم از جلوه‌های صوتیِ «Flanging» یا «Wah-Wah» خبری نبود! سنم آن‌قدر نیست، اما دوران دبستان که «دهه‌های فجر» تک‌خوانِ گروه سرود مدرسه بودم و برای شرکت در آذین‌بندیِ این دهه دست‌کم نیم متر بالاتر از بقیه می‌جَستم از صبح تا ظهر بلندگوها این‌قدر این‌ها را پخش کرده‌اند و شنیده‌ام و خوانده‌ام که «تو خود مفصّل بخوان از این مَجمَل...!» داشتم از کیفیت می‌گفتم، آوازها واضح و یک‌نواخت است که ناگهان مّواج‌ می‌شود! یا خِش‌خِشی! بعضی هر دو و بعضی هیچ! جاهایی هم مانند نوار کاست کِش می‌آید و یا جمع می‌شود!

آلبوم «پیک سروش» پاسخ به نیازِ منِ دهه‌ی شصتیِ نوستالوژی زده‌ است. پاسخی اما نه در‌خور، «شانه بالا انداختن» و «دهن کجی» است به این سرودها که راویِ آرمان‌های «آخرین انقلاب ایران‌اند».

هوا دل‌پذیر شد، گل از خاک بَر دَميد
پرستو به بازگشت زد نغمه‌ی امید
به جوش آمده‌ست خون، درونِ رگِ گياه
بهار خجسته‌فال، خرامان رسد ز راه
بهار خجسته‌فال، خرامان رسد ز راه
به خویشان، به دوستان، به یارانِ آشنا
به مردانِ تيزخشم که پیکار می‌کنند
به آنان که با قلم، تباهیِ دَهر را
به چشم جهانیان پديدار می‌کنند
بهاران خجسته باد، بهاران خجسته باد
و این بندِ بندگی، و این بار فقر و جهل
به سرتاسرِ جهان، به هر صورتی که هست
نگون و گسسته باد، نگون و گسسته باد
به خويشان، به دوستان، به یارانِ آشنا
به مردان تيز خشم که پیکار می‌کنند
به آنان که با قلم، تباهیِ دهر را
به چشم جهانيان، پديدار می‌کنند
بهاران خجسته باد، بهاران خجسته باد
***
اِی بسيج، اِی سرفرازان، افتخارِ میهن‌اید
مایه‌ی امن و امان و اعتبار میهن‌اید
در مَطافِ كعبه‌ی دل در كنار رهبرید
در مَصافِ خصم کافر چون حصار میهن‌اید
جان ما در پی جان شما
شمع ما چهر رخشانِ شما
با خدا عهد و پيمان بسته‌ايد
ای خوشا عهد و پیمان شما
ای ظفرمندان کنون چشمِ جهان سوی شماست
حامی مستضعفان نیروی بازوی شماست
جانتان در انتظارِ بوسه‌گاهِ کربلا
کربلا در انتظارِ ديدن روی شماست
ای خوشا دیدن روی حسين
بوسه بر خاک گُل‌بوی حسين
هر دَم از جبهه‌ی حق می‌رسد
مژده‌ی بوسه بر كوی حسين
غَفرِتان بادا كه رزم از عزم‌تان خيبر گرفت
ميهن از نامِ شما آوازه‌ی ديگر گرفت
بر شما بادا مبارک کِسوتِ جُندالله‌ای
سرفراز آن‌کس که‌اين چتر هما بر سر گرفت
تا ابد زنده ماند نام‌تان
جاودان می‌شود ايام‌تان
دشمن فتنه‌گر لرزد چو بيد
بشنود چون طنينِ گام‌تان
آفرین بر همت و بر عزم و ایمان بسیج
بر خداجويان و جان‌بازان و یاران بسیج
بگسلد شیرازه‌ی دشمن به میدان بسیج
نگسلد هرگز ز رهبر عهد و پیمان بسيج
عهدتان با خدا پاينده باد
جهدتان محکم و زاینده باد
تا رسد مهدیِ صاحب زمان
رهبر ما خمینی زنده‌باد

برداشت آزاد از جلد و متن اثر


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم‌ آفتاب‌های همیشه، آیدا شاملو



«آفتاب‌های همیشه Ever Shining Suns» دکلمه‌ی گزیده‌‌ی اشعار «احمد شاملو» و ترجمه‌های شعری او از «اندرو مارول»، «امیلی دیکنسون» و «آگوستو فردریکو اشمیت» به انتخاب و با صدای «آیدا شاملو (آیدا سرکیسیان)» و آواز «سعید سالاری‌منش» است که آهنگ‌سازی آن‌را «سعید سالاری‌منش» و «محمدرضا اصغری» بر عهده داشته‌اند. «آفتاب‌های همیشه» در تابستان ۱۳۸۹ به‌دست «مرکز موسیقی بتهوون» در ۱۰ تراک و زمانِ ۵۰ دقیقه و ۲۶ ثانیه منتشر شد. ضبط دکلمه‌ها در «خانه‌ی بامداد» (احمد شاملو اشعار خود را با نام بامداد منتشر می‌کرد) و ضبط موسیقیِ آن در استودیوی خانگیِ «محمدرضا اصغری» انجام شده است. نام آلبوم نامِ سروده‌ای عاشقانه از «احمد شاملو» است.

در تجربه‌ی گذار پسامدرنیته به نقطه‌نظرهای متفاوت و گاه متضاد در برخورد با یک اثر هنری از سوی نظریه‌پردازان، متفکران و منتقدان هنری برمی‌خوریم. آنچه قطعی به نظر می‌رسد این‌ است که دیگر نمی‌توان با آن اصول مطلق و نخبه‌گرای دوران به سراغ آثار هنری تولید شده رفت. یک محول هنری امری «خودبَسَنده» نیست، بلکه بسیار مهم است که در چه برهه‌ای از زمان و در کدام بستر فرهنگی-اجتماعی مورد خوانش یا بازخوانی قرار گیرد.

«آفتاب‌های همیشه» خوانش ۱۰ شعر کوتاه با انتخابی آزادانه است. گزینش این سروده‌ها نه بر «ادبیات ویژه‌ای» استوار است و نه نگاهی نسبت به شعرِ «دوره» یا «سرزمینی» خاص ارائه می‌دهد. آنچه این شعرها را در کنار یکدیگر می‌نشاند حضور «آیدا سرکیسیان» به عنوان کسی است که اشعار را برگزیده و می‌خواند. این شاید حاشیه‌ای باشد بر متن آلبوم «افتاب‌های همیشه» که برای مخاطب آشنا به جهانِ شعرِ «احمد شاملو» و صدای او در مقامِ شعرخوان احساس و معنای دوچندان می‌یابد. حاشیه‌ای که گاه از «متن» پیشی می‌گیرد و بر رابطه‌ی مخاطب با اثر سایه می‌افکند. چیدمان شعرها به گونه‌ای است که گویی یک رشته احساسی در آن‌ها پِی گرفته می‌شود. خوانش ناتمام و گزینشیِ متن برخی از شعرها نیز بر اساس همین رشته‌ی احساسیِ ویژه صورت گرفته است.

این برداشت آزاد در نام‌نهیِ تراک‌ها نیز به‌چشم می‌آید که گاه نام شاعر را بر خود دارند و گاه نام‌شان حولِ محوری از احساس می‌گردد. این تراک‌های کوتاه به‌گونه‌ای کنار هم خوانده می‌شوند که گویی همه فرازهایی از یک شعر بلندند. شعر بلند «افتاب‌های همیشه» که «آیدا سرکیسیان» می‌خواند و «مخاطب» او را به‌عنوان یک نشانه در میان عاشقانه‌ترین سروده‌های «احمد شاملو» به‌یاد می‌آورد گویی در روندی واژگون از زبان این نشانه به مرکزیتی پنهان در تمامیِ آلبوم بازپس داده می‌شود، مرکزیتی که این‌بار «احمد شاملو» است.

کیستی که من
این‌گونه
به اعتماد
نام خود را
با تو می‌گویم
کلید خانه‌ام را
در دست‌ات می‌گذارم
نان شادی‌هایم را
با تو قسمت می‌کنم
به کنارت می‌نشینم و
بر زانوی تو
این‌چنین آرام
به خواب می‌روم؟
کیستی که من
این‌گونه 
به جِد
در دیار رویاهای خویش
با تو درنگ می‌کنم؟

فهرست:
۱. اشتیاق ،بر اساس شعری از اندرو مارول
۲. بی‌خوابی، ناشناس
۳. درنگ، احمد شاملو
۴. چرخه، امیلی دیکنسون
۵. آفتاب‌های همیشه، احمد شاملو
۶. سرچشمه، احمد شاملو
۷. شبانه، احمد شاملو
۸. تلاقی، احمد شاملو
۹. استخر آرام خورشید، ناشناس
۱۰. ترانه‌ی خوابگون، آگوستو فردریکواشمیت

برگرفته از جلد و متن اثر


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم دل مجنون، محمدرضا شجریان

آلبوم دل مجنون، محمدرضا شجریان

آلبومِ «دل مجنون» آوازِ «محمدرضا شجریان» در کنسرت لس‌آنجلس به‌سالِ ۱۳۶۹ بر روی سروده‌های «سعدی»، «حافظ» و «مولوی» در «آواز بیات ترک» و «آواز افشاری» است که در سال ۱۳۷۰ در ایران منتشر شد.

«حسن کسایی» اعتقاد دارد واژه‌ی «بیاتِ تُرک» ریشه در «به‌یادِ تُرک» دارد و «بیاتِ زند (به‌یادِ زند)» نیز خوانده شده است. از واژه‌ی «تُرک» در ادبیات فارسی برای اشاره به «معشوق» استفاده شده است:

به تنگ چشمیِ آن ترکِ لشکری نازم               که حمله بر منِ درویشِ یک قبا آورد (حافظ)

«آواز افشاری» که از شاخه‌های «دستگاه شور» است سرشار از گلایه و زاری است و با اشعاری که برای آلبوم انتخاب شده‌ و مایه‌ای به غایت عاشقانه دارد همسو است...

تصنیفِ «یعنی چه»، حافظ، متن قرمز در آواز نیست:

ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چه؟
مست از خانه برون تاخته‌ای یعنی چه؟
زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب
این همه با همه درساخته‌ای یعنی چه؟
شاه خوبانی و منظور گدایان شده‌ای
قدر این مرتبه نشناخته‌ای یعنی چه؟
نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی
بازم از پای درانداخته‌ای یعنی چه
سخن‌ات رمز دهان گفت و کمر سرّ میان
و از میان تیغ به ما آخته‌ای یعنی چه؟
هر کس از مهره‌ی مهر تو به نقشی مشغول
عاقبت با همه کج باخته‌ای یعنی چه؟
حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار
خانه از غیر نپرداخته‌ای یعنی چه؟

فهرست:
۱. درآمد بیات ترک
۲. چهارمضراب
۳. ساز و آواز
۴. تصنیف صنما
۵. قطعه‌‌ی کُردیِ «درد دل» و آواز
۶. تصنیف دل مجنون
۷. ساز و آواز
۸. تصنیفِ «یعنی چه؟»
۹. رِنگ بیت ترک

هنرمندان:
آهنگ‌ساز: محمدرضا شجریان، داریوش پیرنیاکان و اسماعیل مهرتاش
آواز: محمدرضا شجریان
تار: داریوش پیرنیاکان
نی: جمشید عندلیبی
تنبک: مرتضی اعیان

برداشت آزاد از کتابِ «هَزارِ گل‌خانه‌ی آواز»، جلد اثر و شجریانی‌ها


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم شکرانه، سیدخلیل عالی‌نژاد

آلبوم شکرانه، سیدخلیل عالی‌نژاد

«شکرانه» آلبوم موسیقی بی‌کلام دونوازیِ تنبورِ «سیدخلیل عالی‌نژاد» با همراهیِ دفِ «حمیدرضا خُجندی» است که به‌دست «آوای نوین اصفهان» به‌ مدت ۵۸ دقیقه و ۸ ثانیه منتشر شده است. آلبوم «شکرانه» در «اصفهان قدیم»، «چهارگاه قدیم»، «ماهور قدیم» و «شور قدیم» اجرا شده است.

اصفهان قدیم: مخموری، صبوحی، سماعِ وصل
چهارگاه قدیم: بدیهه‌ی مقامی، دردمندِ فراق، بدیهه‌ی مقامی شکرانه
ماهور قدیم: بدیهه‌ی مقامی دست افشان
شور قدیم: بدیهه‌ی مقامی، بی‌قراری
بازگشت به اصفهان: بدیهه‌ی مقامی، سماع سرمستان

«سیدخلیل عالی‌نژاد» (زاده‌ی ۱۳۳۶ کرمانشاه-درگذشته‌ی ۱۳۸۰ گوتنبرگِ سوئد) در سال ۱۳۷۵ در سن ۳۶ سالگی با ارایه‌ی پایان‌نامه‌ای با عنوان «تنبور از دیرباز تاکنون» با مدرک کارشناشی از «دانشگاه هنر تهران» فارغ‌التحصیل شد. وی علاوه بر آواز و نوازندگی تنبور، سه‌تار، دف و تار، در ساختِ دو سازِ نخست چیره‌دست بود. «سیدخلیل عالی‌نژاد» تنبور را به‌ ترتیب نزد «سید نادر طاهری»، «سید امرالله شاه‌ابراهیمی»، «درویش امیر حیاتی» و «عابدین خادمی»، آواز را نزد «میرزا حسین خادمی»، دف را نزد «نادر نادری» و تار را نزد «کیخسرو پورناظری» فرا گرفت.

در سال ۱۳۷۱ «سیدخلیل عالی‌نژاد» به وصیت «احمد عبادی» برای شرکت در مراسم خاک‌سپاریِ او از کرمانشاه به تهران رفت و دیگر به دیار خود باز نگشت. او در سال ۱۳۷۹ برای شش ماه به سوئد رفت و سپس اقامتش را برای یک سال دیگر تمدید کرد. چند هفته پیش از بازگشتش در ۲۷ آبان ۱۳۸۰ در گوتنبرگِ سوئد، به دست افرادی ناشناس کُشته و خانه و جسدش به آتش کشیده شد.

جلد اثر، ویکی‌پدیا و Enhanced CD آوای نوین اصفهان


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم لحظه‌ی دیدار، پرویز مشکاتیان

آلبوم لحظه‌ی دیدار، پرویز مشکاتیان

«لحظه‌ی دیدار» آلبوم آواز و نوازندگی «پرویز مشکاتیان» به آهنگ‌سازیِ خودِ اوست که به‌دست «چهارباغ بانگ» منتشر شده است. آلبوم «لحظه‌ی دیدار» که جایزه‌ی نخست «فستیوال جهانی صدای روح ایتالیا (Suono dell' Anima)» را در کارنامه‌‌ی خود دارد مجموعه‌‌ی تک‌نوازی‌های سنتور «پرویز مشکاتیان» و سه‌تار «بهداد بابایی» به‌همراهیِ تنبک «محسن کثیرالسفر» است. تراک ۱۵ تا ۱۸ همین آلبوم حاصلِ بدیهه‌سازی‌ای در «دستگاه شور» به‌تاریخ شهریور ۱۳۶۲ در خانه‌ی «علی رستمیان» در اصفهان است که نوازنده‌ی تنبک آن «جمشید محبی» است. نام آلبوم برگرفته از شعری از «مهدی اخوان ثالث» است.

لحظه‌ی دیدار نزدیک است
باز من دیوانه‌ام، مستم
باز می‌لرزد دلم دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های نخراشی به غفلت گونه‌ام را تیغ
های نَپریشی صفای زلفکم  را دست
و آبرویم را نریزی دل
اِی نخورده مست!
لحظه‌‍‌ی دیدار نزدیک است

برگرفته از جلد و متن اثر


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در دوشنبه بیست و ششم دی 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم نفس باد صبا، نادر گلچین

آلبوم نفس باد صبا، نادر گلچین

آلبوم «نفس باد صبا» آواز «نادر گلچین» به آهنگ‌سازی «همایون خرم»، تنظیمِ «مجتبی میرزاده» و گویندگیِ «سرور پاک‌نشان» در «دستگاه چهارگاه» و «آواز بیات ترک» بر روی غزلیات «حافظ» است. این آلبومِ ۵۹ دقیقه و ۳۰ ثانیه‌ای شاملِ دو بخشِ «نفس باد صبا (دستگاه چهارگاه)» و «هُدهُد خوش‌سخن (آواز بیات ترک)» است. نام آلبومِ «نفس باد صبا» که نام بخشِ نخستِ آن نیز هست از غزل شماره‌ی ۱۶۴ حافظ با همین مطلع گرفته شده است.

هنرمندان:
نادر گلچین: آواز
همایون خرم: آهنگ‌ساز
مجتبی میرزاده: تنظیم
محمد موسوی: نی
سیمین آقارضی: قانون
امیرناصر افتتاح: تنبک
سرور پاک‌نشان: گوینده

دکلمه، متن قرمز اجرا نشده است:
بوی خوش تو هر که ز بادِ صبا شنید
از یارِ آشنا سخنِ آشنا شنید
ای پادشاه، سایه ز درویش وامگیر
که‌این گوش بس حکایتِ شاه و گدا شنید
خوش می‌کنم به باده‌ی مشکین مشامِ جان
کز دلق پوش صومعه، بوی ریا شنید
سرّ خدا که عارف سالک به کَس نگفت
در حیرت‌ام که باده فروش از کجا شنید؟
یا رب کجاست مَحرمِ رازی که یک زمان
دل شرحِ آن دهد که چه گفت و چه‌ها شنید
این‌اش سزا نبود دلِ حق‌گزارِ من
کز غم‌گسار خود سخن ناسزا شنید

برگرفته از جلد و متن اثر


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

موسیقی متن بابا عزیز، کار مشترک

موسیقی متن بابا عزیز، کار مشترک

«Bab'Aziz: The Prince Who Contemplated His Soul»، به فارسی «بابا عزیز، شاهزاده‌ای که روحش را بازبینی کرد» سینماییِ مشترکِ کشورهای تونس و ایران ساخته‌‌ی «ناصر خمیر» نویسنده، بازیگر و کارگردان اهلِ تونس است که در سال ۲۰۰۵ اکران شد. موسیقی این فیلم (که در ایران ممنوع اعلام شد) را «اَرماند اَمر» با همراهی هنرمندان متعدد دیگری ساخته و یا انتخاب کرده است. هنرپیشگانی چون «پرویز شاهین‌خو»، «گلشیفته فراهانی» و «حسین پناهی» از ایران در این فیلم بازی کرده‌اند. در موسیقی متنِ این فیلم از آثار هنرمندانی چون «کیوان شمیرانی»، «سالار عقیلی»، «غزل شاکری»، «عزیز میان» و «غلام‌علی» استفاده شده است.

«بابا عزیز، شاهزاده‌ای که روحش را بازبینی کرد» داستان درویشِ نابینایی به نام «بابا عزیز» و نوه‌اش «ایشتار» است که در برای شرکت در گردهماییِ بزرگ درویش‌‌ها که هر ۳۰ سال یک‌بار تشکیل می‌شود با تکیه بر ایمان‌شان کویر را می‌پیمایند. سفر در بیابان کسالت‌‌بار و خسته کننده است و «بابا عزیز» برای سرگرمی نوه‌اش در راه داستان شاهزاده‌ای را بازگو می‌کند که تاج و تخت‌اش را برای ماندن در کنار برکه‌ای کوچک در میانِ بیابان برهوت رها کرده و خیره به اعماق چاه نفس خود را وامی‌کاود. با ادامه یافتن داستان‌ «بابا عزیز» و «ایشتار» همسفران دیگری پیدا می‌کنند که آن‌ها نیز هر کدام سرگذشت ویژه‌ی خود را دارند. یکی از آنها «عثمان» است که دلداده‌ی زنی‌است و دیگری «زیاد» که به دنبال زنی‌است که پس از شنیدن سروده‌های او از خود بی‌خود شده و سر به بیابان نهاده است...

شب آفریدی، شمع آفریدم
خاک آفریدی، جام آفریدم
بیابان و کوه‌سار و راغ آفریدی
خیابان و گل‌زار و باغ آفریدم
آنم که از سنگ آیینه سازم
آنم که از زهر نوشینه سازم (اقبال لاهوری)

برگرفته از Wikipedia و IMDb


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در شنبه بیست و چهارم دی 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

موسیقی متن داستان عامه‌پسند

موسیقی فیلم داستان عامه‌پسند

«Music from the Motion Picture Pulp Fiction» آلبوم موسیقیِ متنِ فیلم سینماییِ «Pulp Fiction» ساخته‌ی ۱۹۹۴ به‌ کارگردانی «کونتین تارانتینو» در گونه‌های «راک اند رول»، «موسیقی پاپ»، «موسیقی سول» و «Surf Music» است. برای ساخت این فیلم موسیقی ویژه‌ای ساخته نشد و «کونتین تارانتینو» آن را از میان آثار دیگران انتخاب کرده است. موسیقی متن «Pulp Fiction» در چارت «Billboard 200» رتبه‌ی ۲۱ را کسب کرد. «کونتین تارانتینو» موسیقی تیتراژ فیلم از از آثار «Dick Dale» انتخاب کرده زیرا آن‌را به آثار راک اند رولِ «انیو موریکونه» آهنگ‌ساز برجسته‌ی ایتالیایی نزدیک می‌داند. بسیاری از این ترانه‌ها را «Boyd Rice»، دوست مشترک «Allison Anders» با «کونتین تارانتینو» به وی پیشنهاد کرده است.

«سامویل ال جکسون» در نقش «Jules Winnfield» رو به بِرِت:
- اوه، حرف‌هات تموم شد؟ پس با اجازه‌ات من حرف می‌زنم، می‌دونی مارسلوس والاس چه شکلیِ؟
- چی؟
- تو اهلِ کدوم کشوری؟
- چی؟
- کشوری به اسمِ «چی» نشنیده‌ام، زبون ما رو بلدند؟
- چی؟
- کثاقت گفتم زبون ما رو بلدی؟
- بله. بله...
- پس حالیتِ چی می‌گم؟
- بله بله بله...
- حالا بگو مارسلوس والاس چه شکلیِ؟
- چی؟
- دوباره بگو چی، دوباره بگو چی... اگه جرات داری یک دفعه دیگه بگو چی، مادر به‌خطا، فقط یک دفعه‌ی دیگه دهن گشادت رو باز کن و بگو چی.
-  اون... اون سیاه‌پوستِ...
- خوبِ...
- سرش هم طاسِ...
- به نظرِ تو شبیه الاغِ؟
- چی؟
- به نظرِ تو اون سیاهِ طاس شبیه الاغِ؟
- نه!
- پس چرا فکر کردی می‌تونی سوارش بشی؟
- این‌طور نیست.
- چرا هست، فکر کردی الاغِ و می‌تونی سوارش بشی، تو می‌خواستی ازش سواری بگیری ولی بز آوردی، چون مارسلوس والاس به هیچ‌کس سواری نمی‌ده جز خانمِ والاس... تو کتاب مقدس رو خوندی بِرِت؟
- بله.
- من یک قسمتش رو از بَر دارم که اتفاقاً مناسبِ همین وضعیتِ. حزقیال نبی آن‌که خداوند قدرتش می‌دهد. مسیر انسانِ پارسا را بی‌عدالتی، جور، خودپرستی و ستمِ انسان‌های اهریمنی فراگرفته است. خوشا به‌حال او که در راه خیر و اعمال نیک گام برمی‌دارد و ضعفا را چون شبان از دره‌های تاریک عبور می‌دهد، چرا که او حامیِ برادرانش است و هم اوست هدایت‌گرِ گم‌راهان، پس از برای کین‌خواهی با قلبی آکنده از نفرت بر تو فرود خواهم آمد، تا آنان که بر نابودیِ برادرانم کمر بسته‌اند نابود سازم، پس بدان که این اراده‌ی خداوند است آنگاه که انتقام‌ام را بر تو نازل می‌کنم.

The Path of the Righteous Man is Beset on All Sides by the Iniquities of the Selfish & the Tyranny of Evil Men. Blessed is He Who, In the Name of Charity & Good Will, Shepherds the Weak Through the Valley of the Darkness. For he is Truly his Brother's Keeper & the Finder of Lost Children. & I Will Strike Down Upon Thee With Great Vengeance & Furious Anger Those Who Attempt to Poison & Destroy my Brothers. And you Will Know I am the Lord When I lay my Vengeance Upon You.
 
 Wikipedia و نسخه‌ی دوبله‌‌ی «موسسه‌ی فرهنگی هنری قرن ۲۱»


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه بیست و سوم دی 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم شش تصنیف قدیمی، خسرو انصاری

آلبوم شش تصنیف قدیمی، خسرو انصاری

«شش تصنیف قدیمی Six Songs from the Qajâr Period» حاصل بازسازی و اجرای شش تصنیف قدیمیِ دوران قاجار با آواز «خسرو انصاری» در دو بخشِ «دستگاه چهارگاه» و «آواز اصفهان» است که به‌سال ۱۳۸۴ به‌دست «ماهور» در ۲۳ تراک منتشر شد. برخی از تصنیف‌های این مجموعه چون «بُتا بُتا» (ساخته‌ی سلطان خانم) و «از دلم بی‌خبری» برای نخستین بار در سال‌های اخیر اجرا شده‌اند. تصنیف‌های «بُتا بُتا» و «بهشتِ عدن» از صفحه‌های «رضاقلی نوروزی» و تصنیف «از دلم بی‌خبری» از آموزه‌های «داریوش صفوت» استخراج شده‌اند. تصنیف «نگارا» روایت «عبدالله‌خان دوامی» و تصنیف «تا به زلف خویش» بر اساس اجرایی از «نورعلی برومند» و «علی‌اصغر بهاری» است. چهارمضراب‌ها از ساخته‌های «ابوالحسن صبا» و رِنگ چهارگاه توسط «رکن‌الدین مختاری» ساخته شده و «رِنگ اصفهان» نیز که ساختار عجیبی دارد ظاهرن ساخته‌ی «مرتضی نی‌داوود» است. این رِنگ را «مرتضی نی‌داوود» در صفحه‌ای به همراه برادرش «موسی نی‌داوود (نوازنده‌ی ویولن)» نواخته است.

تصنیف در دوران قاجار:
امروزه در موسیقی ایران «آوازِ ضربی» را با نام «تصنیف» می‌شناسیم، منابع تاریخی نشان می‌دهد که تا اواخر دوره‌ی صفویه تصنیف‌ها انواع و اسم‌های گوناگونی داشته‌اند مانند کار، عمل، نقش، صوت، قول و غزل که از دید فُرم و همچنین ساختار ریتمیک و ملودیک از یکدیگر متمایز می‌شدند. اما از دوره‌ی زندیه به بعد تمایزِ بین انواع تصنیف‌ها فراموش شده و تا پایان دوران قاجار همه‌ی آوازهای ضربی به استثنای نوعی «ضربیِ بداهه (کارعمل)» همه به‌نام تصنیف خوانده و اجرا می‌شدند. تصنیف‌‎هایی که در دوران قاجار ساخته و اجرا می‌شدند بر اساسِ فُرم، تعلق آنها به رپرتوار زنانه و مردانه، و بستر اجتماعی و فرهنگی‌ای که در آن ساخته شده‌اند قابل دسته‌بندی هستند.

بسیاری از تصنیف‌هایی که امروزه سراینده‌گان‌شان برای ما نامعلومند و به «تصنیف‌های قدیمی» معروف شده‌اند از رپرتوار زنانه بوده و در اندرونی‌ها ساخته و خوانده می‌شده‌اند. تعدادی از زنان دربار مانند «سلطان خانم»، مطربّ دربارِ فتح‌علی‌شاه قاجار که بعدها همسر او شد، و نیز «تاج‌السلطنه» دخترِ ناصرالدین‌شاه قاجار تصنیف‌های برجسته‌ای از خود به یادگار گذاشته‌اند. مردانی نیز که به‌ طور حرفه‌آی به ساختن تصنیف می‌پرداختند کم نبود و از آن جمله می‌توان به «علی‌اکبر شیدا»، «شوریده‌ شیرازی»، «بدایع‌نگار تهرانی» و «عارف قزوینی» اشاره کرد.

خواندن و نواختن تصنیف اگرچه مهارت ویژه‌ای می‌خواهد اما شوربختانه «تصنیف خوانان» از جایگاه اجتماعیِ پایین‌تری برخوردار بودند. «محمدرضا لطفی» از زبانِ «نورعلی برومند» می‌گوید: «در قدیم بسیاری از خوانندگان حرفه‌ایِ مَرد از خواندن تصنیف دوری می‌کرده‌اند. مثلن «حسین طاهرزاده» به خواندن تصنیف‌ علاقه‌ی چندانی نداشت و معتقد بود که تصنیف خواندن بیشتر در حوزه‌ی کاریِ زن‌ها و غیرحرفه‌ای‌هاست»

این‌‌که چرا بعضی از خوانندگان حرفه‌ای به تصنیف خوانی علاقه‌ای نشان نمی‌دادند علت دیگری نیز داشته است. بی‌شک عده‌ای آن را سبُک و دونِ شان‌شان می‌دانسته‌اند، باید توجه داشت که تصنیف خوانی مهارت ویژه‌ای می‌خواهد و خواننده‌ی آن می‌باید در نگه داشتن «ضرب (Tempo)» ورزیده بوده و ذوقِ خواندن تصنیف را در خود پرورش داده و در آخر در گردآوری و فراگیری تصنیف‌ها نیز می‌کوشید. «عبدالله‌خان دوامی» که بی‌شک استاد آواز و اجرای تصنیف در صد سال گذشته است می‌گوید: «دست‌یابی به رپرتوار تصنیف‌ها در دوران قاجار آسان نبوده و بیشتر در دست خانواده‌ی «سماع‌حضور» بوده و همه‌کس از تصنیف‌هایی که در اندرونی خوانده می‌شد آگاه نمی‌شده است. او در گفتگویی با «محمدرضا لطفی» گفته است:

چگونگیِ فراگیری تصنیف‌ها به این ترتیب بود که ما با «سماع‌حضور» که بهترین شاگردِ سنتور و ضرب‌گیر و آوازخوانِ «محمدصادق‌خان» بود آشنایی داشتم. در کنار این مرد که از بزرگان بود بسیاری از تصنیف‌ها را آموختم و بقیه را نزد خواهرش «عندلیب‌السلطنه» و «حاجی‌خان» و «آقاجان» که در این کار مهارت داشتند فراگرفتم.

از دیگر تصنیف خوان‌های پایانِ دوران قاجار که از رپرتوار خوبی برخوردار بوده‌اند می‌توان به «رضاقلی‌خان نوروزی»، «دایی مشیرهمایون شهردار» و «باقرخان معروف به باقر لَبو» نام برد که از دو تایِ آخر تعدادی صفحه موجود است.

المنة و لِلَّه که درِ مِی‌کده باز است
زان رو که مرا بر درِ او رویِ نیاز است
حقیقت نَه مجاز است
درِ می‌کده باز است
همه‌ش عشوه و ناز است
بارِ غمِ مجنون و خَمِ طرّه‌ی لیلی
ها لیلی، ها لیلی، ها لیلی
رخساره‌ی محمود و کفِ پایِ ایاز است
حقیقت نَه مجاز است
درِ می‌کده باز است
همه‌ش عشوه و ناز است
هنرمندان:
خسرو انصاری: آواز
سعید کامجو: کمانچه
امیرحسین پور‌جوادی: سه‌تار
مهرداد اعرابی فرد: تمبک

۱. چهارمضراب، ساخته‌ی ابوالحسن صبا
۲. درآمد
۳. زابل
۴. تصنیف نگارا، بر اساس اجرای عبدالله‌خان دوامی
۵. ادامه‌ی زابل
۶. حصار
۷. تصنیف بُتا بُتا، ساخته‌ی سلطان خانم
۸. حزان
۹. مخالف
۱۰. منصوری
۱۱. تصنیف از دلم بی‌خبری، روایت حاج‌آقا محمد ایرانی مجرد
۱۲. رِنگ، ساخته‌ی رکن‌الدین مختاری

۱۳. چهارمضراب، ساخته‌ی ابوالحسن صبا
۱۴. درآمد
۱۵. جامه‌دران
۱۶. تصنیف تا به زلف خویش، روایت نورعلی برومند
۱۷. بیات راجع
۱۸. سوز و گداز
۱۹. تصنیف نادیده رُخَت، ساخته‌ی تاج‌السلطنه، دخترِ ناصرالدین‌شاه قاجار
۲۰. اوج
۲۱. بوسلیک
۲۲. تصنیف بهشت عدن، بر اساس اجرای رضاقلی‌نوروزی
۲۳. رِنگ، ساخته‌ی مرتضی نی‌داوود

برداشت از جلد اثر (ویرایش شده)


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم پشت دریاها، فرید شفیع‌نوری

آلبوم پشت دریاها، فرید شفیع‌نوری

«پشت دریاها Behind the Seas» نام نخستین آلبوم «فرید شفیع‌نوری»، خواننده، نوازنده و آهنگ‌ساز ایرانی-آمریکایی‌ است که در اوت سال ۲۰۱۱ به‌دست «بماهنگ» در ۱۲ تراک منتشر شد. «پشت دریاها» بر اساس سروده‌های «فروغ فرخزاد»، «سعدی»، «حافظ»، «محمدعلی بهمنی»، «سهراب سپهری» و «منصور تهرانی» است. «فرید شفیع‌نوری» آهنگ‌سازیِ آلبوم «پشت دریاها» را در گونه‌ی «موسیقی تلفیقی» با هدفِ «پیوند موسیقی شرق و غرب» و با کوشش در ایجاد بستری عاشقانه انجام داده است. نام آلبوم از یکی از سروده‌های «سهراب سپهری» گرفته شده است. آلبوم «پشت دریاها» روایت موسیقایی داستانی‌ است که با چشم گشودن در ترانه‌ی «الهام بیداری» آغاز و با سفری به «پشت دریاها» پایان می‌یابد. «فرید شفیع‌نوری» نوازندگی را با «ویلونسل» آغاز کرده و پس از تجربه‌ی «سنتور» و «پیانو» اینک «سه‌تار» می‌نوازد.

قایقی خواهم ساخت،
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از این خاکِ غریب
که در آن هیچ‌کسی نیست که در بیشه‌ی عشق
قهرمانان را بیدار کند.
پشت دریاها شهری است
که در آن پنجره‌ها رو به تجلی باز است.
بام‌ها جای کبوترهایی است که به فواره‌ی هوش بشری می‌نگرند.
خاک، موسیقی احساس تو را می‌شنود
و صدای پرِ مرغان اساطیر می‌آید در باد...

فهرست:
۱. الهامِ بیداری (Wake up Inspiration)
۲. آسمانِ دیده‌ی تو (The Skies Within Your Eyes)
۳. مترسک (Scarecrow)
۴. ریو گرانده (Rio Grande)
۵. هوایِ گرگ و میش (Dusk)
۶. بنی آدم
۷. یار دبستانی من
۸. آریاناز
۹. دردِ عشقی
۱۰. حرف‌ها
۱۱. بَر اَفشان
۱۲. پشت دریاها (Behind the Seas)


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم نوای قریه، حوروش خلیلی

آلبوم نوای قریه، حوروش خلیلی

«نوای قریه» مجموعه‌ای از تصنیف‌های موسیقی محلی ایران با هم‌خوانی گروه کُر بانوان و آقایان «حوروش خلیلی»، «اسفندیار قره‌باغی»، «مجید اخشابی» و... با تنظیم «ملیحه سعیدی» است که نخستین بار در سال ۱۳۷۸ (فوریه‌ ۲۰۰۰) به‌دست «گلبانگ» در ۱۲ تراک و به مدت ۵۸ دقیقه و ۲۰ ثانیه منتشر شد.

دوره‌ی نخست ریاست جمهوری «محمد خاتمی» هرچه نداشت برای موسیقی ما آنقدر فضا به وجود آورد که «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» زیرسیبیلی اجازه‌ی انتشار آلبوم «نوای قریه» را بدهد. در کشوری که صدای زن در آن حرام است «نوای قریه» زاده‌ی زرنگ بازی‌های ناشر و تهیه‌کننده‌ی آلبوم و چشم‌پوشی «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» است. زرنگی‌هایی مثل درج نشدن نام «حوروش خلیلی» به عنوان هنرمند نخست آلبوم، پافشاری بر روی کُر بودن آواز آلبوم در حالی که صدای «حوروش خلیلی» حاکم مطلق بر صدای دیگر اعضا است و در کنار صدای او تنها صدای «اسفندیار قره‌باغی» با کمی دقت قابل تشخیص است. «نوای قریه» با تنظیم‌های ساده و آهنگین‌اش نماینده‌ای شایسته‌ برای «ترانه‌های محلی ایران» است.

تصنیفِ عزیز بشینِ کنارُم:
عزیز بشین به کنارُم، ز عشقت بی‌قرارُم
حالا مَرو از کنارُم، به‌خدا دوسِت می‌دارُم
ز هجرت روزِ من گشته شبِ تار، عزیز بشین به کنارُم
تو خندونی و مو در غم گرفتار، عزیز بشین به کنارُم
تمام مُلک کِرمون رو بگردی، عزیز بشین به کنارُم
نبینی مثل مو یار وفادار، عزیز بشین به کنارُم
عزیز بشین به کنارُم
زِ عشقت بی‌قرارم
جونِ تو طاقت ندارم
حالا مرو از کنارُم
به‌خدا دوسِت می‌دارُم
دو-پنج روزِ که دور از نازنینُم، عزیز بشین به کنارُم
گَهی در آسمون گَه در زمینُم، عزیز بشین به کنارُم
گَهی ماهی شوُم در قعرِ دریا، عزیز بشین به کنارُم
گَهی چون حلقه بر دورِ نگین‌اُم، عزیز بشین به کنارُم
عزیز بشین به کنارُم
زِ عشقت بی‌قرارم
جونِ تو طاقت ندارم
حالا مرو از کنارُم
به‌خدا دوسِت می‌دارُم

تصنیفِ زلف‌های یارم بی‌نظیره:
زلف‌های یارُم بی‌نظیره
دل در کمندش اسیرِ
بگردُم دورِ چشم‌هاش
برقا برقِ شمشیرِ
جونُم میاد، عُمرُم میاد
دوا و درمونُم میاد
گُل‌عذارِ خندونُم میاد
یواش یواش صداش میاد، صدایِ پاش
اُرسی‌های یارُم جیره
پایِ دلُم به زنجیرِ
بگردُم دورِ چشم‌هاش
برقا برقِ شمشیرِ
سَرِ کوهِ بلند و برفِ بسیار
زلف‌های یارم بی‌نظیره
ز چشمون خون ببارُم از غمُ یار
زلف‌های یارم بی‌نظیره...

گروه کُر:
حوروش خلیلی
اسفندیار قره‌باغی
فریبا قنادی اسدی
مجید اخشابی
عصمت میلانی
فهیمه اسماعیلی

فهرست:
۱. عزیز بشینِ کنارُم
۲. شاه صَنَم
۳. شیرعلی مَردون
۴. لیلا بانو
۵. اِلمان - ای یار
۶. زلفای یارم بی‌نظیره - بی‌کلام
۷. هیار هیار
۸. دی بلال
۹. شاه صنم - بی‌کلام
۱۰. مجنون نبودم
۱۱. زلف‌های یارم بی‌نظیره
۱۲. کریشیم - بی‌کلام
برداشت آزاد از جلد و متن اثر


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در سه شنبه بیستم دی 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

Flamenco Festival, Carlos Montoya & Juan Serrano

Flamenco Festival, Carlos Montoya & Juan Serrano

آلبوم «Flamenco Festival» به فارسی «جشنواره‌ی فلامنکو»، گزیده‌ای از ترانه‌های گونه‌ی «موسیقی فلامنکو» است که نخستین بار در سال ۱۹۹۱ در آلمان منتشر شد. در این آلبوم آثاری از بزرگان «موسیقی فلامنکو» چون «Carlos Montoya» و «Navarro Sabicas» (استادِ پاکو د لوسیا) و «Juan Serrano» گنجانده شده است.


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در دوشنبه نوزدهم دی 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم چشم شب، امین‌الله رشیدی

آلبوم چشم شب، امین‌الله رشیدی

«چشم شب» نام آلبومی به آهنگ‌سازی، تنظیم و آوازِ «امین‌الله رشیدی» بر روی اشعاری از «تورج نگهبان»، «سعدی»، «عبدالله الفت»، «حسین شاه زیدی»، «مهین پایا» و «ابوالقاسم حالت» است که به‌دست «آوای نکیسا» در ۱۱ تراک و مدت ۵۹ دقیقه و ۱۸ ثانیه منتشر شده است. نام آلبوم برگرفته از ترانه‌ای به همین نام و از سروده‌های تورج نگهبان است. موسیقیِ آلبوم «چشم شب» ارکسترال است.

در هر مَستی، در هر رویا
گاهی پنهان، گاهی پیدا
تو به چشم‌ام جلوه‌گری
شب و روزم در نظری
تو کِی از دل من بی‌خبری؟
رویایی چون نورِ مَهی
همچون اشکِ بی‌گنهی
کز چشمی بر دامان می‌ریزد
تابانی، رخشانی، چو آرزویی
همچون گل زیبایی، فرشته‌رویی
افسون‌گر، سِرِشته‌ی رویایی
رویایی، ولی عجب زیبایی
چون پروین در آسمان‌ها، نشسته تنها
خوشی که چون من تنهایی...
هر شب ای مه، تنها چون تو منم
در رویا جان در پایَت فکنم
می‌بینم تو را
همچون نقشِ آرزوها، دلبری فریبا
بر دو چشم گریانِ من نَهی پا
من و این همه شیدایی
من و این همه رسوایی
تو و آن‌همه ناز و دلربایی
چو من تشنه‌ی وفایی
مَهِ فتنه گَرَم، مَرو از نظرم
تو که خود نگهبانِ عشق مایی...

هنرمندان:
قره‌نی: رضا یاوری، سلیم فرزان
فلوت: سیروس حدادی
ضرب: جهانگیر ملک
ویلونسل: رحیم گلستان، علیرضا ایزدی
تار: سلیمان روح‌افزا، مهدی تاکستانی
ترومپت: عباس سلیمانی
جاز: نیکول الوندی

فهرست:
۱. عشق آفرین، کلامِ تورج نگهبان
۲. چشمِ شب، کلامِ تورج نگهبان
۳. آواز اصفهان، سعدی
۴. تکرار چشمِ شب، کلامِ تورج نگهبان
۵. من بی تو، کلامِ عبدالله الفت
۶. فرشته، کلامِ تورج نگهبان
۷. نمی‌دانم، کلامِ حسین شاه زیدی
۸. رقص گل‌‌ها، کلامِ تورج نگهبان
۹. افسونِ عشق، کلامِ مهین پایا
۱۰. بر باد رفته، ابوالقاسم حالت
۱۱.  شمعِ خاموش، کلامِ تورج نگهبان
برگرفته از جلد، متن اثر و آوای نکیسا

ادامه مطلب
+ نگاشته شد در یکشنبه هجدهم دی 1390 3:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم گفتگو با دوست، استاد الهی

آلبوم گفتگو با دوست، استاد الهی Dialogue with the Beloved

آلبوم «Dialogue with the Beloved» به فارسی «گفتگو با دوست» سومین آلبوم منتشر شده از آواز و نوازندگی تنبورِ «نورعلی الهی» عارف، فیلسوف، قاضی و موسیقی‌دان معاصر ایرانی معروف به «استاد الهی» است که نخستین بار در سال ۱۹۹۷ در فرانسه به‌دست «Chant du Monde» با نام «Dialogue avec l'Aimé» منتشر و بعدها در سال ۲۰۰۴ بازبینی و بازنشر شد.

گفتمان میان روح و خالق‌اش (دل‌داده و دلدار در عرفان) در ادبیات ایران بسیار رایج است، و این گفتگو اساسِ آلبوم «گفتگو با دوست» است که شعر و آهنگ در آن یکدیگر را برای نمایاندن این فضا پوشش می‌دهند. در این آلبوم قطعه‌ی بلندِ «تضرعِ شیخ امیری»، «دستگاهِ شاه حسینی» و «سماعِ معنوی» هر کدام به شیوه‌ی خود گوشه‌های گوناگونی از این گفتگو را بازگو می‌کنند.

موسیقی در زندگی «نورعلی الهی» چیزی فراتر از هنرِ آهنگ‌سازی یا نوازندگی و یکی از شیوه‌‌های پرستش بود. او که نوازندگی تنبور را از سن ۶ سالگی آغاز و در ۹ سالگی استاد این ساز نامیده می‌شد نه در هیچ جمعی نوازندگی کرد و نه هرگز نوازندگی‌اش را با اصولی حرفه‌ای ضبط کرد. موسیقی وی، ریشه در سنتی دیرینه دارد که سال‌ها سینه به سینه گشته است. طبق این سنت، در جمع‌های معنوی، متونِ مقدس را با صدای موزون می‌خواندند. این نغمه‌ها گاهی با سازهایی چون تنبور، نی، و دف همراه می‌شد.

از نقش‌های اصلی «نورعلی الهی» در اعتلای موسیقیِ تنبور این‌که رپرتوار ساده و ابتدایی این ساز را به مجموعه‌ای دقیق، پیچیده و هنری تبدیل کرد. هر چند موسیقی او مبتنی بر سنتِ کهن است، اما از بسیاری جهات، پدیده‌ای است کاملاً بدیع که ویژه‌ی اوست. ساخته‌ها و بدیهه‌نوازی‌های فراوان او از لحاظ پیچیدگی، رنگ، لحن و دامنه‌ی وسیعِ عواطفی که برمی‌انگیزد، به هیچ یک از قطعاتی که پیش از او وجود داشت، شباهت ندارد. «نورعلی الهی»، تغییرات مهمی نیز در ساز به وجود آورد، با اضافه کردن سیم سوم، صدا و رنگ‌های تأثیرگذار فراوانی پدید آورد و آن را با هنر آرایه‌پردازی ویژه‌ی نوازندگی‌اش که شامل به‌کارگیریِ هر پنج انگشت دو دست است، ترکیب کرد. استادان موسیقی همچون موریس بژار، یهودی منوهین، موسی معروفی و ژان دورینگ او را موسیقی‌دانی بزرگ و استاد یگانه تنبور دانسته‌اند.

موسی معروفی، مجله موزیک ایران، شماره ۹۷، خرداد - تیر ۱۳۳۹:
«من خود از یکی از بزرگان اهل حق (مسلکی عرفانی که توسط سلطان اسحاق بنیان گذاشته شد) که تنبور را به‌خوبی می‌نواخت، آهنگی شنیدم که آن را در مجالس مخصوص نیاز به‌کار می‌برند. چنان منقلب و پریشان شدم که گویی در این عالم نیستم و عجب در این است که تا چند ساعت مست و بی‌خود بودم و توجهی به دنیا و عالم ماده نداشتم، بعداً که به حال طبیعی برگشتم پیش خود گفتم یاللعجب، اگر موسیقی این است، پس آنکه هر روزه از رادیو می‌شنوم چیست؟»

روح الله خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، جلد ۱ صفحه ۱۴۵:
در قدیم دو نوع تنبور بوده است، تنبور خراسانی و تنبور بغدادی. این ساز دو سیم داشته و مضرابی بوده که با انگشتان دست راست نواخته می‌شده و هم‌اکنون در کردستان معمول‌ است. حتی در تهران یکی از قضات محترم دادگستری که شاید نخواهد نامش را ذکر کنم این ساز را در نهایت خوبی می‌نوازد و نواهای قدیم موسیقی کُرد را که خود بحث جداگانه‌ای است، در کمال زیبایی اجرا می‌کند. اسامی نغمه‌ها، تماماً فارسی خالص است و کمتر به موسیقی امروز ما شباهت دارد.

«نورعلی الهی» ۱۹ شهریور ۱۲۷۴ در روستای جیحون‌آباد استان کرمانشاهان زاده شد و دوران کودکی را نزد پدرِ عارف‌اش به مراقبه و تجربه‌های معنوی گذراند. هنگام مرگ پدرش ۲۴ سال سن داشت و به این نتیجه رسیده بود که معنویت را نمی‌توان در انزوا جُست و از همین رو مقامِ ممتاز معنوی و اجتماعی‌اش را که به دلیل همان ریاضت‌ها کسب کرده بود کنار نهاد، ریش و موهای خود را که نمادِ عرفانِ سنتی بود کوتاه کرد، لباس روحانی‌اش را از تن به‌در کرد و با مهاجرت به تهران کارمند اداره‌ی ثبت احوال شد. رضاشاه در سال ۱۳۰۵ تشکیلات قضایی را دگرگون کرد و «نورعلی الهی» در یکی از دوره‌های آموزش قضاوت وارد شد، دوره‌ای ۳ ساله که تنها ۶ ماه به پایان آن مانده بود! با این احوال وی با پشت‌کار و تکیه بر دانشِ پیشین‌اش دوره را با موفقیت به پایان برد و در سال ۱۳۱۲ فارغ التحصیل شد و نزدیک به سی سال مدارج بین کفالتِ دادگاهِ بخش تا ریاست دادگستری، دادستانی و ریاست دادگاه جنایی را که بالاترین رتبه در رشته‌ی قضایی است، سپری کرد و پس از سال‌ها خدمت در مناطق مختلف ایران در سال ۱۳۳۶ به خواست خود بازنشسته شد. وی در کنار قضاوت به پژوهش در الهیات، فلسفه، حکمت و عرفان پرداخت، «نورعلی الهی» در مقام مقایسه‌ی دوره‌ی انزوای عرفانی‌اش با دوره‌ی قضاوت‌اش گفته است: «ریاضت‌هایی که قبل از ورودم به اداره کشیدم، هر دوازده سال آن به اندازه‌ی یک سال در اداره بودن اجر نداشت.»

چرا «نورعلی الهی» «استاد الهی» خوانده شد؟
در هنگام تولد به‌دست خانواده‌اش «فتح‌الله» نامیده و در آن سال‌ها که هنوز نام خانوادگی در ایران رایج نبود او را «کوچک‌علی» هم می‌خواندند. در ۱۱ سالگی پدرش پس از آن‌که سیرِ عرفانی وی را مشاهده کرد ناگهان او را «سید نورعلی» خواند. «سید نورعلی» در سال ۱۹۴۱ که دادستان خرم‌آباد بود شهرتِ «الهی» را برای خود برگزید. پس از مرگش در سال ۱۳۵۳ خواهرش «ملک‌جان نعمتی» تمامِ مدت بیست سال بعد از مرگ او همیشه او را «حضرت استاد» نامید و در راه گسترش عرفان او کوشید. سال ۱۹۹۵ کمیته‌ای مشغول آماده‌سازی مقدمات بزرگ‌داشت یک‌صدمین سال تولد «نورعلی الهی» با حمایت یونسکو در پاریس، لندن، نیویورک، تهران و لوس‌آنجلس بود و می‌بایست لقب «حضرت استاد» را به انگلیسی برمی‌گرداندند که نتیجه می‌شد «حضرت والا» یا «اعلی‌حضرت استاد نورالهی» (His Highness or Majesty Master Nur Ali Elahi) که این‌ها با افتادگیِ «نورعلی الهی» در تضاد بود. از این رو با اجازه‌ی خانواده‌اش کمیته عنوان «استاد الهی» (Ostad Elahi) را به احترام تلاش بی‌وقفه‌ی خواهرش برای او برگزیدند و از این رو در تمامی کتاب‌ها و مقالاتی که پس از سال ۱۹۹۵ نوشته شده است از او با نام «استاد الهی» یاد می‌کنند.

فهرست:
۱. شِیخ امیریِ استاد الهی (Ostad Elahi's Sheykh Amiri)
۲. دستگاه شیخ امیری (Sheykh Amiri Suite)
۳. ذكر و سماعِ معنوی (Mystical Hymns And Dances)
۴. دستگاه شاه حسینی (Shah Hoseyni Suite)


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در شنبه هفدهم دی 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم راه عشق الهی، استاد الهی

آلبوم راه عشق الهی، استاد الهی

آلبوم «The Paths of Divine Love» به فارسی «راه عشق الهی» دومین آلبوم منتشر شده از نوازندگی تنبورِ «نورعلی الهی» عارف، فیلسوف، قاضی و موسیقی‌دان معاصر ایرانی معروف به «استاد الهی» است که نخستین بار در سال ۱۹۹۷ در فرانسه به‌دست «Chant du Monde» با نام «Les Chemins de l'amour Divin» منتشر و بعدها در سال ۲۰۰۴ بازبینی و بازنشر شد.

در همه‌ی تراک‌های این آلبوم جستجو برای «عشق ایزدی» جاری است. در تراک‌های «سوییتِ شاه حسینی» و «طرز» عشق، شور و غمِ دوری بر انگیخته می‌شوند و با گذار از «هفت خوان رستم» به سوی «عشق ایزدی» پیش می‌رود تا سر انجام شنونده شاهد شادیِ دیدار معشوق می‌شود. خلاقیت هارمونی‌ها و ملودی‌‌هایی که یکی پس از دیگری جاری می‌شوند وصف ناشدنی است.

موسیقی در زندگی «نورعلی الهی» چیزی فراتر از هنرِ آهنگ‌سازی یا نوازندگی و یکی از شیوه‌‌های پرستش بود. او که نوازندگی تنبور را از سن ۶ سالگی آغاز و در ۹ سالگی استاد این ساز نامیده می‌شد نه در هیچ جمعی نوازندگی کرد و نه هرگز نوازندگی‌اش را با اصولی حرفه‌ای ضبط کرد. موسیقی وی، ریشه در سنتی دیرینه دارد که سال‌ها سینه به سینه گشته است. طبق این سنت، در جمع‌های معنوی، متونِ مقدس را با صدای موزون می‌خواندند. این نغمه‌ها گاهی با سازهایی چون تنبور، نی، و دف همراه می‌شد.

از نقش‌های اصلی «نورعلی الهی» در اعتلای موسیقیِ تنبور این‌که رپرتوار ساده و ابتدایی این ساز را به مجموعه‌ای دقیق، پیچیده و هنری تبدیل کرد. هر چند موسیقی او مبتنی بر سنتِ کهن است، اما از بسیاری جهات، پدیده‌ای است کاملاً بدیع که ویژه‌ی اوست. ساخته‌ها و بدیهه‌نوازی‌های فراوان او از لحاظ پیچیدگی، رنگ، لحن و دامنه‌ی وسیعِ عواطفی که برمی‌انگیزد، به هیچ یک از قطعاتی که پیش از او وجود داشت، شباهت ندارد. «نورعلی الهی»، تغییرات مهمی نیز در ساز به وجود آورد، با اضافه کردن سیم سوم، صدا و رنگ‌های تأثیرگذار فراوانی پدید آورد و آن را با هنر آرایه‌پردازی ویژه‌ی نوازندگی‌اش که شامل به‌کارگیریِ هر پنج انگشت دو دست است، ترکیب کرد. استادان موسیقی همچون موریس بژار، یهودی منوهین، موسی معروفی و ژان دورینگ او را موسیقی‌دانی بزرگ و استاد یگانه تنبور دانسته‌اند.

موسی معروفی، مجله موزیک ایران، شماره ۹۷، خرداد - تیر ۱۳۳۹:
«من خود از یکی از بزرگان اهل حق (مسلکی عرفانی که توسط سلطان اسحاق بنیان گذاشته شد) که تنبور را به‌خوبی می‌نواخت، آهنگی شنیدم که آن را در مجالس مخصوص نیاز به‌کار می‌برند. چنان منقلب و پریشان شدم که گویی در این عالم نیستم و عجب در این است که تا چند ساعت مست و بی‌خود بودم و توجهی به دنیا و عالم ماده نداشتم، بعداً که به حال طبیعی برگشتم پیش خود گفتم یاللعجب، اگر موسیقی این است، پس آنکه هر روزه از رادیو می‌شنوم چیست؟»

روح الله خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، جلد ۱ صفحه ۱۴۵:
در قدیم دو نوع تنبور بوده است، تنبور خراسانی و تنبور بغدادی. این ساز دو سیم داشته و مضرابی بوده که با انگشتان دست راست نواخته می‌شده و هم‌اکنون در کردستان معمول‌ است. حتی در تهران یکی از قضات محترم دادگستری که شاید نخواهد نامش را ذکر کنم این ساز را در نهایت خوبی می‌نوازد و نواهای قدیم موسیقی کُرد را که خود بحث جداگانه‌ای است، در کمال زیبایی اجرا می‌کند. اسامی نغمه‌ها، تماماً فارسی خالص است و کمتر به موسیقی امروز ما شباهت دارد.

«نورعلی الهی» ۱۹ شهریور ۱۲۷۴ در روستای جیحون‌آباد استان کرمانشاهان زاده شد و دوران کودکی را نزد پدرِ عارف‌اش به مراقبه و تجربه‌های معنوی گذراند. هنگام مرگ پدرش ۲۴ سال سن داشت و به این نتیجه رسیده بود که معنویت را نمی‌توان در انزوا جُست و از همین رو مقامِ ممتاز معنوی و اجتماعی‌اش را که به دلیل همان ریاضت‌ها کسب کرده بود کنار نهاد، ریش و موهای خود را که نمادِ عرفانِ سنتی بود کوتاه کرد، لباس روحانی‌اش را از تن به‌در کرد و با مهاجرت به تهران کارمند اداره‌ی ثبت احوال شد. رضاشاه در سال ۱۳۰۵ تشکیلات قضایی را دگرگون کرد و «نورعلی الهی» در یکی از دوره‌های آموزش قضاوت وارد شد، دوره‌ای ۳ ساله که تنها ۶ ماه به پایان آن مانده بود! با این احوال وی با پشت‌کار و تکیه بر دانشِ پیشین‌اش دوره را با موفقیت به پایان برد و در سال ۱۳۱۲ فارغ التحصیل شد و نزدیک به سی سال مدارج بین کفالتِ دادگاهِ بخش تا ریاست دادگستری، دادستانی و ریاست دادگاه جنایی را که بالاترین رتبه در رشته‌ی قضایی است، سپری کرد و پس از سال‌ها خدمت در مناطق مختلف ایران در سال ۱۳۳۶ به خواست خود بازنشسته شد. وی در کنار قضاوت به پژوهش در الهیات، فلسفه، حکمت و عرفان پرداخت، «نورعلی الهی» در مقام مقایسه‌ی دوره‌ی انزوای عرفانی‌اش با دوره‌ی قضاوت‌اش گفته است: «ریاضت‌هایی که قبل از ورودم به اداره کشیدم، هر دوازده سال آن به اندازه‌ی یک سال در اداره بودن اجر نداشت.»

چرا «نورعلی الهی» «استاد الهی» خوانده شد؟
در هنگام تولد به‌دست خانواده‌اش «فتح‌الله» نامیده و در آن سال‌ها که هنوز نام خانوادگی در ایران رایج نبود او را «کوچک‌علی» هم می‌خواندند. در ۱۱ سالگی پدرش پس از آن‌که سیرِ عرفانی وی را مشاهده کرد ناگهان او را «سید نورعلی» خواند. «سید نورعلی» در سال ۱۹۴۱ که دادستان خرم‌آباد بود شهرتِ «الهی» را برای خود برگزید. پس از مرگش در سال ۱۳۵۳ خواهرش «ملک‌جان نعمتی» تمامِ مدت بیست سال بعد از مرگ او همیشه او را «حضرت استاد» نامید و در راه گسترش عرفان او کوشید. سال ۱۹۹۵ کمیته‌ای مشغول آماده‌سازی مقدمات بزرگ‌داشت یک‌صدمین سال تولد «نورعلی الهی» با حمایت یونسکو در پاریس، لندن، نیویورک، تهران و لوس‌آنجلس بود و می‌بایست لقب «حضرت استاد» را به انگلیسی برمی‌گرداندند که نتیجه می‌شد «حضرت والا» یا «اعلی‌حضرت استاد نورالهی» (His Highness or Majesty Master Nur Ali Elahi) که این‌ها با افتادگیِ «نورعلی الهی» در تضاد بود. از این رو با اجازه‌ی خانواده‌اش کمیته عنوان «استاد الهی» (Ostad Elahi) را به احترام تلاش بی‌وقفه‌ی خواهرش برای او برگزیدند و از این رو در تمامی کتاب‌ها و مقالاتی که پس از سال ۱۹۹۵ نوشته شده است از او با نام «استاد الهی» یاد می‌کنند.

فهرست:
۱. فرنگی
۲. دستگاه هفت خوان رستم
۳. ذكرها
۴. دستگاه شاه حسینی
۵. هلپركه


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه شانزدهم دی 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم موسیقی آسمانی استاد الهی

آلبوم موسیقی آسمانی استاد الهی

آلبوم «The Celestial Music of Ostad Elahi» به فارسی «موسیقی آسمانی استاد الهی» نخستین مجموعه‌ی منتشر شده از آواز و بدیهه‌سازیِ تنبورِ «نورعلی الهی» عارف، فیلسوف، قاضی و موسیقی‌دان معاصر ایرانی معروف به «استاد الهی» است که نخستین بار در سال ۱۹۹۴ در فرانسه به‌دست «Chant du Monde» با نام «Musique Céleste D'Ostad Elahi» منتشر و بعدها در سال ۲۰۰۴ بازبینی و بازنشر شد. این مجموعه دربردارنده تعدادی از نامی‌ترین قطعات نوازندگی «نورعلی الهی» است.

موسیقی در زندگی «نورعلی الهی» چیزی فراتر از هنرِ آهنگ‌سازی یا نوازندگی و یکی از شیوه‌‌های پرستش بود. او که نوازندگی تنبور را از سن ۶ سالگی آغاز و در ۹ سالگی استاد این ساز نامیده می‌شد نه در هیچ جمعی نوازندگی کرد و نه هرگز نوازندگی‌اش را با اصولی حرفه‌ای ضبط کرد. موسیقی وی، ریشه در سنتی دیرینه دارد که سال‌ها سینه به سینه گشته است. طبق این سنت، در جمع‌های معنوی، متونِ مقدس را با صدای موزون می‌خواندند. این نغمه‌ها گاهی با سازهایی چون تنبور، نی، و دف همراه می‌شد.

از نقش‌های اصلی «نورعلی الهی» در اعتلای موسیقیِ تنبور این‌که رپرتوار ساده و ابتدایی این ساز را به مجموعه‌ای دقیق، پیچیده و هنری تبدیل کرد. هر چند موسیقی او مبتنی بر سنتِ کهن است، اما از بسیاری جهات، پدیده‌ای است کاملاً بدیع که ویژه‌ی اوست. ساخته‌ها و بدیهه‌نوازی‌های فراوان او از لحاظ پیچیدگی، رنگ، لحن و دامنه‌ی وسیعِ عواطفی که برمی‌انگیزد، به هیچ یک از قطعاتی که پیش از او وجود داشت، شباهت ندارد. «نورعلی الهی»، تغییرات مهمی نیز در ساز به وجود آورد، با اضافه کردن سیم سوم، صدا و رنگ‌های تأثیرگذار فراوانی پدید آورد و آن را با هنر آرایه‌پردازی ویژه‌ی نوازندگی‌اش که شامل به‌کارگیریِ هر پنج انگشت دو دست است، ترکیب کرد. استادان موسیقی همچون موریس بژار، یهودی منوهین، موسی معروفی و ژان دورینگ او را موسیقی‌دانی بزرگ و استاد یگانه تنبور دانسته‌اند.

موسی معروفی، مجله موزیک ایران، شماره ۹۷، خرداد - تیر ۱۳۳۹:
«من خود از یکی از بزرگان اهل حق (مسلکی عرفانی که توسط سلطان اسحاق بنیان گذاشته شد) که تنبور را به‌خوبی می‌نواخت، آهنگی شنیدم که آن را در مجالس مخصوص نیاز به‌کار می‌برند. چنان منقلب و پریشان شدم که گویی در این عالم نیستم و عجب در این است که تا چند ساعت مست و بی‌خود بودم و توجهی به دنیا و عالم ماده نداشتم، بعداً که به حال طبیعی برگشتم پیش خود گفتم یاللعجب، اگر موسیقی این است، پس آنکه هر روزه از رادیو می‌شنوم چیست؟»

روح الله خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، جلد ۱ صفحه ۱۴۵:
در قدیم دو نوع تنبور بوده است، تنبور خراسانی و تنبور بغدادی. این ساز دو سیم داشته و مضرابی بوده که با انگشتان دست راست نواخته می‌شده و هم‌اکنون در کردستان معمول‌ است. حتی در تهران یکی از قضات محترم دادگستری که شاید نخواهد نامش را ذکر کنم این ساز را در نهایت خوبی می‌نوازد و نواهای قدیم موسیقی کُرد را که خود بحث جداگانه‌ای است، در کمال زیبایی اجرا می‌کند. اسامی نغمه‌ها، تماماً فارسی خالص است و کمتر به موسیقی امروز ما شباهت دارد.

«نورعلی الهی» ۱۹ شهریور ۱۲۷۴ در روستای جیحون‌آباد استان کرمانشاهان زاده شد و دوران کودکی را نزد پدرِ عارف‌اش به مراقبه و تجربه‌های معنوی گذراند. هنگام مرگ پدرش ۲۴ سال سن داشت و به این نتیجه رسیده بود که معنویت را نمی‌توان در انزوا جُست و از همین رو مقامِ ممتاز معنوی و اجتماعی‌اش را که به دلیل همان ریاضت‌ها کسب کرده بود کنار نهاد، ریش و موهای خود را که نمادِ عرفانِ سنتی بود کوتاه کرد، لباس روحانی‌اش را از تن به‌در کرد و با مهاجرت به تهران کارمند اداره‌ی ثبت احوال شد. رضاشاه در سال ۱۳۰۵ تشکیلات قضایی را دگرگون کرد و «نورعلی الهی» در یکی از دوره‌های آموزش قضاوت وارد شد، دوره‌ای ۳ ساله که تنها ۶ ماه به پایان آن مانده بود! با این احوال وی با پشت‌کار و تکیه بر دانشِ پیشین‌اش دوره را با موفقیت به پایان برد و در سال ۱۳۱۲ فارغ التحصیل شد و نزدیک به سی سال مدارج بین کفالتِ دادگاهِ بخش تا ریاست دادگستری، دادستانی و ریاست دادگاه جنایی را که بالاترین رتبه در رشته‌ی قضایی است، سپری کرد و پس از سال‌ها خدمت در مناطق مختلف ایران در سال ۱۳۳۶ به خواست خود بازنشسته شد. وی در کنار قضاوت به پژوهش در الهیات، فلسفه، حکمت و عرفان پرداخت، «نورعلی الهی» در مقام مقایسه‌ی دوره‌ی انزوای عرفانی‌اش با دوره‌ی قضاوت‌اش گفته است: «ریاضت‌هایی که قبل از ورودم به اداره کشیدم، هر دوازده سال آن به اندازه‌ی یک سال در اداره بودن اجر نداشت.»

چرا «نورعلی الهی» «استاد الهی» خوانده شد؟
در هنگام تولد به‌دست خانواده‌اش «فتح‌الله» نامیده و در آن سال‌ها که هنوز نام خانوادگی در ایران رایج نبود او را «کوچک‌علی» هم می‌خواندند. در ۱۱ سالگی پدرش پس از آن‌که سیرِ عرفانی وی را مشاهده کرد ناگهان او را «سید نورعلی» خواند. «سید نورعلی» در سال ۱۹۴۱ که دادستان خرم‌آباد بود شهرتِ «الهی» را برای خود برگزید. پس از مرگش در سال ۱۳۵۳ خواهرش «ملک‌جان نعمتی» تمامِ مدت بیست سال بعد از مرگ او همیشه او را «حضرت استاد» نامید و در راه گسترش عرفان او کوشید. سال ۱۹۹۵ کمیته‌ای مشغول آماده‌سازی مقدمات بزرگ‌داشت یک‌صدمین سال تولد «نورعلی الهی» با حمایت یونسکو در پاریس، لندن، نیویورک، تهران و لوس‌آنجلس بود و می‌بایست لقب «حضرت استاد» را به انگلیسی برمی‌گرداندند که نتیجه می‌شد «حضرت والا» یا «اعلی‌حضرت استاد نورالهی» (His Highness or Majesty Master Nur Ali Elahi) که این‌ها با افتادگیِ «نورعلی الهی» در تضاد بود. از این رو با اجازه‌ی خانواده‌اش کمیته عنوان «استاد الهی» (Ostad Elahi) را به احترام تلاش بی‌وقفه‌ی خواهرش برای او برگزیدند و از این رو در تمامی کتاب‌ها و مقالاتی که پس از سال ۱۹۹۵ نوشته شده است از او با نام «استاد الهی» یاد می‌کنند.

فهرست:
۱. سوییتِ جلوشاهی (Suite Jelo Shaéhi)
۲. هنس و سوییتِ ای داوود (Hymns et Suite Ey Daéwud)
۳. سوییتِ سحری (Suite Sahari)
۴. سارو خوانی (Saéru Khaéni)


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در پنجشنبه پانزدهم دی 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم الکی، محسن نامجو

آلبوم الکی، محسن نامجو

آلبوم «الکی» حاصل ضبط زنده‌ی کنسرت «محسن نامجو» و گروه‌اش در «دانشگاه استنفورد» در فوریه‌ی سال ۲۰۱۱ است که در همان سال در ۹ تراک منتشر شد. نام آلبوم از ترانه‌ای به همین نام و از سروده‌های «محسن نامجو» گرفته شده است. آلبوم «الکی» دربردارنده‌ی آثاری از سال‌های پیشِ «محسن نامجو» است که پیش از این منتشر نشده بود. اشعار این مجموعه از «سعدی»، «حافظ»، «مولوی»، «بابک لطیفی» و «محسن نامجو» است. ««الکی» پنجمین آلبوم رسمی «محسن نامجو» پس از «ترنج»، «جبر جغرافیایی»، «آخ» و «بوسه‌های بیهوده» است.

از آمدنم هیچ معلوم نشد          یک نمای الکی، یک نمای الکی
این جانِ نزارم هیچ پالوده نشد          یک فضای الکی، یک فضای الکی
از سطح خُرافه این زبان‌ام نگذشت          یک صدای الکی، یک صدای الکی
گُل یافته شد به دست من، پوچ نشد          یک هوای الکی، یک هوای الکی
از آمدن و رفتن ما سودی کو؟          یک هُبوط الکی، یک سقوط الکی
دردا و ندامتا که تا چشم زدیم          مامور که گرفت ما را، بابا، خیط نشد!
به خدایِ الکی، یک به خدای الکی          خر از سرِ شحنه یک نمد ساخت ولی
یک کلاه الکی، یک کلاه الکی          سرتاسر صحنه آشِ نذری بود
نیت‌های الکی، نیت‌های الکی          یک هفته به من مرخصی می‌دید؟
لذت‌های الکی، لذت‌های الکی          با اون گل‌های پائولو روسی حال کردم
یک گل‌های الکی، یک گل‌های الکی          دست‌پختِ عشقم قورمه‌سبزی بود
سبزی‌های الکی، سبزی‌های الکی          وای دهه‌ی چهل خیلی با حال، نوستالژیا...
تالژیای الکی، تالژیای الکی          ایامِ قدیم مردونگی بود
هیبت‌های الکی، هیکل‌های الکی          وقتی بچه بودیم، نونِ خونگی بود
مزه‌های الکی، مزه‌های الکی          مردها حالا دیگه سیبیلش‌ رو دارن
سیبیل‌های الکی، سیبیل‌های الکی          تاحالا جمع روشن‌فکرها رفتی؟
روشن‌فکرهای الکی، چهره‌های الکی          تا حالا تفریق روشن‌فکرها رفتی؟
تیکه‌های الکی، تیکه‌های الکی          تا حالا ضرب روشن‌فکرها، تقسیم روشنفکرها رفتی؟
ماست‌مالی‌های الکی، ماست‌مالی‌های الکی          تا حالا با رییس وستینگ‌هاوس شام خوردی؟
لحظه‌های الکی، لحظه‌های الکی          تا حالا از کسی دل بردی؟
سرفه‌های الکی، سرفه‌های الکی...

فهرست:
۱. هوشم ببر، سعدی
۲. هلل هلا، سعدی، بابک لطیفی
۳. نامه، حافظ
۴. آنِ من‌است او، مولوی
۵. دِیلمان، مولوی
۶. زَده، حافظ
۷. یارِ جانی
۸. اَلَکی، محسن نامجو
۹. زُلف، حافظ

برگرفته از CdBaby و جلد و متن اثر


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در چهارشنبه چهاردهم دی 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم شوخی، پیمان خازنی

آلبوم شوخی، پیمان خازنی

«شوخی Pleasantry» موسیقیِ تلفیقیِ تار و پیانو با محوریت سازِ تار به آهنگ‌سازی و نوازندگیِ «پیمان خازنی» و نوازندگیِ پیانو «شاهد علیزاده» و «بابک بروجردی» است که در سال ۱۳۸۸ به‌دست نشر «چهارباغ بانگ» در هفت تراک منتشر شد. «شوخی» نخستین آلبوم بی‌کلام و از این دیدگاه مستقلِ «پیمان خازنی» نیز هست، پیش از این آلبوم‌های آوازی‌ای از جمله «سیه چشم» و «پریچهره» به آهنگ‌سازی او منتشر شده بود. «پیمان خازنی» البوم «شوخی» را با نگاهی مدرن، و نه نگاهی سنتی آهنگ‌سازی کرده و نام «شوخی» را نیز شاید به طعنه برای آلبوم برگزیده و کوشیده تا محصول نهایی زاییده‌ی افکار و اندیشه‌های موسیقایی خودش باشد، هرچند ردپای آموزگارش «کیوان ساکت» نیز در آلبوم دیده می‌شود. شیوه‌ی آهنگ‌سازی و نوازندگیِ «پیمان خازنی» با تار در آلبوم «شوخی» تجربه‌ای است تازه که پیش از این در موسیقی ایران دیده نشده است.

فهرست:
۱. شوخی
۲. سراب
۳. تارانتلا (یکی از شناخته‌ شده‌ترین فُرم‌ها در موسیقیِ ایتالیا)
۴. برگ‌ریزان
۵. خاطرات یک روز پاییزی
۶. وقتی بادبادک می‌رقصید
۷. معمای آفرینش

برداشت آزاد از موسیقی پرشیا و خبر آنلاین


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در سه شنبه سیزدهم دی 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم دیوانه‌تر، حامد نیک‌پی

«دیوانه‌تر Spellbound» نام سومین آلبوم «حامد نیک‌پی» آهنگ‌ساز، و خواننده‌ی‌ ایرانیِ مقیم آمریکا است که در سال ۲۰۱۰ در هشت تراک به دست «Zang Records» منتشر شد. آلبوم «دیوانه‌تر» موسیقیِ تلفیقی‌ است که «حامد نیک‌پی» آهنگ‌سازی آن‌را از گونه‌های متفاوتِ «موسیقی ایرانی»، «موسیقی جاز»، «فلامنکو» و «World Music» الهام گرفته است. اشعار این آلبوم از «مولوی»، «فریدون مشیری» و «عماد خراسانی» است.

بس در سرِ زلفِ بُتان جا کردی ای دل
ما را میانِ خَلق رسوا کردی ای دل
غافل مرا از فکر فردا کردی ای دل
تا از کجا ما را تو پیدا کردی ای دل؟
روزم سیه، حالم تبه، کردی تو کردی
ای دل بسوزی هر گُنَه، کردی تو کردی
ای دل بلا، ای دل بلا، ای دل بلایی
ای دل سزاواری که دایم مبتلایی
مجنون شبی دیوانه‌ام، کردی تو کردی
از خویشتن بیگانه‌ام، کردی تو کردی
ای دل بلا، ای دل بلا، ای دل بلایی
ای دل سزاواری که دایم مبتلایی
هرکس که باشد همچو تو ای دل، دلِ او
آسان نگردد تا ابد یک مشکلِ او

هنرمندان:
گِرِگ الیس (Greg Ellis): ساز کوبه‌ای
شروین مهاجر: کمانچه
دیمیتری مِلیس (Dimitris Mahlis): عود، گیتار و Cajón
دَن لاتز (Dan Lutz):ا Upright & Fretless Electric Bass


فهرست:
۱. سلامِ دل
۲. زنجیر
۳. رسوا
۴. بِنمای رُخ
۵. هر نَفَس
۶. مَپُرس
۷. صد گونه
۸. نجوا

برگرفته از CdBaby


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در دوشنبه دوازدهم دی 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم آثار درویش‌ خان، فرامرز پایور

آلبوم آثار درویش‌ خان، فرامرز پایور

«آثار درویش خان» نام مجموعه‌ی ۳ سی‌دیِ گروه‌نوازیِ و تک‌نوازیِ موسیقیِ ایرانی از ساخته‌های «غلامحسین درویش معروف به درویش خان» به نام‌های «کرشمه»، «پریزاد» و «دل‌کش» است که تنظیم و سرپرستی نوازندگان ‌آن‌را «فرامرز پایور» بر عهده داشته و به‌دست «ماهور» در دی‌ماه سال ۱۳۸۵ منتشر شده است.

نامِ سی‌دیِ نخستِ آلبوم «آثار درویش خان» «کرشمه»، و در «دستگاه سه‌گاه» و «آواز افشاری»‌ اســت.

نامِ سی‌دیِ دوم آلبــــــوم «آثار درویش خان» «پریـــــزاد»، و در «آواز اصفهان» و «دستگاه ماهــور» اســت.

نامِ سی‌دیِ سوم آلبـــوم «آثار درویش خان» «دل‌کـش»، و در «دستگاه ماهور» و «آواز ابوعــــــطا» ا‌ســت.


هنرمندان:
سنتور: فرامرز پایور
تار: هوشنگ ظریف
نی: حسن ناهید
کمانچه: رحمت‌الله بدیعی
تمبک: محمد اسماعیلی

برگرفته از جلد اثر و ماهور


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در یکشنبه یازدهم دی 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم شورشیان، گروه شورشیان

آلبوم شورشیان، گروه شورشیان

«آلبوم شورشیان The Rebels» مجموعه‌ی تمام ترانه‌های «گروه شورشیان» در گونه‌ی «راک اَند رول Rock & Roll» است. «گروه موسیقی شورشیان» نخستین بار به‌دست «شهرام شب‌پره» در سن ۱۷ سالگی به همراه «ابراهیم حامدی» و «سیاوش قمیشی» تشکیل، و بعدها ترکیب اعضای آن تغییر کرد و «کامبیز معینی»، «همایون جلالی»، «اِدی» و «فرجاد» نیز با آن همکاری کردند. نام گروه به گریز شورش‌‌وارِ آن‌ برای فاصله گرفتن از موسیقی کهن ایرانی اشاره دارد. این مجموعه در سال ۲۰۱۰ به‌دست «Persianna» و بر روی «صفحه» منتشر شده است.

«گروه شورشیان» پاسخ موسیقیِ ایران به گروه موسیقیِ «The Rolling Stones» و جاذبه‌های موسیقیِ «راک اَند رول Rock & Roll» بود که به‌سرعت آمریکا و اروپا را درنوردیده و به ایران رسید. ترانه‌‌های «گروه شورشیان» بعد از گذشت این سال‌ها هنوز از زیبایی ویژه‌ای برای هوادارن این گونه برخوردار است. برای شنونده‌ی بی‌اطلاع باور کردن‌ این‌که این ترانه‌ها کار یک گروه ایرانی است چندان ساده نیست. ترانه‌‌ی دستِ اولِ «Indian Rebels» از این آلبوم با ویژگیِ «Hook»، «پژواک درام» و «تک‌نوازی گیتار» می‌تواند باعث شود شنونده از ناباوریِ چگونه‌گیِ راه‌یابی این موسیقی در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی به فروشگاه‌های موسیقی ایران موهای خود را از بیخ و بُن بکَند و در شگفت بماند که چرا این گروه و ترانه‌هایش هنوز هم شناخته شده نیست. «شورشی‌ها» دست‌کم ۳ خواننده‌ی نامی به موسیقی ایران شناسانده است و این ترانه‌ها خاطرات دورانی است که بر اساس شایعات آن‌ها با یک کادیلاک مشکیِ بزرگ که سقفی جمع‌شونده داشت تهران را سِیر می‌کردند. این مجموعه‌ فرصتی برای شنیدن تمامی آثار این گروه در ‌نبودِ نسخه‌ی اوریجینال آثار «گروه شورشیان» است، البته اگر هرگز نسخه‌ی اریجینالی وجود می‌داشت...

فهرست:
۱. Indian Rebels
۲. It's Alright
۳. I Saw Her Standing There
۴. What He Can Do
۵. Sha La La
۶. It's Gonna Be Alright
۷. Shadogi
۸. Mother Little Helper

برای دیدن عکس‌هایِ گروه شورشیان این‌، این‌، این‌، این‌ و یا این را ببینید!


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در شنبه دهم دی 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  |