دل‌نوازها

به هر پرده رازی بود دل‌نواز - که آن‌را ندانند جز اهل راز

آلبوم بی‌قرار، شهرام ناظری

آلبوم بی‌قرار، شهرام ناظری

«بی‌قرار» نام آلبومِ آواز «شهرام ناظری» به ‌آهنگ‌سازیِ «جلیل عندلیبی» و نوازندگیِ «گروه مولانا» بر سروده‌های «مولوی»، «حافظ» و «سعدی» است که در ۶ تراک به مدت ۵۲ دقیقه و ۴۵ ثانیه منتشر شده است.

در هوای‌ات بی‌قرارم روز و شب          سر ز کوی‌ات بر ندارم روز و شب
جانِ روز و جانِ شب، ای جانِ تو          انتظارم انتظارم روز و شب
زان شبی که وعده کردی روز وصل          روز و شب را می‌شمارم روز و شب
ای مهار عاشقان در دست تو          در میان این قطارم روز و شب
می‌زنی تو زخمه و بَرمی‌رود          تا به گردون زیر و زارم روز و شب
روز و شب را هم‌چو خود مجنون کنم          روز و شب را کِی گذارم روز و شب

فهرست:
۱. «پيش درآمد» و «تصنیفِ بی‌قرار»، مولوی
۲. «آواز شوشتری»، «ليلی و مجنون» و «مثنوی»، مولوی، حافظ، سعدی
۳. «پيش درآمدِ وداع يار»
۴. «درآمد شور»، سعدی
۵. «آوازِ بارِ فراق»، سعدی
۶. وداع ياران، سعدی

آهنگ‌‍ساز و سرپرست گروه: جلیل عندلیبی
گروه مولانا:
جمشید عندلیبی: نی
بیژن کامکار: رباب، دف
منصور سینکی: تار
اردشیر کامکار: کمانچه
محمد فیروزی: بربط
جمشید محبی: تنبک
جلیل عندلیبی: سنتور

تک‌نوازان:
داود گنجه‌ای: کمانچه
جلال ذوالفنون: سه‌تار
جمشید عندلیبی: نی


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه نهم تیر 1391 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم صدای سخن عشق، شهرام ناظری

صدای سخن عشق، شهرام ناظری

«صدای سخنِ عشق» نام هشت‌اُمین آلبوم آواز «شهرام ناظری» به سرپرستیِ «کیخسرو پورناظری» و اجرای «گروه تنبور شمس» است که نخستین بار در سال ۱۳۵۸ بر پایه‌ی سروده‌هایی از «نورعلی‌شاه اصفهانی»، «سید صالح»، «فروغی بسطامی» و «مولوی» به زبان‌های «فارسی» و «کُردی» اجرا و منتشر شد. نام آلبوم برگرفته از سروده‌ی «حافظ» است. نشر تازه‌ی این آلبوم دربردارنده‌ی ۲ سی‌دی است که نخستینِ آن نسخه‌ی کهنِ این آلبوم و دیگری بازسازی و ری‌مسترِ آن با افزوده شدن سازهای کوبه‌ایِ «کوزه»، «دمام» و «بینز» است که بدون آگاهی یا خُرسندیِ «شهرام ناظری» به‌دست «آوای نوین اصفهان» به‌سال ۱۳۸۸ منتشر شد. گواه این ادعا سخنِ «شهرام ناظری» است که نویسنده‌ بی‌واسطه از زبان او شنیده است. با این همه نمی‌توان از زیبایی و کیفیت نسخه‌ی بازسازی شده‌ی آلبوم «صدای سخنِ عشق» چشم پوشید.

مردان خدا پرده‌ی پندار دریدند          یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند
هر دست که دادند از آن دست گرفتند          هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند
جمعی به در پیر خرابات خراب‌اند          قومی به بَرِ شیخ مناجات مریدند
فریاد که در ره‌گذرِ آدم خاکی          بس دانه فشاندند بسی دام تنیدند
همّت طلب از باطنِ پیران سحرخیز          زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند (فروغی بسطامی)


هنرمندانِ اجرای نخست:
سرپرست: کیخسرو پورناظری
تک‌نواز تنبور: سیّد خلیل عالی‌نژاد

گروه تنبور شمس:
سیّد خلیل عالی‌نژاد: تنبور
گل‌نظر عزیزی: تنبور
علی‌اکبر مرادی: تنبور
سیاوش نورپور: تنبور
سید فرامرز رعنایی: تنبور
عبدالرضا رهنما: تنبور
کیخسرو پورناظری: تنبور
فرشید عندلیبی: دف

جلد و متن آلبوم، شهرام ناظری و موسیقیِ ما


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه پنجم خرداد 1391 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم پیک سروش، سرودهای خاطره انگیز روزهای انقلاب

آلبوم پیک سروش، سرودهای خاطره انگیز روزهای انقلاب

«پیک سروش» گزیده‌ای از «سرودهای حماسیِ پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران» است که در ۱۵ تراک به‌دست انتشارات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران «سروش» منتشر شده است.

۱. سرود جمهوری اسلامی، شعر ساعد باقری، آهنگ‌ساز منوچهر ریاحی، آواز گروه کُر
۲. پیروزی خجسته باد، آواز محمد گلپایگانی (گل‌ریز)
۴. بوی گل و سوسن و یاسمن آمد
۵. بهاران خجسته باد، شعر عبدالله بهزادی، سرود کرامت‌الله دانشیان، نُتِ سرود اسفندیار منفردزاده
۶. وطنم، آواز محمد گلپایگانی (گل‌ریز)
۷. طلیعه‌ی سحر
۸. ملت فدایِ ارتش، اجرای گروه کُر
۹. طراحِ حرم، اجرای گروه کُر
۱۰. شهیدِ راهِ تو افتخار، آواز شهرام ناظری
۱۱. قبله‌ی شهادت
۱۲. گُلِ انسان، آواز بهرام گودرزی
۱۳. اِی سرفرازان، آواز محمد گلپایگانی (گل‌ریز)
۱۴. من ایرانی‌ام آرمانم شهادت، سروده‌ی سپیده کاشانی، آواز محمد گلپایگانی (گل‌ریز)
۱۵. ایران ایران، آواز رضا رویگری، آهنگ‌ساز فریدون خشنود

همین چند سطر که شاید خواندید آن‌هم منهای آنچه به‌رنگ «بنفش» دیدید، تمام آن چیزی‌ست که با در دست گرفتن آلبوم «پیک سروش» دست‌گیرتان می‌شود! هنگام خرید آلبوم در شگفت از گزینش نامِ رندانه‌ و زیبای «پیک سروش» برای آلبوم بودم. خوب، ولی به گفته‌ی «مهراندیش» «هر چیزی از دور زیباست، نزدیک که می‌شوی می‌بینی چقدر کم و کاست دارد»، چه کم است مگر؟

متن سرود؟
شاعر؟
آهنگ‌ساز؟
خواننده؟
نوازنده؟
کِی؟
کجا؟

- می‌گویید: ای آقا... هیچ چیزِ ما تا «همین امروز» چندان مدون و مکتوب نیست.
- می‌گویم: به‌راستی اما «بزرگ‌ترین ناشر رسمیِ جمهوری اسلامی ایران «سروش» که حقوق بگیرانش از موهای سر من بیشتر است نمی‌داند کتابچه‌ی آلبوم موسیقی باید بیشتر شبیه «شناسنامه» باشد با یک عکس، تا شبیه ژورنال؟! اگر «سروش» نمی‌داند و نمی‌تواند درباره‌ی این‌ها که گفتم سرنخی پیدا کند و شاید «از اساس به وظیفه‌ی خویش آگاه نیست» پس نباید امید داشت که منِ وبلاگ‌نویس (دور از جانِ وبلاگ‌نویس‌ها) بتوانم ته و توی این‌ها که عرض شد را در بیاورم. هر کدام از این‌سرودها که نام‌آورترین‌هاشان در زیرزمین‌ها با امکاناتی ابتدایی تولید شده‌اند داستانی دارد برای خودش، به سایت «راویِ حکایتِ باقی» راهنمایی‌تان می‌کنم، ببینید تنها یکی از این سرودها چه سرگذشتی دارد: سرودِ بهاران خجسته باد.

بدتر این‌که «سروش» حتی از «آوردن درستِ» نام سرودها بر روی جلد آلبوم ناتوان بوده و بر اساس فهرست، باید جایِ تراک‌های ۱۰و ۱۱ با هم عوض شود!

عجب نیست که «سروش»، رسانه‌ای دولتی، وابسته به «صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران» «بودجه» دریافت می‌کند و به‌جای زنده‌نگه‌داشتن این یادها و گسترشِ آگاهیِ جمعی نسبت به‌شان، با آن‌ها به مثابه «اسمش‌ رو نبر» برخورد می‌کند. دو برگ از دفترچه‌ی آلبوم «پیک سروش» لابُد برای نُت‌برداری و شب‌نامه‌نویسیِ به یادِ «روزهای انقلاب» سفید است!  شاید قرار بوده «چیزی» باشد، که اگر «قرار بوده» و «از قرار نیست»، عذر بدتر از گناه است. الله اعلم...

«انقلاب» در همه‌جای دنیا پدیده‌ای است که با نمودِ برق‌آسایش اما ریشه در جریان‌هایی کِش‌دار و متوالی دارد. خُمِ رنگ‌رزی نیست انگار، که اگر بود بعد از گذشت این‌همه سال از همین انقلاب هر روزِ یک دکترین تازه برای شکست آن و پیروزیِ این نمی‌شنیدیم. این سرودها که دارم درباره‌شان تک‌گویی می‌کنم «زاییده‌ی یکی از همان انقلاب‌‌هااست»‌ و یک‌صدا شاید، اما یک‌‌رای نیستند. نماینده‌ی شایسته‌ی اندیشه‌ی سراینده‌شان هستند. سراینده‌گانی که در «پیک سروش» از اساس «نیست شده‌اند»، که «نیست ناشدنی‌اند اما»، کلام‌شان چون جاری است... «پیک سروش» سروشِ بی‌طرفی هم نیست. یکی نیست بگوید همین امروز و فرداست که سال‌گرد ۳۳‌اُمین سال‌گرد «انقلاب ۱۳۵۷ ایران» را آغاز کنیم، پس «سرود جمهوری اسلامی ایران» که اکنون سرودِ ملی رسمی است و گمان کنم ۲۰ سالش هم نیست در این «هاگیر-واگیر» چه می‌کند آن‌هم ابتدای فهرست؟! اگر بخواهم سرود ملی بشنوم که نمی‌خواهم، راهش را بلدم! سرود ملی این‌قدر بی‌ارزش است که قاطیِ سرودهای انقلابی به خورد من می‌دهندش؟ یا سرود ملی انقلابی‌ست و من بی‌خبرم؟ حسِ خوبی ندارد که وقتی می‌خواهم پاهایم را روی میز بگذارم و از آن‌سوی وهم‌آلودیِ دود سیگار «سرودهای انقلابی بشنوم» ناگهان باید به احترام «سرود ملی میهن» سرپا شوم!

«پیک سروش» گزیده‌ای «جهت‌نادار» نیست. به‌جای شنیدن تعدادی از سرودهایِ «نامی‌ترِ» روزهای انقلاب چون «برپاخیز» در آن با سرودهای کم‌تر شنیده شده‌ای روبرو هستید که بیش از «انقلاب ۱۳۵۷» به «جنگ ایران و عراق» و «جهت‌گیری‌های سیاسی-اعتقادیِ دوآتشه‌ی سال‌های نزدیک‌تر از انقلاب» می‌خورند. از من می‌پرسید؟ خوب، فقط پنج-شش تراک آلبوم راستی راستی «نوستالوژیِ روزهای انقلاب» است، از همان‌ها که یادآورِ «طبل بزرگ زیر پای چپ» همراهِ شیپور و همه «شور» و «شرر» است.

«آسان‌سَری» و «خود شیرینیِ» انداختنِ سرود ملی به خریدار از یک‌سوی، کیفیتِ «بگیر-نگیر و ناهمگون» ترمیم‌ها از سویی، به همراه حذفِ سرودهایِ دل‌چسب‌تری که محتوای آن‌ها امروز چندان «دولت پسند» نیست آلبوم «پیک سروش» را به «چیزی» شبیه می‌کند. در سرودهای انقلاب ۱۳۵۷ دست‌کم از جلوه‌های صوتیِ «Flanging» یا «Wah-Wah» خبری نبود! سنم آن‌قدر نیست، اما دوران دبستان که «دهه‌های فجر» تک‌خوانِ گروه سرود مدرسه بودم و برای شرکت در آذین‌بندیِ این دهه دست‌کم نیم متر بالاتر از بقیه می‌جَستم از صبح تا ظهر بلندگوها این‌قدر این‌ها را پخش کرده‌اند و شنیده‌ام و خوانده‌ام که «تو خود مفصّل بخوان از این مَجمَل...!» داشتم از کیفیت می‌گفتم، آوازها واضح و یک‌نواخت است که ناگهان مّواج‌ می‌شود! یا خِش‌خِشی! بعضی هر دو و بعضی هیچ! جاهایی هم مانند نوار کاست کِش می‌آید و یا جمع می‌شود!

آلبوم «پیک سروش» پاسخ به نیازِ منِ دهه‌ی شصتیِ نوستالوژی زده‌ است. پاسخی اما نه در‌خور، «شانه بالا انداختن» و «دهن کجی» است به این سرودها که راویِ آرمان‌های «آخرین انقلاب ایران‌اند».

هوا دل‌پذیر شد، گل از خاک بَر دَميد
پرستو به بازگشت زد نغمه‌ی امید
به جوش آمده‌ست خون، درونِ رگِ گياه
بهار خجسته‌فال، خرامان رسد ز راه
بهار خجسته‌فال، خرامان رسد ز راه
به خویشان، به دوستان، به یارانِ آشنا
به مردانِ تيزخشم که پیکار می‌کنند
به آنان که با قلم، تباهیِ دَهر را
به چشم جهانیان پديدار می‌کنند
بهاران خجسته باد، بهاران خجسته باد
و این بندِ بندگی، و این بار فقر و جهل
به سرتاسرِ جهان، به هر صورتی که هست
نگون و گسسته باد، نگون و گسسته باد
به خويشان، به دوستان، به یارانِ آشنا
به مردان تيز خشم که پیکار می‌کنند
به آنان که با قلم، تباهیِ دهر را
به چشم جهانيان، پديدار می‌کنند
بهاران خجسته باد، بهاران خجسته باد
***
اِی بسيج، اِی سرفرازان، افتخارِ میهن‌اید
مایه‌ی امن و امان و اعتبار میهن‌اید
در مَطافِ كعبه‌ی دل در كنار رهبرید
در مَصافِ خصم کافر چون حصار میهن‌اید
جان ما برخیِ جان شما
شمع ما چهر رخشانِ شما
با خدا عهد و پيمان بسته‌ايد
ای خوشا عهد و پیمان شما
ای ظفرمندان کنون چشمِ جهان سوی شمااست
حامی مستضعفان نیروی بازوی شمااست
جانتان در انتظارِ بوسه‌گاهِ کربلا
کربلا در انتظارِ ديدن روی شمااست
ای خوشا دیدن روی حسين
بوسه بر خاک گُل‌بوی حسين
هر دَم از جبهه‌ی حق می‌رسد
مژده‌ی بوسه بر كوی حسين
غَفرِتان بادا كه رزم از عزم‌تان خيبر گرفت
ميهن از نامِ شما آوازه‌ی ديگر گرفت
بر شما بادا مبارک کِسوتِ جُنداله‌ای
سرفراز آن‌کس که‌اين چتر هما بر سر گرفت
تا ابد زنده ماند نام‌تان
جاودان می‌شود ايام‌تان
دشمن فتنه‌گر لرزد چو بيد
بشنود چون طنينِ گام‌تان
آفرین بر همت و بر عزم و ایمان بسیج
بر خداجويان و جان‌بازان و یاران بسیج
بگسلد شیرازه‌ی دشمن به میدان بسیج
نگسلد هرگز ز رهبر عهد و پیمان بسيج
عهدتان با خدا پاينده باد
جهدتان محکم و زاینده باد
تا رسد مهدیِ صاحب زمان
رهبر ما خمینی زنده‌باد

برداشت آزاد از جلد و متن اثر


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم سخن تازه، شهرام ناظری

آلبوم سخن تازه، شهرام ناظری

«سخن تازه» نام آلبومی با آواز «شهرام ناظری» و آهنگ‌سازی و سرپرستی «مهدی آذرسینا» بر روی سروده‌های «مولوی» و «حافظ» در «آواز اصفهان» و «سه‌گاه» است که در سال ۱۳۶۷ ضبط و منتشر شد.

گزیده‌ای از مولوی، عدم رعایت ترتیب در آواز:

ای سلیمان در میان زاغ و باز          حِلمِ حق شو، با همه مرغان بساز
مرغ جَبری را زبان جَبر گو          مرغ پَر اِشکسته را از صبر گو
ما نه مرغانِ هوا، نه خانه‌گی          دانه‌ی ما دانه‌ی بی‌دانه‌گی
هر کبوتر می‌پرد زی جانبی          این کبوتر جانبِ بی جانبی

نوازندگان:

داریوش پیرنیاکان: تار (تک‌نوازی با آواز سه‌گاه)
مسعود شناسا: سنتور
محمد اخوان: تنبک
محمد فيروزی: بربط
جمشيد عندليبی: نی
حسن زرگانی: بم‌تار
مهدی آذرسینا: کمانچه (تک‌نوازی با آواز اصفهان)

برداشت از جلد و متن اثر


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در چهارشنبه هفتم دی 1390 9:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم ایران، اساتید موسیقی سنتی، جلد ۳، شهرام ناظری، داریوش طلایی



آلبوم «Iran, Les Maitres De La Musique Traditionnelle, Vol. 3»، جلد سوم از مجموعه‌ای است سه‌گانه به نام «Iran, Les Maitres De La Musique Traditionnelle» که توسط «Ocora France»، وابسته به رادیو فرانسه در سال ۱۹۹۱ برای نخستین بار در فرانسه منتشر شده است. آلبوم «ایران، اساتید موسیقی سنتی، جلد ۲»، حاصل آواز «شهرام ناظری»، سه‌تار «داریوش طلایی» و ضرب و دف «بیژن کامکار» است. اشعار آلبوم از «حافظ»، «مولوی»  و «باباطاهر» است.

فهرست:
۱. شعر حافظ، سه‌تار و ضرب
۲. تصنیف، ساخته‌ی امیر جاهد، سه‌تار و ضرب
۳. مثنوی، آواز و سه‌تار
۴. ملودی کردی، آواز، سه‌تار و دف
- دستگاه ماهور
۵. درآمد، سه‌تار و آواز
۶. دل‌تنگ، شعر باباطاهر
۷. دلکش، آواز و سه‌تار
۸. تنهایی
۹. بوبو (کردی)، آواز، سه‌تار و دف

ای وصالت آرزوی عاشقان          و ای خیالت پیش روی عاشقان
هر کجا کردم نظر بالا و پست          جلوه‌ای از روی زیبای تو هست
خرقه‌پوشان محو دیدار تواند          باده‌نوشان مست رخسار تواند
حرفی از اسرار عشقم یاد ده          هم بسوزان هم مرا بر باد ده (مولوی)

برگرفته از جلد اثر، متن اثر و Radio France


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در پنجشنبه پنجم آبان 1390 4:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم کنسرتی دیگر، شهرام ناظری



«کنسرتی دیگر» نام برگزیده‌ی اجرای زنده‌ی «شهرام ناظری» در «آواز افشاری» و «دستگاه ماهور» سال ۱۳۶۸ تیاتر شهر پاریس به نوازندگی سه‌تار «داریوش طلایی» و تمبک و دف «بیژن کامکار» است که برای نخستین بار در سال ۱۳۷۱ توسط «رادیو فرانسه» در مجموعه‌ای به نام «Ocora» بر روی سی‌دی منتشر شد. آهنگسازی این اثر را «داریوش طلایی» بر عهده داشته است. در این آلبوم از اشعار «امیر جاهد»، «مولوی» و «باباطاهر» استفاده شده است. «کنسرتی دیگر» یک سال پس از انتشار در فرانسه، توسط «نشر ماهور» در ایران منتشر شد.

آواز: «شهرام ناظری
آهنگساز: داریوش طلایی
داریوش طلایی: سه‌تار
بیژن کامکار: تمبک و دف

کسی که رَه به بیدادم بره نی          خبر بر سرو آزادم بره نی
تمام خوبرویان جمع گردند          کسی که یادت از یادم بره نی
--------------------
خدایا دل ز مو بستان به زاری          نمی‌آید ز مو بیمار داری
نمی‌دونم لبِ لَعلَت به خونم         چرا تشنه‌ست با این آبداری

برگرفته از جلد اثر، شهرام ناظری و ماهور

ادامه مطلب
+ نگاشته شد در شنبه دوم مهر 1390 10:1 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم سوته دلان (ساقی‌نامه ۱)، شهرام ناظری


«سوته دلان» نام آلبومی است با آواز «شهرام ناظری» و موسیقی «کامبیز روشن روان» که توسط انتشارات «هارمونی» منتشر شده است. نوازندگی اثر بر عهده‌ی «ارکستر» بوده و «کامبیز روشن روان» رهبری «ارکستر» را بر عهده داشته است. کاور آلبوم «سوته دلان» از پنج تراک نام برده است، با این وجود سی‌دی آن شامل دو تراک است و ناگفته پیداست که ناشر، نسخه‌ی «نوار کاست» همان سال‌ها را به نسخه‌ی دیجیتال برگردانده اما قطعات را از هم تفکیک نکرده است.

«سوته دلان» بخش نخست از مجموعه‌ای است که آن را با نام «ساقی‌نامه ۱» یا «صوفی‌نامه ۱» می‌شناسیم. بخش دوم این آلبوم «نسیم صبحگاهی» نام گرفته است. اشعار اثر منتخبی از سروده‌های «حافظ»، «سعدی» و «میر رضی آرتیمانی» است.

نوازندگان ارکستر:
تک‌نوازان: اسد الله حجازی «تار»، غلام‌حسین بهروزی‌نیا «عود»، اردشیر روحانی «پیانو»
ویولن: منوچهر انصاری، همایون رحیمیان، رضا عالمی، مجتبی میرزاده، ارسلان کامکار
آواز جمعی: مهدی شمس نیکنام، بیژن کامکار، محمدرضا اخوان
کمانچه: اردشیر کامکار، هادی منتظری، هادی آزرم
ویلونسل: منوچهر باستان سیر، کریم قربانی
کُنترباس: علیرضا خورشیدفر
نی: محمدعلی کیانی نژاد
تیمپانی: علیرضا قوامی
کلارینت: اکبر محمدی
سنتور: بهنام مناهجی
تار: منصور سینکی
تنبک: جمشید محبی
تنبور: علی ناظری

خوشنویس: بیژن بیزنی
طرح: قُباد شیوا


ترانه بر شعر میر رضی آرتیمانی:

جهان منزلِ راحت اندیش نیست    ازل تا ابد یک نفس بیش نیست
فلک بین چه با جانِ ما می‌کند    چه‌ها کرده است و چه‌ها می‌کند
بیا تا سَری تا در سَرِ خُم کنیم    من و تو، تو و من، همه گُم کنیم
بیایید تا جمله مستان شویم    ز مجموع هستی پَریشان شویم

برگرفته از جلد اثر و تارنمای رسمی شهرام ناظری

ادامه مطلب
+ نگاشته شد در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390 3:0 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم نسیم صبحگاهی (ساقی‌نامه ۲)، شهرام ناظری

«نسیم صبحگاهی» نام آلبومی است با آواز «شهرام ناظری» و موسیقی «کامبیز روشن روان» که توسط انتشارات «هارمونی» منتشر شده است. نوازندگی اثر بر عهده‌ی «ارکستر» بوده و «کامبیز روشن روان» رهبری «ارکستر» را بر عهده داشته است. کاور آلبوم «نسیم صبحگاهی» از هفت تراک نام برده است، با این وجود سی‌دی آن شامل دو تراک است و ناگفته پیداست که ناشر، نسخه‌ی «نوار کاست» همان سال‌ها را به نسخه‌ی دیجیتال برگردانده اما قطعات را از هم تفکیک نکرده است.

«نسیم صبحگاهی» بخش دوم از مجموعه‌ای است که آن را با نام «ساقی‌نامه ۲» یا «صوفی‌نامه ۲» می‌شناسیم. بخش نخست این آلبوم «سوته دلان» نام گرفته است. اشعار اثر منتخبی از سروده‌های «حافظ»، و «میر رضی آرتیمانی» است.

نوازندگان ارکستر:
تک‌نوازان: اسد الله حجازی «تار»، غلام‌حسین بهروزی‌نیا «عود»، اردشیر روحانی «پیانو»
ویولن: منوچهر انصاری، همایون رحیمیان، رضا عالمی، مجتبی میرزاده، ارسلان کامکار
آواز جمعی: مهدی شمس نیکنام، بیژن کامکار، محمدرضا اخوان
کمانچه: اردشیر کامکار، هادی منتظری، هادی آزرم
ویلونسل: منوچهر باستان سیر، کریم قربانی
کُنترباس: علیرضا خورشیدفر
نی: محمدعلی کیانی نژاد
تیمپانی: علیرضا قوامی
کلارینت: اکبر محمدی
سنتور: بهنام مناهجی
تار: منصور سینکی
تنبک: جمشید محبی
تنبور: علی ناظری

خوشنویس: بیژن بیزنی
طرح: قُباد شیوا


آواز بر شعر میر رضی آرتیمانی:

بیا ساقیا مِی به گردش درآر          که دلگیرم از گردش روزگار
مِی‌ای ده که چون ریزیش در سبو          برآرد سبو از دل آواز هو
به می‌خانه آی و صفا را ببین          مبین خویش را و خدا را ببین
مِی‌ای کو مرا وارهاند ز من          از این و از آن و زما و ز من
از آن مِی که چون شیشه بر لب زند          لب شیشه تبخاله از تب زند

برگرفته از جلد اثر و تارنمای رسمی شهرام ناظری


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390 2:23 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم سفر به دیگر سو، شهرام ناظری

«سفر به دیگر سو» «ضبط اجرای زنده واشنگتن» یادواره «شمس تبریزی» در سال ۱۹۹۸ میلادی با آواز و آهنگسازی «شهرام ناظری» و نوازندگی و تنظیم «گروه دستان» است که بر روی اشعاری از «مولانا» اجرا شده و توسط «انتشارات سروش» منتشر شده است.

ترکیب کلی این اثر بر اساس نگرش و جهان بینی عارف بزرگ قرن هفتم، «شمس تبریزی» پی ریزی شده است. همان طرز تفکری که به عنوان «خط سوم» شالوده «عرفان ایرانی» را تشکیل می دهد و عرفا و فلاسفه بزرگ سرزمین مان طی هزاره اخیر پیوسته از آن سخن رانده اند و «حضرت مولانا» در این باره فرموده است:

این جهان وان جهان مطلب
کاین دو گم شد در آن جهان که منم

موسیقی این اثر نیز برای بیان چنان اندیشه و طرز تفکری که راه های نارفته و عوالم کشف نشده را پیشنهاد میکند کوشیده است تا با ایجاد تغییراتی در تدوین و اجرا خود را با آن فلسفه هماهنگ سازد. در این اثر نوع لحن با آنچه که ما با عنوان لحن آوازخوانی «دوره قاجار» از اساتید خود آموخته ایم تفاوتهایی دارد چرا که با ادای آن الحان شاید به مقصود خود نمی رسیدیم، بنابراین لحن آوازخوانی به دور از تکرار و تقلیدهای متداول خود را به فرهنگ شعر «مولانا» که همان عرفان حماسی ایران است نزدیک نموده تا دیگر از آن رگه های منفی که ریشه در ناخودآگاه جمعی گذشته تاریک کشورمان داشت اثری نباشد. سعی شده است برخورد سازها و آواز و هماهنگی آنها با توجه به جوهره «موسیقی سنتی» به الگوی ساختاری شعر عرفانی ایران شبیه باشد، اشعاری که همچون امواج دریا سرشار از تحرک و پویایی است و بیانی متناسب را طلب می کند. بنابراین کلمات با نوع بیان ویژه ای به یکدیگر پیوند میخورد و تحریرها نیز حرکت بیشتری دارند و برخی مواقع به صورت کاملا ریتمیک ادا میشوند. از آنجا که این تغییرات دستاورد سالها تجربه و مطالعه در فرهنگ و هنر ایران بوده است لذا ارایه توضیحی کوتاه در مورد آن ضروری می نمود. موسیقی این اثر با چنین ذهنیتی شکل گرفته و تلاش می کند تا گونه ای از موسیقی سنتی را که در واقع «موسیقی سنتی دوران ماست» در کنار دیگر انواع ارزشمند آن بازشناساند. پیوند میان اعضای گروه و هماهنگی و همراه بودن آن ها مهمترین عاملی بوده که ما را در راه رسیدن به هدفی که به آن اشاره شد یاری کرده به گونه ای که میتوان نوعی وحدت و یکپارچگی را در کل اثر شاهد بود. در واقع اعضای گروه در باز آفرینی این اثر سفری را به همراه یکدیگر آغاز می کنند که با حالاتی از آرامش و «مراقبه» آغاز می شود و به تدریج به اوج خود که همان شور و «سماع» است می رسد، ما این سفر را «سفر به دیگر سو» نام نهاده ایم.

آواز: شهرام ناظری
آهنگساز: شهرام ناظری
نوازندگان: گروه دستان
تنظیم: گروه دستان

نوازندگان گروه دستان:
سه تار: حمید متبسم
سه تار: کیهان کلهر
دف و تنبک: پژمان حدادی
بربط: حسین بهروزی نیا

فهرست:
۱. در عاشقی پیچیده ام ساخته شهرام ناظری
۲. ساز و آواز
۳. گروه نوازی با آواز
۴. آب حیات عشق ساخته شهرام ناظری


آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن
آینه صبوح را ترجمه شبانه کن
ای پدر نشاط نو در رگ جان ما برو
جام فلک نمای شو وز دو جهان کرانه کن
ای خردم شکار تو تیر زدن شعار تو
شست دلم به دست کن جان مرا نشانه کن

برگرفته از جلد اثر و تارنمای رسمی شهرام ناظری


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388 0:36 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم چاووش ۳، شهرام ناظری

«چاووش ۳» نام آلبومی است با آواز «شهرام ناظری»، تک خوانی «بیژن کامکار» و به نوازندگی «گروه شیدا» که سرپرستی گروه را «حسین علیزاده» عهده دار بوده است. آهنگسازی ۵ قطعه آلبوم اثر «حسین علیزاده»  و  ۳ قطعه آن اثر «محمدرضا لطفی» است. در این آلبوم از اشعار «هوشنگ ابتهاج»، «جواد آذر»، «سیاوش کسرایی»، «ابوالقاسم لاهوتی»، «محمد فرخی یزدی»، «حمید حمزه» و «امیر برغشی» استفاده شده و در مایه های «ماهور»، «بیات اصفهان» و «چهارگاه» است. حال و هوای این آلبوم انقلابی و حماسی است و به خوبی بیانگر احساسات و تفکرات سال های اولیه انقلاب ۱۳۵۷ است.

هنرمندان:
آواز: شهرام ناظری
تک خوان: بیژن کامکار
اعضای گروه شیدا:
حسین علیزاده
محمدرضا لطفی
بیژن کامکار
محمد فیروزی
علی اکبر شکارچی
ارژنگ کامکار
حسین عمومی
پشنگ کامکار
عبدالنقی افشارنیا
مجید درخشانی
هادی منتظری
زیدالله طلوعی
جمشید عندلیبی

فهرست:
۱. سواران دشت امید، تک خوانی بیژن کامکار                شعر از «هوشنگ ابتهاج»
۲. حصار                                                              شعر از «هوشنگ ابتهاج»
۳. ای ایران، آواز شهرام ناظری                                   شعر از «جواد آذر»
۴. ژاله خون شد                                                    شعر از «سیاوش کسرایی»
۵. اتحاد                                                               شعر از «حمید حمزه»
۶. تیغ باید خون فشاند                                             شعر از «ابوالقاسم لاهوتی»
۷. شهید، آواز شهرام ناظری                                      شعر از «امیر برغشی»
۸. آزادی                                                               شعر از «محمد فرخی یزدی»

*************************************
ژاله بر سنگ افتاد چون شد؟
ژاله خون شد خون چه شد؟
خون چه شد، خون جنون شد
ژاله خون کن، خون جنون کن
سلطنت زين جنون واژگون کن
ژاله بر گل نشان، گل پران کن
بر شهيدان زمين گلستان کن
نام گمنام ها جاودان کن
تا به صبح آيد شام تيره
در شب تيره آتشفشان کن
دست در کُن، شو خطر کُن
خانه ی ظلم زير و زبر کن
جان خواهر
روستايی، برادر
پيشه ور، ای جوان، ای دلاور
ما همه يک صف و در برابر
آن ستمکاره، آن تاج بر سر
خواهر من، گرامی برادر
چون به هر حال تنهاست مادر
من به خاک افتادم تو بگذر
بهر ايجاد دنيای بهتر
ای شما ای صف بيشماران
اشک من در نظار شمايان
بر سر هر گذرگاه و ميدان
ژاله شد، ژاله شد
ژاله چون شد؟
ژاله خون ژاله دريای خون شد
خون جنون خون جنون
سلطنت واژگون سلطنت واژگون

*************************************
برگرفته از جلد اثر و تارنمای غیر رسمی Nazerismusic

دانلود با کیفیت 128KB/S در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه بیست و پنجم دی 1388 13:5 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم شهرام ناظری و گروه دستان

«شهرام ناظری و گروه دستان» نام آلبوم موسیقی حاصل اجرای فرانسه در سال ۲۰۰۱ است که توسط انتشارات «Long Distance/France» منتشر شده است. مدت زمان این آلبوم ۱۱ قطعه ای ۴۷ دقیقه و ۵۰ ثانیه و شامل اشعار «شمس تبریزی» و اشعار محلی کُردی است و در ایران نیز منتشر نشده است. «شهرام ناظری» در این آلبوم به نوازندگی «دف» نیز پرداخته است.

آواز و هنرمندان گروه دستان:
آواز و دف: شهرام ناظری
تار و سه تار: حمید متبسم
تنبک و دف: پژمان حدادی
بربط، ردیف: حسین بهروزی نیا
کمانچه: کیهان کلهر

فهرست:
۱. مقدمه
۲. درآمد
۳. مستی سلامت می کند، شعر از شمس تبریزی
۴. تکنوازی بربط
۵. چهارمضراب
۶. تکنوازی کمانچه
۷. عراق
۸. ضربی عراق
۹. فرود
۱۰. دختر چشم آهو - کُردی
۱۱. مراقب معشوقه ام باش - کُردی

برگرفته از جلد اثر و Avax Home

دانلود با کیفیت 128KB/S در ادامه مطلب

دوستان عزیز کُرد زبان توجه داشته باشند که نام دو تراک آخر از زبان انگلیسی به فارسی برگردانده شده است. خواهشمندیم در صورت تمایل درستی یا نادرستی ترجمه را بیان نمایید. بسیار سپاسگزار خواهیم شد کسی از عزیزان بتواند متن تراک های کُردی را در اختیار «دلنوازها» قرار دهد تا برای سایر میهمانان عزیز بر روی وبلاگ منتشر کنیم.


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در سه شنبه بیست و دوم دی 1388 0:21 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم غم زیبا، شهرام ناظری

«غم زیبا»، که پیشتر قرار بود با نام «عاشق مشوید» منتشر شود نام آلبومی است با صدای «شهرام ناظری» که در بهار سال ۱۳۸۲، به آهنگسازی و تنظیم «مسعود شناسا» منتشر شد. این آلبوم ۹ قطعه ای مجموعه ای است از تصنیفهایی که از اشعار «مولوی»، «سعدی»، «حافظ» و «حسن غزنوی» برگرفته شده است. آلبوم دارای بخش هایی آوازی نیز بوده که در نسخه نهایی منتشر نشده است.

«غم زیبا» اشارتیست نهانی به عشق، به غم زیبای عشق و این اشارت از آن روست که اشعار برگزیده در این موسیقی همه سخن از عشق دارند، و آهنگسازی و اجرای آن نیز. مجموعه «غم زیبا» شامل نه بخش می باشد که آهنگسازی آن را حدود پنج سال پیش در «آواز زند» و «آواز دشتی» به پایان رساندم و پس از تمرین با ارکستر نزدیک به چهار سال پیش ضبط آن آغاز شد.

به جاست بنویسم که دوستان هنرمند در اجرای آن بسیار کوشیدند و زحمت کشیدند و از آنجا که «مترونم» آهنگ را تا اندازه ای از احساس دور نگه می دارد، همه این موسیقی را بدون کمک این ابزار ضبط کردیم و به همین دلیل کار دشوارتر بوده است. بخاطر کوشش و اجرای پاک و نیرومندشان از ایشان سپاسگزارم.

«مسعود شناسا - بهار ۱۳۸۲»

هنرمندان:
آواز: شهرام ناظری
آهنگساز: مسعود شناسا
کمانچه: مهدی آذر سینا
بربط: محمد فیروزی
کمانچه: مهدی علومی
تمبک: نوید افقه
تار: عماد حنیفه
سنتور: مسعود شناسا
هم آوازان: صدیقه دولتی، فاطمه جاویدان و مهدی آذر سینا

فهرست:
۱. پیش آهنگ آواز زنگ
۲. تصنیف «سرمست»، شعر از مولوی
۳. چهارمضراب آواز زند
۴. تصنیف «ماهرو»، شعر از سعدی و حافظ
۵. سرگذشت، بیکلام
۶. تصنیف «عاشق مشوید»، شعر از حسن غزنوی
۷. شیون، بیکلام
۸. تصنیف «راز نهان»، حافظ
۹. آهنگ پایانی

مَر عاشقان را پندِ کَس هرگز نباشد سودمند
نی آن چنان صیدیست این، کو را توانی کرد بند؟
ذوق سَرِ سَرمست را هرگز نداند عاقلی
حالِ دل بیهوش را هرگز نداند هوشمند

برگرفته از جلد اثر، ویکی پدیا و تارنمای Nazerismusic

دانلود با کیفیت 128KB/S در ادمه مطلب


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در شنبه سی ام آبان 1388 17:25 به‌دست دل‌نواز  | 

کنسرت لس آنجلس, شهرام ناظری

«کنسرت لس آنجلس» یکی از مجموعه کنسرت های اخیر «شهرام ناظری» به نام «موسیقی صلح» در تور «آمریکا» است که در آبان ماه سال ۱۳۸۸ اجرا شده است. «شهرام ناظری» پس از آن در ۱۴ نوامبر در «نیویورک» به اجرای برنامه پرداخت و اقدام به «شاهنامه خوانی آوازی» کرد که سالها را صرف تنظیم و تحقیق برای این کار کرده بود. آهنگسازی این کنسرت بر عهده «شهرام ناظری» و تنظیم آن را «حافظ ناظری» بر عهده داشته است.

شاد آمدم، شاد آمدم
وز جمله آزاد آمدم
چندین هزاران سال شد
تا من به گفتار آمدم
من مرغ لاهوتی بُدَم
دیدی که ناسوتی شُدَم
دامش ندیدم ناگهان
در پی گرفتار آمدم
باز آمدم، باز آمدم
از پیش آن یار آمدم
در من نِگَر، در من نِگَر
بحر تو غم خوار آمدم

دانلود قطعه «Eternal Return» از کنسرت لوس آنجلس در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نگاشته شد در شنبه سی ام آبان 1388 2:36 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم کنسرت اساتید موسیقی ایران، شهرام ناظری

«کنسرت اساتید موسیقی ایران» نام آلبومی است با آواز «شهرام ناظری» و به سرپرستی «فرامرز پایور» که در پاییز سال ۱۳۶۸ اجرا شده است. در این آلبوم ۹ قطعه ای که در «دستگاه شور» و «آواز ابوعطا» اجرا شده از اشعار «حکیم عمر خیام»، «سعدی»، «مولانا»، «حافظ»، «عارف قزوینی»، «شیخ بهایی» و ترانه های محلی بهره گرفته شده است. تصنیف «دِل هَوسِ» در این آلبوم از ساخته های «عارف قزوینی» و مقدمه تصنیف «تا کی به تمنای وصال تو یگانه» از ساخته های «ابوالحسن صبا» است.

هنرمندان:
آواز: شهرام ناظری
سرپرست گروه: فرامرز پایور
نی: محمد موسوی
سنتور: فرامرز پایور
تنبک: محمد اسماعیلی
تار: جلیل شهناز

فهرست:
۱. پیش درآمد، ساخته فرامرز پایور
۲. آواز زبان خامه، شعر از حافظ
۳. آواز بلای عشق تو، شعر از سعدی
۴. تصنیف دِل هَوَسِ، ساخته عارف قزوینی
۵. آواز نه در دل نمی توان این درد بنهاد
۶. با من صنما، شعر از مولانا
۷. آواز بگو به خواب و اسرار اَزَل (خیام)
۸. آواز میگن اسبت رفیق روز جنگه، شعر محلی
۹. تصنیف تمنای وصای، مقدمه از ابوالحسن صبا

میگن اسبت رفیقِ روزِ جنگه
مو میگویم از او بهتر تفنگه
سوارِ بی تفنگ قدرت نداره
سوار وقتی تفنگ داره سواره
تفنگِ دسته نقره ام رو فروختم
برایِ وِل قَبای تِرمه دوختم
فِرستادم برایش پس فرستاد
تفنگ دسته نقره ام داد و بیداد، داد و بیداد

=====================================================

تا  کی  به  تمـنای  وصـال  تو  یگانه                 اشکم شود از هر موژه چون سیل روانه
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد                  یعنی که تو  را می طلبم خانه به خانه
حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار                  او خانه همی جوید و  من صاحب خانه
مقصود من از کعبه و بت خانه توی تو                مقصود تویی  کعبه  و بت خانه بهانه
هر در که زدم صاحب ان خانه تویی تو               هر جا که روم پرتوی کاشانه تویی تو
هر کس به زبانی سخن حمد تو گوید               بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه
ای تیر غمت را دل عشاق نشانه                    جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه

برگرفته از جلد اثر و وبلاگ شهرام ناظری (غیر رسمی)

دانلود با کیفیت 128KB/S در ادمه مطلب


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه بیست و نهم آبان 1388 14:53 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم بشنو از نی، شهرام ناظری

«بشنو از نی» نام آلبوم موسیقی است مربوط به اوایل دهه ۶۰، با صدای «شهرام ناظری» که آهنگسازی و سرپرستی نوازندگان آن را «فریدون شهبازیان» بر عهده داشته و در سال ۱۳۷۹ برای نخستین بار بر روی سی دی و در ۹ قطعه منتشر شده است. ناشر این آلبوم «نواگر» بوده و در آن از اشعار «مولوی» بهره برده شده است. نام آلبوم برگرفته از قطعه ای است به همین نام که از سروده های «مولوی» است.

فهرست:
۱. مقدمه
۲. زرد مليجه
۳. گر مرا
۴. ساقی نامه
۵. باده از ما مست شد
۶. حديث نی
۷. بشنو از نی (بیکلام)
۸. ساز و آواز دشتی همراه با نی و سنتور
۹. تصنیف بشنو از نی

بِشنو از نی چون حکایت می کند          از جُدایی ها شکایت می کند
کز نیستان تا مرا بُبریده اند          از نَفیرم مرد و زن نالیده اند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق          تا بگویم شرحِ دَردِ اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش          بازجوید روزگار وصل خویش
من به هر جمعیتی نالان شدم          جفت بدحالان و خوشحالان شدم

برگفته از جلد اثر و تارنمای ایران آوا

دانلود با کیفیت 160KB/S در ادمه مطلب


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه بیست و نهم آبان 1388 4:1 به‌دست دل‌نواز  | 

انیمیشن کنسرت اساتید موسیقی ایران، بزرگمهر حسین پور

«کنسرت اساتید موسیقی ایران» نام انیمیشن کوتاهی است به مدت ۶ دقیقه و ۳ ثانیه که از ساخته های «بزرگمهر حسین پور»، نویسنده، ««کاریکاتوریست» و کارگردان «پویانمایی» است. «بزرگمهر حسین پور» در این «پویانمایی» کوتاه از آواز «شهرام ناظری» در آلبوم «اساتید موسیقی ایران» بر روی تصنیف «دِل هوسِ» از ساخته های «عارف قزوینی» بهره گرفته است.

«بزرگمهر حسین پور» در سال ۱۳۵۵ به دنیا آمد. او رشته نقاشی را در «دانشگاه آزاد تهران» به پایان رساند. از سال ۱۳۶۹ به عنوان «پویانما» و «کاریکاتوریست» در نشریات گوناگون کشور مانند «گل آقا»، «ماهنامه کیهان کاریکاتور»، «روزنامه زن»، «سروش نوجوان»، «رشد نوجوان»، «روزنامه نوروز»، «روزنامه آفتابگردان»، «روزنامه اقبال» و «هفته ‌نامه چلچراغ» به کار پرداخته و مدیریت بخش هنری مجله های «زنان فردا»، «عروس هنر» و «دانش یوگا» را بر عهده داشته است. وی از کارگردانان پرکار انیمیشن ایران است که کارگردانی فیلمهای بسیاری را به انجام رسانده است. تعدادی از آثار کاریکاتور «بزرگمهر حسین پور» را می توانید اینجا مشاهده کنید.

کارنامه هنری:
ساخت بیش از ده تیزر تبلیغاتی
ساخت و تولید پنجاه دقیقه فیلم کوتاه با موضوعات مفهومی و فرهنگی برای مرکز صبا
ساخت و تولید پنجاه دقیقه انیمیشن کوتاه با موضوع کتاب برای مرکز صبا
ساخت سه ساعت فیلم مستند از آثار باستانی ایران
ساخت و تولید سی دقیقه انیمیشن با موضوعات اجتماعی برای حوزه هنری

کتاب:
ساندویچ. ۱۳۸۳، انتشارات آفتابگردان
کتاب دلمه. ۱۳۷۸، انتشارات گل آقا
مجموعه قر و قمبیل. ۱۳۸۵، انتشارات روزنه
قصه‌های جزیره. ۱۳۸۶، انتشارات روزنه
در دست چاپ:
مجموعه آثار کاریکاتور و کارتونهای مطبوعاتی
مجموعه کمیک استریپ های معنوی با نام «رندستان» از انتشارات مثلث

دانلود در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه بیست و دوم آبان 1388 14:46 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم در گلستانه، شهرام ناظری

«در گلستانه» نام آلبومی است که در زمستان سال ۱۳۶۶ به مناسبت شصتمین سال تولد «سهراب سپهری»، به آهنگسازی «هوشنگ کامکار»، آواز «شهرام ناظری»، دکلمه «احمدرضا احمدی»، همکاری «»گروه کُرمرکز سرود» و بر روی اشعاری از «سهراب سپهری» منتشر شد.

«در گلستانه» اثری است در سبک «موسیقی ملی ایران» که برای ارکستر سمفونیک، آواز سلو، گروه کُر، به همراهی سازهای سنتی «سنتور»، «سه تار»، «کمانچه» و «دف» تنظیم شده است. منظور از «موسیقی ملی ایران» بهره گیری از ویژگیهای موسیقی سنتی و فولکور ایران به عنوان هسته اصلی و تلفیق آن با جنبه هایی از تکنیک و فنون آهنگسازی موسیقی علمی جهان، مانند کنتر پوان، هارمونی، ارکستراسیون و بکارگیری انواع سازهاست.

به غیر از «هارمونیزه» کردن و بکارگیری تدابیر «کنترپوانتیک» و تکنیک های آهنگ سازی موسیقی علمی، در این اثر سعی شده تا حد امکان حالات «موسیقی سنتی ایران» با شعر نو و به ویژه شعر «سهراب سپهری» که دارای ویژگیهای خاصی در میان شاعران نوپرداز بعد از «نیما یوشیج» است مطابق و هماهنگ گردد. البته هماهنگی موسیقی به خصوص قسمت های آوازی با شعری که سالهاست تحول چشم گیری یافته کار ساده ای نیست و این تطابق تکنیکی نمی تواند با یک و یا دو اثر انجام گیرد، بلکه نیاز به کار مداوم و همکاری دیگر آهنگسازان «موسیقی ملی ایران» دارد. زیرا موسیقی سنتی ما به دلایل گوناگون سالهای متمادی است که به همان شیوه مرسوم اجرایی «یک صدایی» و با اشعار کلاسیک ارائه میشود.

قطعه «در گلستانه» بر اساس دستگاه و یا تنالیته بخصوصی تنظیم نشده است، بلکه در آن «مُدولاسیون» های مختلفی مطابق با محتوای شعر صورت پذیرفته که به ترتیب از «اصفهان» شروع و اشاراتی به «چهارگاه»، «دشتی»، «شور»، «بیات ترک»، «ماهور»، «افشاری» و بالاخره در مُد «ماهور» به پایان می رسد. این اثر بیشتر توصیفی بوده و در آن تصاویر صوتی تا حد امکان بیانگر فضای شعر و کلمات می باشند. رنگ سبز، آب، دشت، کوه، اندوه و حالات عرفانی به وسیله رنگ آمیزی مختلف سازها، پاساژها و افه های ارکستری به تصویر کشیده می شوند. توجه به رنگ صوتی خالص هر یک از سازها و «هارمونی مُدال» و تلفیق آن با نغمه های «موسیقی سنتی» و هم چنین نحوه بکارگیری جدید «آواز سُلو» از دیگر ویژگیهای این اثر است. بنابراین نقش ارکستر و ترکیبات مختلف سازها اهمیت خاصی یافته و برخلاف نحوه اجرایی موسیقی سنتی و دیگر انواع موسیقی ایرانی، موسیقی خالص ارکستری با قسمت های آوازی در مقام یکسانی قرار گرفته و هیچ کدام بر دیگری ارجحیتی ندارند.

فرم کلی «در گلستانه» به صورت «اپی زودیک» و در عین حال «ادواری» بوده و تِمهای به خصوصی که یادآور تصاویر شعر هستند به منظور وحدت فرمی در مکانهای مختلف ظاهر شده و در پایان همان حالت پر ابهام و آسمانی ابتدای قطعه تکرار می گردد. این اثر دارای چهار قسمت مشخص با تنالیته مختلف بوده و هر یک به فضای به خصوصی از شعر اختصاص یافته است.

برخی از هنرمندان:

هوشنگ کامکار: آهنگساز

شهرام ناظری: آواز

احمدرضا احمدی: دکلمه اشعار

ارسلان کامکار: ویولن

بیژن کامکار: دف

اردشیر کامکار: کمانچه

ارژنگ کامکار: تنبک

اردوان کامکار: سنتور

منوچهر انصاری: ویولن

خوشنویسی روی جلد: بیژن بیژنی

طرح واجرای جلد: آیدین آغداشلو

برگرفته از جلد اثر

دانلود با کیفیت 128KB/S در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در پنجشنبه هفتم آبان 1388 7:40 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم شور اَنگیز، شهرام ناظری

«شور انگیز» نام آلبومی است به آهنگسازی «حسین علیزاده» و آواز «شهرام ناظری» که برای نخستین بار در سال ۱۳۶۷ منتشر شد. در این آلبوم که در آواز «بیات ترک» و دستگاه «شور» اجرا شده از اشعار «حافظ»، «مولوی» و «نظامی گنجوی» استفاده شده است. این آلبوم توسط موسسه فرهنگی و هنری «ماهور» منتشر شده است.

«شور انگیز» اثری است كه  به لحاظ استفاده از فرمها و ابداعات تازه در موسيقی ايرانی كاری نو و متفاوت است و از ذهن پيچيده و خلاق «حسین عليزاده» در اين كار خبر مي‌دهد. اين اثر ابتدا در «تالار وحدت» اجرا شد و عوايد آن هم به زلزله ‌زدگان «استان گيلان» اختصاص يافت و علاوه بر «شهرام ناظری»، «صديق تعريف» هم آن را خواند. اما وقتي آلبوم «شور انگيز» منتشر شد، تنها صدای «شهرام ناظری» شنیده می شد.

«شهرام ناظری» در اين اثر يكی از زيباترين آوازهای خود را خواند. آوازی در مايه «بيات ترک» با شعری معروف از «مولانا»:

دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو             که هر بندی که بربندی بدرانم به جان تو
من آن دیوانه بندم که دیوان را همی‌بندم             زبان مرغ می‌دانم سلیمانم به جان تو
نخواهم عمر فانی را تویی عمر عزیز من             نخواهم جان پرغم را تویی جانم به جان تو

هنرمندان
آهنگساز و سرپرست گروه: حسین علیزاده
آواز: شهرام ناظری
تکنوازان: حسین علیزاده، ارشد طهماسبی، اردشیر کامکار

برگرفته از جلد اثر و همشهری آنلاین

دانلود با کیفیت 128KB/S در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در پنجشنبه هفتم آبان 1388 7:33 به‌دست دل‌نواز  | 

چاووش ۲، محمدرضا شجریان و شهرام ناظری

«چاووش ۲» نام آلبومی است با آواز «محمدرضا شجریان» و «شهرام ناظری»، اجرای «گروه شیدا» و آهنگسازی و سرپرستی «محمدرضا لطفی» که توسط موسسه فرهنگی و هنری «چاووش» منتشر شده است. این مجموعه که گویندگی آن را «مهدی فتحی» بر عهده داشته از اشعار «محمد فرخی یزدی» و «اصلان اصلانیان» بهره برده است.

مجموعه «چاووش ۲» به عنوان یکی از دو مجموعه ای که «محمدرضا شجریان» و «شهرام ناظری» در آن نقش داشته اند شامل دو قطعه است:

الف: «شب نورد» در «آواز دشتی» بر روی شعری از «اصلان اصلانیان»،  آواز «محمدرضا شجریان» و ساخته «محمدرضا لطفی». تکنواز: «محمدرضا لطفی»

ب: «آزادی» در «دستگاه ماهور» بر روی شعری از «محمد فرخی یزدی»، آواز «شهرام ناظری» و ساخته «محمدرضا لطفی». تکنوازان: «علی اکبر شکارچی» و «محمدرضا لطفی».

«محمدرضا لطفی» در «چاووش ۲» سرود آزادي را بر اساس شعری از «محمد فرخی یزدی» ساخت و ساز و آواز «محمدرضا لطفی» و «شهرام ناظری» در «دستگاه ماهور» برای «ناظری» جوان يکي از بهترين آغازهای ممکن بود و در همان کار نشان داد از قابليت های بسياری در آوازخوانی برخوردار است. البته قطعه «آزادی» در «چاووش ۲» را نمی توان از ديدگاه فرمال برنامه يی در قالب های کاملاً سنتی به حساب آورد اما هماهنگی ميان شعر و موسيقی در جايگاه خود بسيار ارزنده بود و نام ناظری جوان را سر زبان ها انداخت.

مجموعه های چاووش را از نظر فرم بايد در چند دسته نسبتاً متفاوت قرار داد. در واقع بخشی از برنامه های اجرا شده در اين آلبوم ها از رپرتواری کاملاً سنتی برخوردارند، بخشی سرودها و ترانه هاي ميهن پرستانه و انقلابی هستند و بخشی نیز تجربياتی بسيار ارزشمند در زمينه موسيقی بي کلام به حساب مي آيند. اگر چاووش های ۹ و ۱۰ را در نظر نگيريم، بايد اين نکته را يادآور شد که در برنامه های سنتي ارائه شده در اين مجموعه تاثيرپذيري از وقايع سياسی آن دوران به شدت احساس مي شود و در بسياري از موارد اشعاری مناسب با حس و حال آن دوران انتخاب شده که در آن ميان مي توان به «چاووش ۲» و «چاووش ۶» اشاره کرد که در اين آخری، تصنيف «سپيده» شايد محبوب ترين و جاودانه ترين اثر توليد شده در آن دوران به حساب آيد.

شب است و چهره ميهن سياهه
نشستن در سياهی ها گناهه
تفنگم را بده تا ره بجويم
که هر که عاشقه پايش به راهه
برادر بی قراره
برادر شعله واره
برادر دشت سينه اش لاله زاره
شب و دريای خوف انگيز و توفان
من و انديشه های پاک پويان
برايم خلعت و خنجر بياور
که خون می بارد از دلهای سوزان
برادر نوجوونه
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتش فشونه
تو که با عاشقان درد آشنايی
تو که هم رزم و هم زنجير مايی
ببين خون عزيزان را به ديوار
بزن شيپور صبح روشنايی
برادر بی قراره
برادر نوجوونه
برادر شعله واره
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتش فشونه
برادر کاکلش آتش فشونه

نوازندگان گروه شیدا

زیدالله طلوعی، علی اکبر شکارچی، حسین علیزاده، هادی منتظری، پشنگ کامکار، محمد فیروزی، اسماعیل صدفی آسا، محمدعلی درخشانی، بیژن کامکار، جمشید عندلیبی و پرویز مشکاتیان

سرپرست: محمدرضا لطفی

آواز: محمدرضا شجریان و شهرام ناظری

گوینده: مهدی فتحی

ضبط: ایرج حقیقی

طرح: محمد برادران

خوشنویسی جلد: محمدرضا شجریان

برگرفته از جلد اثر و تارنمای هم آواز
دانلود با کیفیت 160KB/S در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه یکم آبان 1388 7:2 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم بهاران آبیدر، شهرام ناظری و بیژن کامکار

«بهاران آبیدر» نام آلبومی است با آواز «شهرام ناظری» و «بیژن کامکار» که  آهنگسازی آن را «هوشنگ کامکار» بر عهده داشته و  در سال ۱۳۶۵ برای اولین بار منتشر شده است. ضبط این اثر مربوط به بهمن ماه سال ۱۳۶۴ می باشد. «آبیدر» نام کوهی مشرف بر شهرستان «سنندج» است. خوشنویسی جلد هُنرِ «بیژن بیژنی» و نوازندگی این اثر به عهده «ارکستر سمفونیک تهران» بوده است.

این آلبوم در سه قطعه اجرا شده که عبارت است از:

۱. بهاران آبیدار، قطعه ای برای ارکستر سمفونیک بر اساس ملودیهای محلی کُردی
آهنگساز: هوشنگ کامکار
خواننده: بیژن کامکار
اشعار: محلی کُردی با تنظیم عباس کمندی
اجرا: ارکستر سمفونیک تهران
تکنوازان:
پپشنگ کامکار: سنتور
اردشیر کامکار: کمانچه

۲. فغان بربط
آهنگساز: هوشنگ کامکار
خواننده: شهرام ناظری
شعر: حافظ
حمید متبسم: تار
ارشد طهماسبی: تار
بیژن کامکار: رباب
پشنگ کامکار: سنتور
ارژنگ کامکار: عود
ارسلان کامکار: عود
اردشیر کامکار: کمانچه

۳. آواز راست پنجگاه
خواننده: شهرام ناظری
شعر: علی اکبر شیدا
سنتور: پشنگ کامکار
کمانچه: اردشیر کامکار

دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد
شب تنهاییم در قصد جان بود
خیالش لطف‌ های بیکران کرد
چرا چون لاله خونین دل نباشم
که با ما نرگس او سَر گِران کرد
که را گویم که با این درد جان سوز
طبیبم قصد جان ناتوان کرد
بدان سان سوخت چون شمعم که بر من
صُراحی گریه و بَربَط فَغان کرد
صبا گر چاره داری وقتِ وقت است
که درد اشتیاقم قصد جان کرد
میان مهربانان کی توان گفت
که یار ما چنین گفت و چنان کرد
عدو با جان حافظ آن نکردی
که تیر چشم آن ابرو کمان کرد

برگرفته از جلد اثر
دانلود با کیفیت 128KB/S در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه یکم آبان 1388 2:42 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم مثنوی موسی و شبان، شهرام ناظری

«مثنوی موسی و شبان» نام آلبوم موسیقی است با آواز «شهرام ناظری»، نوازندگی «جلال ذوالفنون» و «بهزاد فروهری» و دکلمه «محمد هومن» با آهنگسازی «جلال ذوالفنون» که در سال ۱۳۵۸ برای نخستین بار توسط «شرکت سهامی الکترونیک» منتشر شده است.

همانگونه که از نام آلبوم برمی آید این آلبوم مرور آوازی است بر مثنوی شهیر «موسی و شبان» از سروده های «مولانا» که به عنوان اولین چالش جدی «شهرام ناظری» بر روی اشعار «مولانا» نیز شناخته می شود.

در اجرای آلبوم «مثنوی موسی و شبان» با امکانات محدودی که وجود داشته و به خاطر تنوع و یکنواخت نشدن ملودیها این موارد زیر اجرا شده است:

۱. در بعضی ابیات رینم مثنوی شکسته شده است

۲. در بعضی قسمت ها مرکب خوانی شده است.

۳. بعضی از ابیات با ریتم های عرفانی جفت گردیده است.

ما درون را ننگریم و قال را               ما درون را بنگریم و حال را

موسیقی ایرانی كمتر «مولوی» و اشعارش را به چشم دیده است. اگر به تاریخ صد ساله آوایی موسیقی ایرانی رجوع كنیم، می بینیم که استفاده از كلام «مولوی» انگشت شمار و آن هم با احتیاط صورت ‌گرفته است. شاید مهم‌ترین بهره‌ گیری از كلام «مولوی»، استفاده «علی نقی وزیری» از ابیات وی در دو یا سه مورد بوده است: سمفونی «شبان و موسی» كه از سرنوشت آن خبری در دست نیست و تصنیف «شكایت نی» كه در برنامه گل‌های رنگارنگ شماره ۲۳۸ توسط «عبدالعلی وزیری» و پیشتر توسط «روح‌ انگیز» و «غلامحسین بنان» خوانده شد.

برجسته‌ ترین مولوی‌ خوانی قطعه معروف «بی همگان به سر شود» ساخته و خوانده «عبدالوهاب شهیدی» بود كه به دفعات توسط وی از سال ۱۳۴۸ در رادیو و تلویزیون اجرا شد.

«جلیل عندلیبی» آهنگساز می‌گوید: «سال ۱۳۵۵ كه رهبر اركستر دانشگاه تهران بودم، قطعاتی را بر روی اشعار «مولوی» و به ویژه آن قطعه معروف «با من صنما» ساختم كه مرحوم «رضوی سروستانی» بسیار خوب آن‌را اجرا كرد. در صدد انتشار آن بودم كه روزی «شهرام ناظری» به من گفت: چه می‌شد كه من خوانندگی این اثر را به عهده می‌گرفتم... این اثر در سال ۱۳۵۸ با عنوان «شعر و عرفان» به خوانندگی «شهرام ناظری» منتشر شد و نقش بارزی در «مولوی» ‌خوانی «شهرام ناظری» ایفا كرد. از آنجا که «مولوی»‌ خوانی در موسیقی ایرانی رایج نبود، «شهرام ناظری» فراوان مورد انتقاد قرار می‌گرفت.

«شهرام ناظری» می‌گوید: «یک ‌روز استاد «بنان» را ملاقات كردم. از من خواستند آواز بخوانم. من هم این شعر «مولانا» را خواندم: «چه دانستم كه این سودا مرا این سان كند مجنون»... استاد گفتند: این شعر چیه انتخاب كردی؟ تخته، دریا و قلزم و... زیبایی ملودی را از بین می‌برد. من گفتم: استاد، من به كار شما علاقه ‌مندم، ولی از شعرهای اتو كشیده خوشم نمی‌آید.»

جدال «بنان» با «ناظری» بر سر «مولوی»؛ اختلاف ریشه‌دار تئوریكی در موسیقی ایرانی است. «بنان» معتقد بود كه شعر باید آنچنان روان باشد كه قابلیت موزیكال داشته باشد؛ دست آهنگساز و خواننده برای ارائه ملودی و ملودی‌ سازی باز باشد و نباید برای آهنگساز و خواننده مانع ایجاد كند. شعر «مولوی» شعری روان و عیان نیست، بلكه دارای فراز و نشیب است. وی معتقد بود كه شعر باید در خدمت موسیقی باشد.
 
از قضا در برنامه رادیویی به سال ۱۳۵۲ با عنوان «چهره‌ های موسیقی ایرانی»، «بنان» بر همین موضوع تأكید می‌كند: برای این‌كه موسیقی زیبا جلوه داده شود، شعر باید سالم و روان، بیان شود. حتی برای اینکه موسیقی و ملودی خوب ادا شود آهنگساز یا خواننده باید به تصحیح و تغییر كلام شاعر بپردازد. حتی به تغییرات وزیری بر روی مثنوی «بشنو از نی» تأكید و آن را تأیید می‌كند و در ادامه می‌گوید: شعر «چه شورها» را من به واسطه اشتباه «عارف» و ارائه مناسب ملودی بین شور‌-ها سكوت گذاشتم.

«ناظری» معتقد بود كه «مولوی» حتماً باید در موسیقی ما حضور داشته باشد. «بنان» به «ناظری» گفت كه «مولوی» دست ‌انداز دارد. «ناظری» در پاسخ گفت: من می‌خواهم در این دست‌ انداز حركت كنم. در نظر «بنان» كلام باید در خدمت موسیقی باشد اما «ناظری» راه دیگری اختیار كرد.

اما فارغ از پرداختن به خوانش ناظری از «مولوی»، اساساً چقدر ساختار شعر «مولوی»، قابلیت موزیكال دارد؟

برای شناخت ذهن و زبان «مولوی»، پرداختن به زمینه و زمانه ادبیات وی ضروری می‌نماید. نكته مهم در اشعار «مولوی»، انتقال عمده اشعار وی به صورت شفاهی است. به عبارتی اشعار «مولوی»، به صورت بداهه قرائت و توسط شاگردان وی تحریر می‌شد. تنها «نی‌ نامه» «مثنوی» است كه توسط خود «مولوی» نگاشته شده، بقیه «مثنوی معنوی» محصول گفتار و مكالمات وی است. آن ‌چنان‌ كه از تذكره‌ ها بر می‌آید، اصلاً «مولوی» به صحت صوری كلام خود توجهی نداشت، ضمن این‌ كه هیچ‌ گاه به بازخوانی و بازنویسی كلام خود نمی‌ پرداخت.

پایان دفتر دوم «مثنوی معنوی» وی، نمونه بارز ساختار شفاهی «مثنوی معنوی» است. آنجا كه در نیمه راه مستمعان و تقریرگران به خواب ‌رفتند و «مولوی» بی‌ كاتب باقی ‌ماند؛ صبح شد ای صبح را صبح پناه / عذر مخدومی حسام ‌الدین بخواه. كسی كه بطور بداهه به قرائت شعر خود می ‌پردازد و تمایلی نیز به بازبینی شعر خود ندارد، قطعاً به موسیقی، توازن و ابعاد صوری كلام خود توجهی ندارد.

همچنین «مولوی» به واسطه زیست در فضای تركی، ادبیاتی متأثر از این ادبیات یافته است. برخی مواقع، «مولوی» در بند زبان و لهجه تركی است و به كنایات و كلمات تركی اشاره می‌كند. واژگانی نظیر: قلزم، قازغان، بچک، قتو، سغارق، قلاووز، قنق و ... از جمله كلماتی در مثنوی هستند كه بازتاب فرهنگ تركی است. نه این‌ كه كلام و كلمات «مولوی» سراسر انتزاعی باشند، بلكه روایت و قرائت آن، كمی با ادبیات كلاسیک ایرانی، فاصله دارد. ضمن این‌كه ورود برخی تعابیر نامأنوس یونانی و به ویژه امثال و حكم عربی، كلام وی را تركیبی از فرهنگ و زبان‌ های مختلف كرده است.

وجود و ورود این دست كلمات انتزاعی و غیر ملودیک، برای موسیقی ناهنجاری‌ های فراوانی ایجاد می‌كند. «مولوی» هیچ‌ گاه در بند زیبانمایی كلام خود نبود، برعكس كسی چون حافظ كه همواره به زیباتر كردن كلام خود می‌ پرداخت. این‌ كه «مولوی» به موزیكالیته كلام خود توجه نشان دهد، دور از واقعیت می‌نماید. «مولوی» هیچ‌گاه در بند زبان و زمان نبود. به تعبیر خود «مولوی»: رستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان غزل / مفتعلن مفتعلن مفتعلن كشت مرا.

هنرمندان:
شهرام ناظری: آواز
جلال ذوالفنون: سه تار
بهزاد فروهری: نی
محمد هومن: دکلمه

برگرفته از جلد اثر و شهروند امروز شماره 44

دانلود با کیفیت 128KB/S در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در پنجشنبه سی ام مهر 1388 3:34 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم یادگار دوست، شهرام ناظری

آلبوم یادگار دوست، شهرام ناظری

«یادگار دوست» آلبومِ «موسیقی سنتی ایرانی» به همراهیِ «سازهای موسیقیِ غربی» با آواز «شهرام ناظری» به آهنگ‌سازی «کامبیز روشن‌روان» در «دستگاه ماهور» بر گزیده‌ای از رباعیات «مولوی» به مناسبتِ هشتصدمین سالگرد تولدش و نوازندگی «ارکستر سمفونیک» است که نخستین بار در سال ۱۳۶۴ به‌دست «خوش‌نوا» منتشر شد. دکلمه‌ی اشعار در آلبوم «یادگار دوست» که به‌لحاظ بافت تکرار «رباعیات خیامِ محمدرضا شجریان» است را «عبدالله آقازاده» بر عهده داشته و حال و هوای «برنامه‌ی گل‌ها» را چاشنی آلبوم کرده است.

«یادگار دوست» در زمره‌ی برترین آثار «کامبیز روشن‌روان» قرار می‌گیرد. استفاده از نوازندگانی چیره‌دست در این موفقیت سهمی به‌سزا داشته است. هر یک از نوازندگان در مقطعی با تک‌نوازی هنر خود را به رُخ می‌کشند. «حمید متبسم در تصنیف‌های درآمدِ داد و خاوران»، «محمدعلی کیانی‌نژاد در آوازِ راک عبدالله و راک کشمیر» و «مجتبی میرزاده در تصنیفِ راک کشمیر». «تصنیفِ غم عشق» بر سروده‌ی «مولوی» از قطعه‌های برجسته‌ی آلبوم «یادگار دوست» است.

فهرست:
۱. درآمد ماهور، گوشه‌ی داد، سوز و گداز
۲. تصنیف‌های درآمد، داد، خاوران

هنرمندان:
آهنگ و تنظیم برای ارکستر: کامبیز روشن‌روان
محمدعلی کیانی‌نژاد: نی
مجتبی میرزاده: کمانچه

اندر دل بی وفا غم و ماتم باد       آن‌را که وفا نیست ز عالم کَم باد
دیدی که مرا هیچ‌کسی یاد نکرد؟       جز غم، که هزار آفرین بر غم باد

در عشق توام نصیحت و پند چه سود؟       زهراب چشیده‌ام، مرا قند چه سود؟
گویند مرا که بند بر پاش نهید       دیوانه دل است، پای بر بند چه سود؟

من ذره و خورشید لقایی تو مرا       بیمار غمم، عِین دوایی تو مرا
بی بال و پرم، در پِی تو می‌پَرَّم       من کَه شده‌ام، چو که‌رُبایی تو مرا

جلد و متن آلبوم، آفتاب


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 7:32 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم زمستان، شهرام ناظری

آلبوم زمستان، شهرام ناظری

«زمستان» آلبومِ موسیقی سنتی بر شعری نو با همین نام از «مهدی اخوان ثالث» با آواز «شهرام ناظری» به آهنگ‌سازیِ «محمدرضا درویشی» است. ملودیِ بخش‌های آواز آلبوم «زمستان» ساخته‌ی «شهرام ناظری» است.

موسیقیِ «زمستان» توصیفی است. اين توصیف از دو زاویه انجام شده است، نخست بازسازیِ تصویرهای شعری که به وسیله‌ی خطِ آواز و آن‌دسته از مطالب که این خط را دربر می‌گیرد انجام شده و دیگری بازسازیِ مفهوم «زمستان» که دربرگیرنده‌ی ابعادی به‌مراتب وسيع‌تر از ابعاد شعر است. اين دو شکلِ توصیفی در طولِ قطعه در يک جنگ و گريز دایمی‌اند. از اين رو محتوای «زمستان» روندی پُر تضاد را با توجه به دو شکل توصیفی فوق دربرمی‌گیرد. سرانجام با پايان يافتنِ نقشِ آواز، قطعه از نظر هارمونی ادامه یافته و در آخرين لحظات برجسته‌ترين ویژگیِ برداشتِ دوم با تغييرِ تم ارایه شده و قطعه با «آکورد رماژور» که ارکستراسیون به‌ويژه در زهی‌ها و زنگِ علتِ وجودی آن‌را روشن‌تر می‌سازد پایان می‌یابد. توصیفی بودنِ این قطعه ایجاب می‌کند از نظر «فُرم» با هیچ‌یک از فرم‌های متداولِ موسیقی ارکستریِ غرب يا فرم‌های تثبيت شده‌ی موسیقیِ سنتی ایران انطباق نداشته باشد. به لحاظ این‌که کل قطعه بر اساسِ یک «لایت موتيف» بنا شده از اين رو قطعه‌ی «زمستان» در واقع «مجموعه‌ای از واریاسیون‌های گوناگون» بوده که بر اساسِ یک ایده در دو شکل اصلی، یکی به وسیله‌ی ويلنسل‌ها در آغاز، و دیگر به وسيله‌ی آواز در ورود ساخته شده است. ارایه‌ی این اندیشه در ابتدا به صورت تسلسلِ نُت‌ها به شکلِ نزولی بوده و در پایان همین اندیشه به صورتِ تسلسل نُت‌ها به شکلِ صعودی گسترش یافته است. هارمونیِ قطعه تا لحظه‌ای که آواز حضور دارد تُنال نبوده و در فينال، هارمونی اندک‌اندک تُنال شده و روی «آکوردِ ماژور» به پایان می‌رسد.

سرها در گريبان است
کسی سر بر نيارد کرد پاسخ گفتن و ديدارِ ياران را
نگه جز پيش پا را ديد، نتواند
که ره تاريک و لغزان است
و گر دست محبت سوی کس يازی
به اکراه آورد دست از بغل بيرون
که سرما سخت سوزان است
نفس، کز گرم‌گاه سينه می‌آيد بُرون، ابری شود تاريک
چو ديدار ايستد در پيشِ چشمانت
نفس که‌اين است، پس ديگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور يا نزديک؟
مسيحایِ جوان‌مرد من! ای ترسای پيرِ پيرهن چرکين
هوا بس ناجوان‌مَردانه سرد است، آی...
دَمَت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی، در بُگشای

منم من، ميهمان هر شبت، لولی وشِ مغموم
منم من، سنگ تيپاخورده‌ی رنجور
منم، دشنامِ پستِ آفرينش، نغمه‌ی ناجور
نه از رومم، نه از زنگم، همان بی‌رنگِ بی‌رنگم
بيا بُگشای در، بُگشای، دل‌تنگم
حريفا! ميزبانا! ميهمان سال و ماهَت پشت در چون موج می‌لرزد

تگرگی نیست، مرگی نیست
صدای گَر شنیدی، صحبتِ سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگذارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه مي‌گويي که بی‌گَه شد، سحر شد، بامداد آمد؟
فريبت می‌دهد، بر آسمان اين سرخی بعد از سحرگه نيست

حريفا! گوشِ سرما برده است اين، يادگار سيلیِ سردِ زمستان است
و قنديلِ سپهر تنگ ميدان، مُرده يا زنده
به تابوت سِتبرِ ظلمتِ نُه‌توی مرگ‌اندود، پنهان است
حريفا! رو چراغِ باده را بِفروز، شب با روز يک‌سان است

سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت
هوا دل‌گير، درها بسته، سرها در گريبان، دست‌ها پنهان
نفس‌ها اَبر، دل‌ها خسته و غم‌گين
درختان اسکلت‌های بُلورآجين
زمين دل‌مرده، سقفِ آسمان كوتاه
غبارآلوده مِهر و ماه
زمستان است...

شهرام ناظری، جلد و متن آلبوم


ادامه مطلب
+ نگاشته شد در پنجشنبه نهم مهر 1388 6:50 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم دل شیدا، شهرام ناظری

آلبوم دل شیدا، شهرام ناظری

«دل شیدا» آلبوم موسیقی سنتی با آواز «شهرام ناظری» به ‌آهنگ‌سازی و سرپرستی «فرامرز پایور» در «آواز اصفهان» بر سروده‌های «سعدی»، «علی‌اکبر شیدا»، «اکرم‌الدوله» و «ظهیرالدوله» به نوازندگیِ «گروه اساتید موسیقی ایران» و «ارکستر» است که نخستین بار به‌سال ۱۳۶۷ منتشر شد. «دل شیدا» نخستین هم‌کاریِ «شهرام ناظری» و «فرامرز پایور» است. نام آلبوم برگرفته از تصنیفی کهن منسوب به «ظهیرالدوله» است.

می‌توان فهمید که «شهرام ناظری» در آلبوم «دل شیدا» با چه دشواری‌هایی روبه‌رو بوده است. «شهرام ناظری» می‌خواهد در بیانِ شعر، میزان کشش‌ها، تحریرها و سکوت‌ها، آزادی داشته باشد و این با نظمی که از «فرامرز پایور» سراغ داریم یک‌سو نیست. گرچه «فرامرز پایور» چون گذشته در ارکستر به نوازندگی نپرداخت ولی تک‌نوازی و جوابِ آوازش از یک سو، و تنظیم زیبای قطعه‌ها از سوی دیگر باعث شد که «دل شیدا» نیز رنگ و بویی «پایوری» داشته باشد.

«دل شیدا» با پیش درآمدِ زیبایی در «آواز اصفهان و در راست کوک»، که در ریتمِ «شِش هشتمِ سنگین» است آغاز می‌شود، پس از درآمد و اشاره‌ای به «گوشه‌ی جامه دران»، وارد «بیات راجع» می‌شود. این پیش درآمد پس از اجرای مفصلی در «گوشه‌ی عشاق»، کم‌کم با پاساژی به درآمد فرود می‌آید و به اتمام می‌رسد.

پس از پیش درآمد، نوبت به «بدیهه‌نوازیِ درآمدِ نخست» به‌دست «فرامرز پایور» می‌رسد. پس از بدیهه‌نوازی «شهرام ناظری» درآمدِ آوازی را با تحریرهای ویژه‌ی خود آغاز و آن را با بیتِ:

«شب فراق که داند که تا سحر چند است؟       مگر کسی که به زندان عشق در بَند است»

ادامه می‌دهد. شمرده‌گیِ بیانِ شعر بر زیبایی آواز افزوده است. پس از آن «فرامرز پایور»، کرشمه را اجرا می‌کند. این بخش پس از اشاره‌ای به «بیات راجع» به درآمد فرود می‌آید. بدیهه‌نوازی‌های «فرامرز پایور» انگار از قبل آماده شده‌اند و جوابِ آواز نیز بسیار حساب شده است.

پس از ساز و آواز، «فرامرز پایور» به همراه تمبک «محمد اسماعیلی»، چهارمضرابِ را در «آواز اصفهان» اجرا می‌کند که مناسب و به‌جاست. سَرَک کشیدنِ تیزهوشانه‌ی «فرامرز پایور» به گوشه‌ی عشاق در لابه‌لای درآمد زیباست. تمبک نوازی «محمد اسماعیلی» نیز به‌واسطه‌ی این‌که کم‌تر از ناحیه‌ی میانیِ تمبک استفاده کرده، خوب از آب درآمده است.

«گوشه‌ی بیات راجع» با کمانچه‌ی «علی‌اصغر بهاری» آغاز می‌شود. این واپسین نوازندگیِ به معنای راستین و حرفه‌ای او است! چه «علی‌اصغر بهاری» با این‌که بعدها دو-سه بار دیگر با گروه اساتید هم‌کاری کرد ولی به دلیل کهولتِ سن نتوانست مهارت خود را در کمانچه‌نوازی چون گذشته عرضه کند. «شهرام ناظری» بیات راجع را با بیت:

فِراقِ یار که پیشِ تو برگِ کاهی نیست       بیا و بر دلِ من بین که کوهِ الوند است

آغاز می‌کند و با تحریرهای چکشی ماهرانه ادامه می‌دهد. استفاده از اکتاوهای مختلف، از امتیازات آوازی وی در این بخش به‌شمار می‌آید.

سپس شاهد اجرایِ تصنیف قدیمیِ زیبایی هستیم که با مقدمه‌ی «فرامرز پایور» هم‌راه است. این تصنیف با شعر: «باشد از لعل تو یک بوسه تمّنای دلم» آغاز و با فرود به فاصله‌ی پنجمِ آواز اصفهان (اوج)، شنونده را آماده‌ی شنیدن ضربی عشاق می‌کند.

ملودیِ این ضربی که هم کوتاه و هم زیباست، از «ابوالحسن صبا» است که خود آن‌را بر پایه‌ی ملودی‌های قدیمیِ ردیف ساخته بود و «فرامرز پایور» نیز آن‌را در وزنِ «دو چهارمِ تند» تدوین کرده است. اجرای این قطعه مشکل است، اما چون ارکستر، از نوازندگان برجسته‌ای بهره‌مند بود، با مشکلی در اجرای آن روبرو نشده‌اند.

پس از ضربی، «شهرام ناظری» تصنیفِ کهنِ دیگری را این‌بار در گوشه‌ی بیات راجع، اجرا می‌کند که با شعرِ:

«من ندانستم از اول که تو بی‌مهر و وفایی       عهد و نابستن از آن بِه، که ببندی و نپایی»

آغاز شده و پس از پاساژی ارکستری، به درآمد اصفهان فرود می آید.

در قسمت بعدی، ارکستر مقدمه‌ی عشاقی از ساخته‌های «فرامرز پایور» می‌نوازد که از دیدگاه تنظیم قابل توجه است. تنظیمِ دو صدایی، پرسش و پاسخ بین سازهای کششی و مضرابی، استفاده‌ی مناسب از سازهای سنتور، تار و بربط و در کنارِ آن، تغییر ریتمِ استادانه بسیار زیبا است. برداشت از بخش‌هایی از ملودیِ «رهگذر» در این مقدمه آشکار است.

در بخش دیگر، «حسن منوچهری» گوشه‌ی بیات راجع را با سازِ بربط می‌نوازد و تک‌نوازیِ کوتاه او که با حالت «ضربیِ عربی» آغاز می‌شود به تدریج هوایی ایرانی به خود می‌گیرد. می‌توان گفت نوازندگیِ «حسن منوچهری» تا حدودی با سبکِ قدیمیش تفاوت دارد، ولی هنوز دل‌نشین است. 

پس از آن، «جلیل شهناز» به اجرای گوشه‌ی عشاق با تار می‌پردازد. استحکام در مضراب زدنش از همان ابتدا، کسانی که با سبک نوازندگی اش آشنا هستند را شگفت‌زده می‌سازد. زیرا «جلیل شهناز» نوازنده‌ای است که اغلب از جملات کوتاه و سکوت‌های طولانی استفاده می‌کند. «جلیل شهناز» در چهارمضرابِ عشاقی که به همراه تمبکِ «محمد اسماعیلی» در آلبوم «دل شیدا» اجرا می‌کند، برخلاف گذشته، کم‌تر از سکوت‌های طولانیِ بینِ ملودی‌ها بهره می‌برد و تمامیِ قطعه را بدون وقفه می‌نوازند که بی‌ترید این از بهترین اجراهای وی به‌شمار می‌رود. سپس «شهرام ناظری» عشاق را با تحریر آغاز می‌کند و در ادامه می‌خواند:

«مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست       یا شب و روز به جز فکر تواَم کاری هست»

به دنبال ناگهان چهارمضرابِ عشاق «جلیل شهناز» دوباره با همان پایه‌ی قبلی آغاز می‌شود و پس از پایان «شهرام ناظری» اوج را با پِی می‌گیرد:

«گر بگویند مرا با تو سر و کاری نیست       در و دیوار گواهی بدهد کاری هست»

در بخش بعدی شاهدِ مقدمه‌ی حزن‌انگیزی از «فرامرز پایور» در گوشه‌ی عشاق هستیم که بی‌درنگ پس از آن، تصنیف کهنِ عشاقِ «سلسله‌ی موی دوست» از ساخته‌های «اکرم‌الدوله» خوانده می‌شود. جواب‌ آواز در این تصنیف، بسیار زیبا انتخاب شده و بد نیست بدانیم «فرامرز پایور» این تصنیف را سال‌ها پیش، به همراه «اقدس خاوری» بر شعر «آب، حیات من است» اجرا کرده بود.

پس از پایانِ این تصنیف «دل شیدا» استادانه‌ به درآمد اصفهان فرود می‌آید و بی‌درنگ پس از آن ضربیِ زیبا و تُندی اجرا می‌شود که مقدمه‌ای برای تصنیفی کهن منسوب به ظهیرالدوله و پایان‌بخشِ آلبوم است:

«از غم عشقت دل شیدا شکست       شیشه‌ی مِی در شب یلدا شکست»

باید «شهرام ناظری» را برای اجرای این تصنیف، ارج نهاد. آن‌قدر ریزه‌کاری‌های این تصنیف را با مهارت اجرا کرده که بی‌شک از بهترین اجراهایش محسوب می‌شود. آلبوم‌هایی چون «دل شیدا» در موسیقی ایرانی، انگشت شمارند. امروزه شاهدیم که آثار کم مایه‌ای به نام موسیقی ایرانی وارد بازار شده و مورد تقلید هنرجویان قرار می‌گیرد. از این رو باید احساس خطر کرد، زیرا هر کس به خود اجازه داده چند نفر را جمع کند، آهنگ بسازد و تنظیم کند. با این احوال معلوم نیست چه سرنوشتی در انتظارِ موسیقی ملی خواهد بود. یادآور می‌شوم هنرمندانی چون «فرامرز پایور» تکرار ناشدنی‌اند.

من ندانستم از اول كه تو بی مهر و وفايی       عهد و نابستن از آن به كه ببندی و نپايی
دوستان منع كنندم كه چرا دل به تو دادم       بايد اول به تو گفتن كه چنين خوب چرايی
گفته بودم چو بيايی غم دل با تو بگويم       چه بگويم كه غم از دل برود چون تو بيايی

هنرمندان:
علی‌اصغر بهاری، هادی منتظری: کمانچه
محمد اسماعیلی، سیامک بنایی: تمبک
هادی آزرم، محمد مقدسی: ویولن
جلیل شهناز، مهرداد دلنوازی: تار
حسین فرهادپور: قیچک و ویولن
حسن منوچهری: بربط
سیامک رئوفی: ویولا
سعید ثابت: سنتور

فهرست:
۱. پيش درآمدِ اصفهان
۲. درآمدِ اصفهان، آواز و سنتور، سعدی
۳. چهارمضراب اصفهان
۴. بيات راجع، آواز و کمانچه، سعدی
۵. تصنيف کهنِ «باشد از لعل» و «من ندانستم»، علی‌اکبر شیدا و سعدی
۶. ضربیِ عشاق
۷. مقدمه‌ی عشاق اصفهان
۸. بيات راجع
۹. چهارمضراب عشاق
۱۰. عشاق، سعدی
۱۱. تصنيفِ «آب حيات» و «از غم عشق»، «اکرم‌الدوله» و «ظهیرالدوله»


۴مضراب (ویرایش شده)، جلد و متن آلبوم

ادامه مطلب
+ نگاشته شد در پنجشنبه نهم مهر 1388 4:30 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم لولیان، شهرام ناظری

آلبوم لولیان، شهرام ناظری

«لولیان Loulian» آلبومِ آوازِ «شهرام ناظری» به آهنگ‌سازیِ «حمید متبسم» و نوازندگیِ «گروه دستان» بر سروده‌هایی از «مولوی» و «ابوسعید ابوالخیر» است که نخستین بار در سال ۱۳۸۷ منتشر شد. آلبوم «لولیان» که هم‌چون آثار پیشینِ «شهرام ناظری» در فضایی ریتمیک و صوفیانه ارایه گشته، نامِ خود را از تصنیفی بر اساسِ شعر «مولوی» گرفته است.

«شهرام ناظری» در دفترچه‌ی آلبوم آورده است:
از سال‌ها پیش یكی از دغدغه‌هایم در آواز به ریتم در آوردنِ تحریرها و استفاده از اصوات و آواهای بی‌كلام بوده است. اصولاً فكر می‌كردم كه خواننده‌ی آواز باید به این درجه از درکِ موسیقی رسیده باشد كه بتواند بدون كمک گرفتن از كلام و شعر و با اجرای آواها و اصواتِ موسیقایی احساس و پیام خود را ابراز كند. ساختارِ آهنگ «لولیان» با تركیبی از تحریرهای ریتمیک، كلام «مولوی» و نغمه‌ی دشتی به وجود آمده است. ضرورت استفاده از تحریرهای ریتمیک که زنجیروار جملاتِ آهنگین را به هم متصل می‌نماید. در تشدید حسِ حرکت و هیجان یک قطعه‌ی موسیقی نیاز به کلام کمتر و مدّ نظر قرار دادن ماهیتِ اصلی موسیقی می‌باشد. از سال ۱۹۸۹ در كنسرت‌های خارج از كشور تحریرهای ریتمیک را مطرح و در كارهایم استفاده كردم، این روش مورد توجه خوانندگان آن سوی مرز قرار گرفت و نمونه‌های فراوانی از این دست انتشار یافت كه البته به دلیل عدم تسلط به موسیقی ایرانی به خصوص ردیف و نداشتن اطلاعات كافی از فلسفه‌ی تحریر و ساختمان تشكیل دهنده‌ی آن، كه شامل ادواتِ تحریر، درون مایه‌ی ریاضی و شكلِ هندسی آن است مجموعاً اثر ماندگاری به وجود نیامد. خوانندگانِ آواز در ایران نیز هنوز تحریر ریتمیک را باور نکرده‌اند. شک نیست که گذشت زمان ضرورتِ آن‌را ملموس‌تر خواهد کرد. چنان‌که ۳۰ سال پیش از این، در دوره‌ی ما خوانندگان آواز با شعر «مولوی» مانوس نبوده و چندان علاقه‌ای به اجرای آن نشان نمی‌دادند.

«شهرام ناظری» همیشه بر بهره‌گیری از اشعار «جلال‌الدین محمد بلخی» تاکیدی ویژه‌ داشته و تاکیدی دیگر نیز بر فضای حاکم بر موسیقی‌اش دارد و آن این‌که «موسیقی سنتی را از فضای غم‌آلود و غم‌بار دور و فضایی شاد و فرح‌انگیز ایجاد نماید». نتیجه‌ی این دو باور را در «لولیان» می‌توانیم به روشنی ببینیم. شتاب و ریتمِ تندی که در موسیقی «شهرام ناظری» می‌بینیم برگرفته از شرایط اقلیمی و جغرافیاییِ زادگاه اوست، ما ایران را گذرگاه فرهنگ و اندیشه‌ی و مرزِ میان هنرها و اندیشه‌های علمی و فلسفی شرق و غرب می‌دانیم. با نگاهی کوتاه به این دو فرهنگ و دو حوزه‌ی تمدن تفاوت‌های بسیاری در رفتار، علم، هنر و اندیشه‌ی این دو حوزه می‌توان یافت که یکی‌اش این است که ریتم و ضرب‌آهنگ غرب از ریتم و ضرب‌آهنگ شرق پرشتاب‌تر است. کندترین ضرب‌آهنگ و ریتم در موسیقی غرب را می‌شود در موسیقی کلاسیک و اپرای‌شان پیدا کرد، در حالی‌که موسیقیِ شرق معمولاً با آواز همراه است که ریتمی بسیار کندتر از موسیقی غرب دارد و این در موسیقیِ ایران نیز به‌خوبی آشکار است، یعنی موسیقیِ مناطقِ غربی ایران تندتر از موسیقیِ مرکزی و موسیقیِ شرق دارد. «شهرام ناظری» نیز این فرآیند و این دگرگونی را بخوبی در همه‌ی آثار هنری خود رعایت کرده و از همین ریتم‌های نسبتاً تندتر از موسیقی سنتی بهره گرفته است و تلاش می‌کند تا ریتم و ضرب‌آهنگ تند و شادتری به فضای کار هنری‌اش بدهد. شاید بتوان آثار «شهرام ناظری» در موسیقی سنتی را روایتی «کُردی-فارسی» از موسیقیِ سنتی نام نهاد که همان گوشه‌ها و ردیف‌ها را با لحن و آهنگی متفاوت و ریتمی تندتر از شیوه‌های معمول اجرا می‌کند و تنوعی را در شیوه‌ی اجرا ایجاد کرده است.

تصنیف اِی لولیان:
ای لولیان، ای لولیان، یک لولی‌ای دیوانه شد       طشتش فِتاد از بامِ ما، نَک سویِ مجنون‌خانه شد
من که ز جان ببریده‌ام، چون گُل قبا بِدریده‌ام       زان رو شدم که عقلِ من با جان من بیگانه شد
ای آتشِ آتش‌نشان این خانه را ویرانه کن       این عقل من بستان ز من، بازم زِ سر دیوانه کن
خاموش کنم فرمان کنم وین شمع را پنهان کنم       شمعی که اندر نور او خورشید و مَه پروانه شد

فهرست:
۱. تصنیفِ سَرمَست، شعر مولوی
۲. قطعه‌ی پرواز
۳. سه‌تار و آواز، شعر ابوسعید ابوالخیر
۴. چهارمضراب گروهی
۵. تک‌نوازیِ کمانچه
۶. تصنیف لولیان، شعر مولوی
۷. تک‌نوازی بربط
۸. قطعه‌ی چابُک‌سوار، شعر مولوی

هنرمندان:
شهرام ناظری: آواز
حسین بهروزی‌نیا: بربط
سعید فرج‌پوری: کمانچه
بهنام سامانی: دف و دایره

 برداشت آزاد از جلد و متن اثر

ادامه مطلب
+ نگاشته شد در چهارشنبه هشتم مهر 1388 18:11 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم مطرب مهتاب‌ رو، شهرام ناظری

آلبوم مطرب مهتاب‌ رو، شهرام ناظری

«مطرب مهتاب رو» آلبوم موسیقی سنتی با آواز «شهرام ناظری» به آهنگ‌سازی و سرپرستیِ «کیخسرو پورناظری» با نوازندگیِ «گروه تنبور شمس» است که بر سروده‌های «مولوی» و «یک ترانه‌ی کهن کُردی» در ۵ تراک اجرا و نخستین بار به‌دست «آوای بیستون» منتشر شد. نام آلبوم برگرفته از سروده‌ی «مولوی» است. ساختِ تصنیفِ «مطرب مهتاب رو» و سپردن آوازِ آن به «شهرام ناظری» که به گفته‌ی «داریوش صفوت» صدایی ویژه و اسطوره‌ای دارد نشانِ دانشِ «کیخسرو پورناظری» از سروده‌های «مولوی» است.

مطربِ مهتاب رو، آنچه شنیدی بگو       ما همه‌گان مَحرَمیم، آنچه بدیدی بگو
ای شَه و سلطان ما، ای طربستان ما       در حَرَمِ جانِ ما، بر چه رسیدی بگو
نرگس خمّار او، ای که خدا یار او       دوش ز گل‌زار او، هر چه بچیدی بگو
ای شده از دستِ من، چون دلِ سر مستِ من       ای همه را دیده تو، آن‌چه گُزیدی بگو
مِی به قدح ریختی، فتنه بر انگیختی       کوی خرابات را، تو چه کلیدی بگو

فهرست:
۱. تصنیفِ مطرب مهتاب رو
۲. آواز
۳. گندم
۴. یار آیینه است
۵. گُل و خار، ترانه‌ی کهن کُردی

هنرمندان:
تنبور: کیخسرو پورناظری، علی‌اکبر مرادی، گل‌نظر عزیزی، عبدالرضا رهنما، افشین رامین

جلد و متن اثر

ادامه مطلب
+ نگاشته شد در سه شنبه هفتم مهر 1388 18:20 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم کیش مهر، شهرام ناظری

آلبوم کیش مهر، شهرام ناظری

آلبومِ موسیقی سنتی «کیش مهر»، مجموعه‌‌ی ۷ تصنیف در دستگاه‌های گوناگون با آواز «شهرام ناظری» به آهنگ‌سازیِ «جلیل عندلیبی» بر سروده‌های «سعدی»، «علامه طباطبایی»، «حافظ»، «شیخ بهایی» «باباطاهر» و «مولوی» است که نخستین بار در سال ۱۳۶۵ منتشر شد. نام آلبوم برگرفته از سروده‌ی «علامه طباطبایی» است.

فهرست:
۱. به جهان خرم از آنم، شعر سعدی، آواز بیات ترک
۲. کیش مهر، شعر محمدحسین طباطبایی، گوشه‌ی شوشتری
۳. دل می‌رود ز دستم، شعر حافظ، دستگاه همایون
۴. لقای دل‌دار، شعر شیخ بهایی، دستگاه نوا
۵. تصنیف کاروان، شعر سعدی، دستگاه نوا
۶. آواز نوا، شعر باباطاهر، دستگاه نوا
۷. بی تو بسر نمی‌شود: شعر مولوی، آواز افشاری

هنرمندان:
بهنام وادانی: سه‌تار
منصور سینکی: تار
محمود فرهمند: تنبک
فرشید عندلیبی: دف
جلیل عندلیبی: سنتور

به جهان خُرّم از آنم که جهان خُرّم از اوست        عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
به غنیمت شِمُر اِی دوست دم عیسیِ صبح        تا دل مرده مگر زنده کنی که‌این دم از اوست
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقی‌ است        به ارادت ببرم درد که درمان هم از اوست
غم و شادی بَرِ عارف چه تفاوت دارد؟        ساقیا باده بده شادیِ آن، که‌این غم از اوست
سعدیا گر بِکند سیل فنا خانه‌ی عمر        دل قوی‌دار که بنیادِ بقا محکم از اوست
*****
همی گويم و گفته‌ام بارها        بُوَد كيش من مهر دل‌دارها
پرستش به مستی است در كيش مهر        برونند زين حلقه هوشيارها
كشيدم در كوی دل‌دادگان        ميان دل و كام ديوارها
چه فرهادها مرده در كوه‌ها        چه حلاج‌ها رفته بر دارها
بهين مهرورزان كه آزاده‌اند        بريزند در دام جان تارها
به خون خود آغشته و رفته‌اند        چه گل‌های رنگين به جوبارها
فريب جهان را مخور زينهار        كه در پای اين گُل بُوَد خارها

جلد و متن آلبوم

ادامه مطلب
+ نگاشته شد در سه شنبه هفتم مهر 1388 17:32 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم مولویه، شهرام ناظری

آلبوم مولویه، شهرام ناظری

«مولویه The Passion of Rumi» که به‌نام «شور رومی» نیز شناخته می‌شود نخستین آلبوم موسیقی سنتی با آواز و آهنگ‌سازی «شهرام ناظری» و نخستین هم‌کاریِ رسمی او با پسرش «حافظ ناظری» به‌عنوان آهنگ‌ساز است که تنظیم موسیقیِ آلبوم را نیز عهده‌دار بوده است. «مولویه» که به‌تمامی بر روی سروده‌های «مولوی» در «دستگاه نوا» آهنگ‌سازی و تنظیم شده است در سال ۱۳۸۶ که سالِ «بزرگ‌داشت مولوی» نام‌ گرفته بود منتشر شد و توانست برنده‌ی «جایزه گرمی» شود.

روزنامه‌ی «The Boston Globe بوستون گلوب» چاپِ آمريکا، در گزارشی با عنوانِ «شعر مولوی در حرکت» به بررسی تلاش‌های «شهرام ناظری» و «حافظ ناظری» برای زنده‌ نگه‌داشتن اشعار مولوی پرداخته و آورده است: يکی از غم‌انگيزترين و مسحور کننده‌ترین آلبوم‌های سال ۲۰۰۷ میلادی، «مولویه» است که قصیده‌هايی از اين شاعرِ صوفیِ قرنِ سيزدهم را شامل می‌شود و به مناسبت «هشت‌صدمين سال‌روز تولد مولوی» سروده شده است. موتيف‌های ايرانیِ سوگ‌ورانه‌ی آن زيبا، خارق‌العاده و سمفونيک است که با آوازهای متنوع «شهرام ناظری» اجرا شده‌اند. «شهرام ناظری» نخستين خواننده‌ای است که در موسيقی کلاسيک ايرانی گونه‌های تازه‌ای از آهنگ‌های برگرفته از اشعار مولوی را خلق می‌کند، اشعاری که مضامين آن خروج از خويش، دل کندن از ماديات و رسيدن به صلح و امنيت است. در این آلبوم «حافظ ناظری» با بهره‌گیری از تکنیک‌های موسيقیِ غربی برای ساخت تصنيف‌های «مولویه» با آوازِ پدرش بهره بُرده که نتيجه‌ی آن خيره کننده است و با اندوهی عرفانی و هدف‌مند آغاز می‌شود. آهنگِ «ايوان مداین» يک داستان معروف و جذاب است که گویی یک‌راست از نسخه‌ی خاورميانه‌ای سمفونیِ دنيایِ جديد گرفته شده است.

مرا گویی که‌رایی؟ من چه دانم
چنین مجنون چرایی؟ من چه دانم
مرا گویی بدین زاری که هستی؟
به عشقم چون برآیی؟ من چه دانم
منم در موج دریاهای عشقت
مرا گویی کجایی؟ من چه دانم
مرا گویی به قربان‌گاه جان‌ها
نمی‌ترسی که آیی؟ من چه دانم
شبی بربود ناگه شمس تبریز
ز من یکتا دو تایی؟ من چه دانم (مولوی)

هنرمندان:
بربط: محمد فیروزی
سه‌تار: حافظ ناظری
دف: سیاوش ناظری
کمانچه آلتو و کمانچه: شروین مهاجر
تنبک و دمام: پژهام اخواص

فهرست:
۱. مقدمه، دست مَنِه بر دهنم
۲. مقدمه‌ی شيدا شدم «ايوان مداين» و تصنيف شيدا شدم
۳. تک‌نوازی سه‌تار
۴. آواز از آن باده ندانم چون فنايم «درآمد نوا»، نیشابورک
۵. قطعه‌ی تحرير دو صداییِ از آن باده
۶. آوازِ نهفت «چو خورشيدی بر آيم»
۷. مقدمه‌ی راز
۸. تصنيف من چه دانم
جلد اثر، شهرام ناظری و روزنامه‌ی ابتکار

ادامه مطلب
+ نگاشته شد در یکشنبه پنجم مهر 1388 4:16 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم حیرانی، شهرام ناظری

آلبوم حیرانی، شهرام ناظری

«حیرانی Perplexity» نام آلبومی با آواز «شهرام ناظری» به ‌آهنگ‌سازی «کیخسرو پورناظری» و نوازندگیِ «گروه تنبور شمس» با گرایش به «موسیقیِ عرفانیِ ایران» بر سروده‌هایی از «ابوسعید ابوالخیر»، «حیران علی‌شاه» و «مولوی» به دو زبانِ «فارسی» و «کُردی» است که به دست «هم‌آوازِ آهنگ» در ۶ تراک و مدت ۵۶ دقیقه و ۴۷ ثانیه در سال ۱۳۷۴ منتشر شد. نام آلبوم برگرفته از سروده‌ای از «ابوسعید ابوالخیر» است.

شد ز غمت خانه‌ی سودا دلم          در طلبت رفت به هر جا دلم
خاک رهش گشتم و آخر ز بخت          رفت بر این گنبدِ مینا دلم
در طلبِ زهره رخِ ماه‌رو          می‌نگرد جانبِ بالا دلم
آه که امروز دلم را چه شد          دوش چه گفته‌است کسی با دلم
در طلب گوهر دریای عشق          موج زند موج چو دریا دلم
از دل تو در دل من نکته‌هاست          وه چه ره است از دل تو تا دلم
گر نکنی بر دل من رحمتی          وایِ دلم وایِ دلم وا دلم
ای طبیب در هوس شمس العشق          چند رَوَد سویِ ثریا دلم (مولوی)

فهرست:
۱. حیرانی، شعر از ابوسعید ابوالخیر
۲. یاوران مسم، شعر از حیران علی‌شاه
۳. تک‌نوازایِ تنبور
۴. سرّ مگو، شعر از حیران علی‌شاه
۵. شُد ز غمت، شعر از مولوی
۶. آوازِ رها، مولوی

نوازندگان:
تهمورث پورناظری: تنبور، دف
کیخسرو پورناظری: تنبور، بم تنبور
اردشير فهیمی، سياوش ناظری، حافظ ناظری: دف
سهراب پورناظری، عبدالرضا رهنما، حسن ابدالی، قاسم طالبی، ایرج معروفی، کامران حسینی: تنبور

برگرفته از جلد و متن اثر

ادامه مطلب
+ نگاشته شد در یکشنبه پنجم مهر 1388 0:58 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم لاله بهار، شهرام ناظری

آلبوم لاله بهار، شهرام ناظری

«لاله‌ی بهار» نام آلبومِ موسیقی سنتی با آواز «شهرام ناظری» به آهنگ‌سازیِ «پرویز مشکاتیان» و نوازندگیِ «گروه عارف» بر روی سروده‌های «شهریار»، «ملک‌الشعرا بهار»، «مولوی» و «هوشنگ ابتهاج» است که نخستین بار در سال ۱۳۶۲ اجرا و در سال ۱۳۶۵ به مدت ۵۲ دقیقه و ۲۳ ثانیه در ۷ تراک منتشر شد. نام آلبوم برگرفته‌ از سروده‌ی به همین نام از «شهریار» است.

مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد          قیامت‌های پُر آتش زِ هَر سویی برانگیزد
دلی خواهيم چون دوزخ که دوزخ را فُروسوزد          دو صد دریا بشوراند، زِ موج بحر نپرهیزد
چو شيری سویِ جنگ آید، دلِ او چون نهنگ آید          به‌جز خود هیچ نگذارد و با خود نیز بِستیزَد (مولوی)

فهرست:
۱. پيش درآمد
۲. لاله‌ی بهار، شهریار
۳. لاله، ملک‌الشعرا بهار
۴. مرا عاشق، مولوی
۵. هم‌نوازیِ سنتور و تنبک
۶. ساز و آواز، هوشنگ ابتهاج
۷. ادامه ساز و آواز

هنرمندان:
آواز: شهرام ناظری
آهنگ‌ساز و سرپرستِ گروه: پرویز مشکاتیان
سنتور: پرویز مشکاتیان
كمانچه: علی‌اكبر شكاری، اردشير كامكار
تنبک: ناصر فرهنگ‌فر
نی: جمشید عندلیبی
تار: حميد متبسم، ارشد طهماسبی
بم تار : فرخ مظهری
بربط: محمد فیروزی

برداشت از جلد و متن اثر

ادامه مطلب
+ نگاشته شد در شنبه چهارم مهر 1388 4:36 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم گل صدبرگ، شهرام ناظری

آلبوم گل صدبرگ، شهرام ناظری

«گل صدبرگ» آلبوم «هم‌نوازیِ سه‌تار» به آهنگ‌سازیِ «جلال ذوالفنون»، «رضا قاسمی» و «شهرام ناظری»، و سرپرستیِ «جلال ذوالفنون» با آواز «شهرام ناظری» است که در سال ۱۳۶۰ به مناسبت «هشتصدمین سال‌گرد تولد مولوی» بر روی اشعاری از «عطار نیشابوری»، «حافظ» و «مولوی» در «آواز بیات تُرک» و «چهارمضراب قدیمیِ بیات تُرک» با گرایش به «موسیقیِ عرفانی ایران» اجرا و منتشر شد. نام آلبوم «گل صدبرگ» از سروده‌ای از «مولوی» گرفته شده است.

«گل صدبرگ به‌پیشِ تو فرو ریخت ز خجلت          که گمان بُرد که او هم رُخِ رعنای تو دارد»

آلبوم «گل صدبرگ» بی‌شک نقطه‌ی عطفی در «تاريخ موسيقی ايران» است. موسيقی‌دانان ايرانی پيش از «گل صدبرگ» علاقه‌ای به بهره‌گیری از «سه‌تار» نشان نمی‌دادند و استفاده از این ساز به «تک‌نوازی‌ها» و «آوازهايی انگشت شمار» منحصر می‌‌شد که بیشتر آن‌ها از اقبالِ عمومی برخوردار نمی‌شدند. به بیان دیگر، پيش از انتشارِ آلبوم «گل صدبرگ» استفاده از سازِ «سه‌تار» به عنوانِ سازِ پایه، آن هم به صورت گروه‌نوازی، در يک اثر موسيقايی در «موسيقیِ آوازیِ ايران» ناممکن می‌نمود، پیش‌ از این «شهرام ناظری» و «جلال ذوالفنون» در سال ۱۳۵۶ با اجرای «بادِ صَبا» به‌صورتِ «بدیهه‌نوازی سه‌تار» و «بدیهه‌خوانی» تلاش‌ برای نوزاییِ «سه‌تار» را آغازیده بودند.

نتيجه‌ی اجرای اين اثر اقبالِ بی‌سابقه‌ی هنرآموزان به ساز «سه‌تار» بود که «مهرداد ترابی» نویسنده‌ی کتاب‌های «آموزشِ سه‌تار» آن‌را «انقلاب سه‌تار ايران» نامید. «گل صدبرگ» قابلیت‌های فراموش شده‌ی «سه‌تار» را به موسیقی‌دانان ایران یادآور شد. در آلبوم «گل صدبرگ» جسارتِ «شهرام ناظری» در ارایه‌ی تراوش‌های ذهنیِ «غیر معمول» خود آشکار شد. آخرين بخشِ اين آلبوم قطعه‌ای آوازی ساخته‌ی «رضا قاسمی» است که نخستين اجرای آن به‌سال ۱۳۵۴ در منزل دکتر «نظام زاده نايينی» برمی‌گردد، جايی که «شهرام ناظریِ جوان» به خواستِ «غلام‌حسین بنان» آواز می‌خواند و «شهرام ناظری» بخش‌هایی از «غزل شماره‌ی ۱۸۵۵» سروده‌ی «مولوی» را انتخاب می‌کند:

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون          دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون
چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید          چو کشتی‌ام دراندازد میان قلزم پرخون
زَنَد موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد          که هر تخته فروریزد ز گردش‌های گوناگون
نهنگی هم برآرد سر، خورَد آن آبِ دریا را          چنان دریایِ بی‌پایان شود بی‌آب چون هامون
شکافد نیز آن هامون نهنگ بَحر فرسا را          کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون
چو این تبدیل‌ها آمد نه هامون ماند و نه دریا          چه‌دانم من‌دگر چون‌شد که چون غرق‌ست در بی‌چون
چه دانم‌های بسیار است لیکن من نمی‌دانم          که خوردم از دهان بندی در آن دریا کفی اَفیون

«غلام‌حسین بنان» که بسیار به «لطافت و گُزیده‌گیِ شعر» برای آواز پای‌بند بود از انتخابِ «شهرام ناظری» شگفت‌زده شده و می‌گوید: «شعری که انتخاب کرده‌اید پر از کلماتِ خشنِ «خون»، «تخته پاره» و «نهنگ» است. هر قدر خوش بخوانیدش «اين کلمه‌ها» و «وزنِ شعر» گیراییِ آواز تو را می‌گیرد.» سال‌ها پس از این داستان، «شهرام ناظری» همان آواز را بر روی موسیقیِ ساخته‌ی «رضا قاسمی» اجرا و به‌گوش رساند، مقبولیت این اثر بر کسانی که با «تاریخچه‌ی موسیقی ایران» آگاهی دارند پوشیده نیست.

همان‌طور که ترانه‌ی «می‌تراود مهتاب» که «شهرام ناظری»، پیش از انقلاب ۱۳۵۷، در نِشَستی به‌همراه «سه‌تار» خویش خواند نقطه‌ی آغازین به‌کارگیریِ «شعر نوین ایران» در «موسیقیِ آوازیِ سنتی» بود، پس از «گل صدبرگ» نیز موسیقی‌دان‌ به بهره‌گیری از شعرِ «مولوی» و به‌کار‌گیریِ «ساز سه‌تار» به عنوانِ سازی پایه و مستقل روی آوردند.

ما درسِ سحر در ره مِی‌خانه نهادیم       محصول دعا در ره جانانه نهادیم
در خِرمن صد زاهدِ عاقل زند آتش       این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم
در دل ندهم ره پس از این مِهر بُتان را       مُهرِ لب او بر در این خانه نهادیم
چون می‌رود این کشتیِ سرگشته که آخر       جان در سَرِ آن گوهر یک‌دانه نهادیم

هنرمندان:
آواز: شهرام ناظری
سه‌تار: جلال ذوالفنون
سه‌تار: رضا قاسمی
سه‌تار: محمدحسن مهدویان
سه‌تار: کاوه دلیر آذر
سه‌تار: هوشنگ امیر اردلان
برداشت آزاد از جلد و متن آلبوم

ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه سوم مهر 1388 21:59 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم چشم براه، شهرام ناظری

آلبوم چشم براه، شهرام ناظری

«چشم براه» نام آلبوم موسیقی سنتی ایران با آواز «شهرام ناظری» به آهنگ‌سازی «عطا جنگوک» با اجرای «گروه شهر آشوب» بر روی سروده‌های «حافظ»، «ابوسعید ابوالخیر»، «نیما یوشیج»، «محمدرضا شفیعی کدکنی» و «هوشنگ ابتهاج» است که نخستین بار در اردیبهشت ۱۳۷۰ در ۱۱ تراک منتشر شد. نام آلبوم برگرفته از سروده‌ی «نیما یوشیج» به‌نام «ترا من چشم در راهم» است.

عطا جنگوک، جلد اثر:
«گروه شهرآشوب» این‌بار عهده‌دار اجرای ۳ تصنیف و ۳ قطعه‌ی تنظیمی است. تصنیف‌های «چشم براه» از نظرِ تلفیقِ شعر و موسیقی با کارهای انجام شده در گذشته متفاوت است. در این مجموعه برای نخستین بار همراه با سازهای ملی دو ترانه می‌شنویم که بر روی شعرهای نو «چشم به راه» و «سفر» به گونه‌ای ساخته شده‌اند که مصراع‌ها و کلام دارای سیر طبیعی خود است. هر دو تصنیف از دیدگاه فرم سراسر بدون استفاده از حالت‌های آوازی و نیمه آوازی در تصنیف و با بهره‌گیری از تحریرهای منطقی ویژه‌ی «ردیف موسیقی ایران» ساخته شده‌اند. مقدمه‌ی هر تصنیف بسته به موضوع شعر از روندی تصویری و تنظیمی برخوردار است. با توجه به «فضای کار» و «ارکستر» بیشترین نقش را ساز «سه‌تار» بر عهده دارد.

تو را من چشم در راهم
تو را من چشم در راهم شباهنگام
که می‌گیرند در شاخ تَلاجُن سایه‌ها رنگِ سیاهی
وز آن دل‌خستگان‌ات راست، اندوهی فراهم
تو را من چشم در راهم
شباهنگام در آن‌دم که بر جا دره‌ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پایِ سَروِ کوهی دام
گَرَم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی‌کاهم
تو را من چشم در راهم (نیما یوشیج، زمستان ۱۳۳۶)

فهرست:
۱. قطعه‌ی مارال، بر اساس ملودیِ قشقایی
۲. چهارمضراب، آواز و سه‌تار، به‌یاد «درویش‌خان»
۳. چشم به راه، سروده‌ی نیما یوشیج
۴. آواز و سنتور
۵. ساقی
۶. قطعه‌ی گفتگو
۷. آواز، سه‌تار و چهارمضراب
۸. تکرارِ چشم به راه، سروده‌ی نیما یوشیج
۹. چهارمضراب نی و آواز
۱۰. چهارمضراب سه‌تار و ارکستر
۱۱. سفر، سروده‌ی محمدرضا شفیعی کدکنی

هنرمندان:
آواز: شهرام ناظری
سنتور: رضا شفیعیان
تار، سه‌تار: عطا جنگوک
تار: منصور سینکی
عود، تارباس: حسین بهروزی‌نیا
کمانچه: هادی منتظری
نی: بهزاد فروهری
تنبک: محمود فرهمند
دف: اردشیر فهیمی

جلد اثر

ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه سوم مهر 1388 16:1 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم سفر عسرت، شهرام ناظری

آلبوم سفر عسرت، شهرام ناظری

«سِفر عُسرت The Book of Austerity» آلبوم آواز «شهرام ناظری» بر گزیده‌ای از شعر نوین فارسیِ متاثر از فضای اجتماعی پس از کودتای ۱۳۳۲ ایران به آهنگ‌سازیِ «فرخ‌زاد لایق» است که نخست در فرانسه به‌سال ۲۰۰۷ و پس از چندی با دشواری‌هایی در ایران منتشر شد. آلبومِ «سِفر عُسرت» که می‌شود آن‌را «برگی از تاریخِ شعر اجتماعیِ ایران» نامید و در آن از سروده‌های «مهدی اخوان ثالث»، «احمد شاملو»، «محمدرضا شفیعی کدکنی» و «هوشنگ ابتهاج» استفاده شده به «مهدی اخوان ثالث» تقدیم شده است. این آلبوم در ۱۰ تراک و به مدت زمان ۴۶ دقیقه و ۵۴ ثانیه و به‌دست «مشکات» در ایران منتشر شده است.

شهرام ناظری، جلد اثر:
«مشروطیت» آغازگرِ «نگاهی نو» به همه چیز بود و هنر نیز هم. در شعر، «میرزاده عشقی» و «ملک‌الشعرای بهار» در همان قالب کلاسیک، اما با نگاه دیگری سرودند و آن نگاه سرانجام در «نیما یوشیج» به «انفجار» رسید. در موسیقی نیز چهره‌هایی چون «عارف قزوینی»، «مرتضی نی‌داوود»، «علی‌نقی وزیری»، «روح‌الله خالقی» و «امیر جاهد» پیام‌آورِ دیگرگونی بودند، اما این‌که چرا آن «انفجار» در موسیقی رخ نداد موضوعی دیگر است.

طرح آوازیِ «سِفر عُسرت» در راستای اندیشه‌ای است که همواره در سر داشته‌ام. اندیشه‌ای که از آغاز زندگی هنری خویش با رویکرد به «مولوی» و یافتن لحن‌های حماسیِ گمشده در «موسیقی سنتی دوره‌ی ما» مطرح نمودم و در این راه آثاری کم و بیش ماندگار را با یاریِ هنرمندان هم‌فکرم به یادگار نهادیم که همین‌ها موجب ارتباط با نسل امروز گردیده و سهم بزرگی در رویکرد جوانان به موسیقی سنتی داشته است. پس از آن مرا چشم‌اندازی دیگر می‌بایست به «شعر امروز ایران» در محضر «مهدی اخوان ثالث»، «محمدرضا شفیعی کدکنی» و «هوشنگ ابتهاج» تا آماده‌ی نگاهی متفاوت باشم به موسیقیِ آوازی ایران و یافتن فضای دیگرگونی که به ابعاد امروزین ادبیات ایران بپیوندد.

برآمد این «نگاه» از ۳ دهه‌ قبل تا امروز به آواز درآوردن «می‌تراود مهتاب از نیما یوشیج» و بخش‌هایی از «زمستانِ مهدی اخوان ثالث» و «صدای پای آبِ سهراب سپهری» بود. ناگفته نماند که قبل از آن تجربه‌هایی در پیوند «شعر نو» با «موسیقی سنتی ایران» انجام شده بود، اما تنها به‌دست آهنگ‌سازان و تنها در قالب تصنیف. تجربه‌ی من در این راستا پیوند «شعر نو» با «آواز» بود، آواز با متر آزاد. پیش از این در میان خوانندگان نشانی از این دست تجربه دیده نشده است.

در سال ۱۳۷۰ مجموعه‌ای از شعر امروز ایران را در «راست پنجگاه مرکب» جمع‌آوری و تدوین کردم که با تنظیم «مهدی آذرسینا»، «مسعود شناسا» و «محمد اخوان» پس از نزدیک به ۴ سال تمرین به اجرا درآمد. آثاری چون «حلاج از محمدرضا شفیعی کدکنی»، «فریاد از احمد شاملو»، «می‌ترواد مهتاب و هست شب از نیما یوشیج»، «آواز کرک و چاووشی از مهدی اخوان ثالث»، «خونِ کدامین عاشق از هوشنگ ابتهاج»، «باران از فریدون مشیری»، «آیینه‌ی بیداد از محبت»، «اندوه یک قطره‌ی باران از اسماعیل خویی»، «خراب آباد از بهزاد کرمانشاهی» و «نگاه کن به غم از فروغ فرخزاد» که این مجموعه‌ی بزرگ که دربردارنده‌ی دیدگاه‌های «ویژه‌ی ردیفی» از تلفیقِ شعر نو با گوشه‌های دور افتاده‌ی «راست پنجگاه» بود هرگز منتشر نشد. «سِفر عُسرت» ادامه‌ی سه دهه جستجوی همان «نگاه» است که در تلاقی با «نگاه» دیگرگونِ «فرخ‌زاد لایق» در موسیقی ما شکل می‌گیرد.

فرخ‌زاد لایق، جلد اثر:
«سِفر عُسرت» بیش و پیش از هر چیز تجربه‌ای در جهت حضور حجم و فضا در «موسیقیِ دستگاهی ایران» است. ابزار مادیِ این تجربه همان‌ است که در موسیقی سنتی مااست. هدف اما گستراندن مفهوم در فضایی متکثر است که تشخّص خویش را در قبالِ «تک گویانه‌گیِ تغزلیِ موسیقی سنتی» باز می‌یابد. مرتبت کُنونیِ «سِفر عُسرت» بی‌شک وام‌دار حضور «شهرام ناظری» است. بی او این تجربه بر چکاد بلوغ خویش نمی‌نِشَست. سپاس من بر او باد و اگر هم او اجازه دهد و نیز اندک قدر و منزلتی از این اثر معطوف به من باشد آن‌را بر خاطره‌ی مهر بی‌کرانی می‌افشانم که اینک گویی در پس خاموشیِ قرن‌ها خفته است: پدرم.

در مزار آبادِ شهرِ بی تپش
وایِ جغدی هم نمی‌آید به گوش
دردمندان بی‌خروش و بی‌فغان
خشم‌ناکان بی‌فغان و بی‌خروش
آب‌ها از آسیا افتاده است
دارها بر چیده خون‌ها شسته‌اند
جای رنج و خشم و عصیان بوته‌ها
پِشک‌بُن‌های پلیدی رسته‌اند
خانه خالی بود و خوان بی آب و نان
وآنچه بود آشِ دهن سوزی نبود (مهدی اخوان ثالث)

فهرست:
۱. در آمد، مهدی اخوان ثالث
۲. روایت، مهدی اخوان ثالث - احمد شاملو
۳. درآمدِ اول، محمدرضا شفیعی کدکنی
۴. درآمدِ دوم
۵. چکاوک، محمدرضا شفیعی کدکنی
۶. قطعه‌ی چاووشی
۷. بيداد، محمدرضا شفیعی کدکنی
۸. اوج، محمدرضا شفیعی کدکنی
۹. فرود، محمدرضا شفیعی کدکنی
۱۰. غروب، هوشنگ ابتهاج

هنرمندان:
آواز: شهرام ناظری
موسیقی: فرخزاد لایق
دف: بیژن کامکار
کمانچه (سوپرانو- آلتو): شروین مهاجر
سنتور (قسمت یک و شش): سیامک آقایی
سنتور (قسمت ده): علی بهرامی
تنبک، کوزه و دمام: نوید افقه
دهل: همایون نصیری
سه‌تار: فرخزاد لایق

جلد اثر و شهرام ناظری

ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه سوم مهر 1388 5:35 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم آواز اساطیر، شهرام ناظری

آلبوم آواز اساطیر، شهرام ناظری

«آواز اساطير» که به‌نام‌ «شاهنامه‌ی کُردی» نیز شناخته می‌شود و پیش‌تر قرار بود با نام «نغمه‌های ساسانی» منتشر شود آلبوم آواز «شهرام ناظری» به آهنگ‌سازی و نوازندگی تنبور «علی‌رضا فیض بشی‌پور» است که در سال ۱۳۷۹ بر روی اشعار برگزیده‌ای از «شاهنامه‌ی کُردی»، «درويش ذوالفقار» و دیگر «سروده‌های کُردی» ساخته و به‌دست «آواز بیستون» منتشر شد. آلبوم «آواز اساطیر» برگردانِ بخشی از ارزش‌های جاودان قومی از اقوام کُرد است که آنان را «یارستان» خوانده‌اند. تمامیِ ترانه‌های این آلبوم به «زبان کُردی» است.

موسیقی گسترده‌ای است عظیم و آسمانی که به اقتضای سرشت و وطبیعت‌اش راویِ حدیث انسان بوده و به فراخور مرتبتِ آدمی وجود یافته است. موسیقیِ اقوام بیان‌گر هویت آنان در عرصه‌های گوناگون حیات‌شان است. «شهرام ناظری» در آلبوم «آواز اساطير» آوازهای کهنِ کُردی را اجرا کرده و توان‌مندی‌های خود را در این زمینه به رخ کشیده است.

متن ترانه‌ی مقام مجنونی:
ده رمانِ زامان، دَرده گه‌یْ کاریم
 هامْ رازِ نالَه‌یْ ، شُوان بی‌داریم
راحَتی جَستی مِیْنَتْ بارَگَم
مَرحمِ سینه‌یْ پِر ژِه خارَگم
آیْ راحَتی جَستی مِیْنَتْ بارَگَم
کُوا لِیْلی، نیا لِیْلی، چیا لِیْلی
 خیال دُ‌وِیْ تُاو نیشْتَنِ وَ جَرْگَم
وَه دوریتْ قَسَمْ، رازیمُ وَ مَرْگَم
هی چه مانمَ رﻳﮊاوْ، روخسارَم زرْدَه‌ن له داخِ یارانْ پیرانِمُ کَردَنْ
 آیْ شَرطِِمْ شَرطیوَنْ، مَجْنونْ شَرط کَردَ‌ن
لِیْلِی مِن تونی تا وِ رویِ مَردَ‌نْ
کُوا لِیْلی، نیا لِیْلی، چیا لِیْلی

فهرست:
۱. خور و آوا (غروب)، آوای رفتنِ خورشید، شعر از درويش ذوالفقار با قدمتی بیش از ۱۰۰ سال.
۲. مقام مجنونی، مویه بر مرگ لیلی
۳. چایِ بیژن (چاه بیژن)، تمثیلی بر دیدن بیژن خود را در چاه ارژنگ و رهایی‌اش سحرگاه به‌دست رستم
۴. روسم (رستم)، رستم‌خواهی و طلبِ یاری
۵. مقام جلو شاهی
۶. مقام مجنونیِ لنگ، فغانِ مجنونِ پژار (غم‌بار) در هجرانِ یار
۷. شور درد (آی یازیزم)، آهنگ از شهرام ناظری

آواز: شهرام ناظری
آهنگ‌ساز: علی‌رضا فیض بشی‌پور
تنبور: علی‌رضا فیض بشی‌پور
دف و دهل: حافظ ناظری
شهرام ناظری، جلد و متن اثر

ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه سوم مهر 1388 4:39 به‌دست دل‌نواز  | 

آلبوم آتش در نیستان، شهرام ناظری

آلبوم آتشی در نیستان، شهرام ناظری

آلبوم «آتش در نیستان» آواز «شهرام ناظری» به آهنگ‌سازی «جلال ذوالفنون» و «شهرام ناظری» بر پایه‌ی هم‌نوازی «سه‌تار» است که در سال ۱۳۶۷ اجرا و در ۶ تراک منتشر شد. نام آلبوم برگرفته از سروده‌ای از «مجذوب علی‌شاهِ همدانی» است. در این آلبوم که «جلال ذوالفنون» نوازندگیِ جوابِ آواز و سرپرستیِ گروه نوازندگان را بر عهده داشته از سروده‌های «ابوسعید ابوالخیر»، «مجذوب علی‌شاه»، «مولوی» و «حافظ» استفاده شده است.

برخورداری از ریتم درست، متن قوی، لحنی سوزان و آوازی ماندگار باعث شده تا «آتش در نیستان» اثری یکتا باشد. بی‌شک «آتش در نیستان» از ماندگارترین آلبوم‌هایی است که در پهنه‌ی موسیقی سنتی ایران عرضه شده است. «آتش در نیستان» را می‌توان ادامه‌ی منطقیِ آلبوم «گل صدبرگ» به شمار آورد و نشان از آن‌ گرفت که «شهرام ناظری» علاوه بر آواز، دستی چیره در تصنیف‌سازی و ذهنی بِکر برای پروردن ملودی‌ دارد.

بیرون از گودِ هنریِ آلبوم «آتش در نیستان» آن‌چه به‌ چشم می‌آید اشتباه پیاپی ناشران گوناگون در نام‌گزاریِ تراک‌های آلبوم و نیز پخش آن با نامِ اشتباه «آتشی در نیستان» و اختلافِ نظر در نسبت دادن شعر «هنگام سپیده دم خروسِ سحری» به «ابوسعید ابوالخیر» یا «خیام» اشاره کرد.

آن کیست که از راه کَرَم با چون مَنی یاری کند؟
بر جایِ بدکاری چو من، یک‌دم نکوکاری کند؟
اول به‌بانگِ نای و نی، آرد به دل پیغام وِی
وآن‌گه به یک پیمانه مِی، با من وفاداری کند
گفتم گره نگشوده‌ام زان طره تا من بوده‌ام
گفتا منش فرموده‌ام، تا با تو طراری کند
دل‌بَر که جان فرسود از او، کام دلم نگشود از او
نومید نتوان بود از او، باشد که دل‌داری کند
پشمینه پوش تندخو از عشق نشنیده است بو
از مستی‌اش رمزی بگو، تا تَرکِ هوشیاری کند
زان طُرّه‌ی پر پیچ و خم، سهل است اگر بینم ستم
از بند و زنجیرش چه غم آن کَس که عَیّاری کند
با چشمِ پُر نیرنگ او حافظ مکن آهنگ او
کان طره‌ی شب‌رنگِ او بسیار طرّاری کند

فهرست:
۱. سپیده، آواز در گوشه‌ی حجاز، هم‌نواز آواز جلال ذوالفنون، ابوسعید ابوالخیر
۲. آتش در نیستان، مقدمه و تصنیف ساخته‌ی شهرام ناظری، مجذوب علی‌شاه
۳. یار مرا، قطعه‌ی ضربی حجاز، ساخته‌ی جلال ذوالفنون، مولوی
۴. قطعه‌ی ضربی، بر مبنای ملودیِ محلیِ مازندران، ساخته‌ی جلال ذوالفنون
۵. آن کیست؟، بدیهه‌نوازی و بدیهه‌خوانی بر مبنای ملودی محلی مازندرانی، هم‌نواز آواز جلال ذوالفنون
۶. ارغوان، حافظ

هنرمندان:
آواز: شهرام ناظری
آهنگ‌ساز: جلال ذوالفنون
سه‌تار: جلال ذوالفنون، علی ناظری، سهیل ذوالفنون، حسین یارا، جواد ایمانی
دف: بیژن کامکار
تنبک: بیژن زنگنه

برگرفته از شهرام ناظری، جلد و متن اثر

ادامه مطلب
+ نگاشته شد در جمعه سوم مهر 1388 2:50 به‌دست دل‌نواز  |